نمایش پست تنها

قدیمی 02-02-2009, 10:13 AM   #4 (permalink)

soheil_g

ســـــــرپرست ســــــایت

 soheil_g آواتار ها

 
تاریخ عضویت: Sep 2008
سن: 27
نوشته ها: 5,957
سپاس ها: 830
سپاس شده 450 در 355 پست
حالت من:
درجه: 54 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 1398 / 1748
سحر و جادو: 1985 / 7724
تجربه: 79%

Rep Power: 7 soheil_g is on a distinguished road
پیش فرض

روش مناسب براى نجات وهابيان از عبدالوهاب :


مساله باقی مانده بعد از پایان یافتن طرح بحث غلو درباره شیخ محمد عبدالوهاب-خدا او را رحمت کند- برای برادران وهابی، طرح چهار مساله مهم با هدف درمان و نجات وهابیان از غلو درباره شیخ محمد عبدالوهاب است:


اختلاف ميان سيد قطب وميان عبدالوهاب در معرفت توحيد :


حقيقت اول : تنها با شناخت نقطه اختلاف اساسی میان توحید سید قطب و توحید شیخ عبدالوهاب، می توان مشکلات توحید شیخ عبدالوهاب را درک کرد. در این صورت می توانیم توهّم موجود در اندیشه برادران با اخلاص ولی دور از حقیقت وهابی را از بین برد.
سید قطب روش دیگری در فهم توحید داشت و با اندیشه شیخ عبدالوهاب مخالفت می کرد. همین روش مرا جذب کرد و باعث شد کاستی های توحید شیخ عبدالوهاب را درک کنم.
شیخ عبدالوهاب در کتاب ها و نامه هایش تاکید دارد که پیامبران برای توحید ربوبیّت مبعوث نشدند، در حالی که سید قطب در تمامی کتاب هایش معتقد است یکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران توحید ربوبیّت است.
به یاد می آورم وقتی در عربستان بودم بر سر این تفاوت اساسی و گسست بزرگ میان سید قطب و محمد عبدالوهاب در مساله توحید ربوبی، درگیری شدیدی بین ما درگرفت.
در حقیقت بعد از تحقیق بسیار کشف کردم که شیخ محمد عبدالوهاب اشتباه کرده است. او اصرار داشت، هیچ درگیری میان پیامبران و دشمنانشان در مساله توحید ربوبیّت انجام نشده است... بی توجهی شیخ محمد عبدالوهاب به توحید ربوبیّت باعث شد، توحید او مساله شرک موجود در حاکمیّت سیاسی و کاخ ها یا شرک در قانون و قانون گذاری را فراموش کند.
پیش از کامل کردن سخن درباره این حقیقت، علاقمندم تعریف توحید ربوبی را بر اساس بیان شیخ عبدالوهاب مطرح کنم، با این ملاحظه که تعریف شیخ محمد عبدالوهاب از توحید ربوبی، در بسیاری جهات هماهنگ با تعریف شهید سید قطب است.
به نظر من بهترین تعریفی که شیخ محمد عبدالوهاب برای توحید ربوبی مطرح کرده این عبارت اوست- خدا او را رحمت کند-:
«اگر از شما بپرسند: تفاوت توحید ربوبی و توحید الوهی چیست؟ بگو: توحید ربوبی، فعل پروردگار است مانند آفریدن، روزی دادن، زنده کردن و میراندن، فرستادن باران، رویاندن گیاه و تدبیر امور
ولی توحید الوهی: فعل شما بندگان خداست مانند دعا کردن، امیدداشتن، ترسیدن، توکل، توبه، رغبت، رهبت و نذر کردن،... و دیگر انواع عبادت ».
همچنین وهابی معاصر و سنّتی شیخ «عبدالرزاق عفیفی» نایب مفتی بزرگ کشور عربستان می گوید:
«توحید ربوبی به معنای اعتقاد به یگانگی خداوند تعالی در آفرینش و روزی دادن، زنده کردن و میراندن و دیگر انواع تصرّف و تدبیر در ملکوت آسمان و زمین است. به معنای اعتقاد به یکتایی خداوند در حاکمیت و تشریع با فرستادن رسولان و کتاب های آسمانی است. خداوند تعالی می فرماید: «ألا له الخلق و الأمر تبارک الله ربّ العالمین» ... »
در حقیقت شیخ محمد عبدالوهاب با اصرار بر این مساله که درگیری میان پیامبران و مشرکان به توحید ربوبی مرتبط نبوده و تصریح به این که مشرکان به توحید ربوبی اعتقاد داشته اند، جنایت بزرگی در حق توحید مرتکب شده است. در یکی از نامه های خود در این باره می نویسد:
«از محمد عبدالوهاب به عبدالله بن سحیم...
آنچه انسان را در چارچوب اسلام داخل می کند، توحید پرستش(الوهیّت) است... »
همچنین بدیهی است یکی از ویژگی های توحید شیخ محمد عبدالوهاب- چنان که عقیده تمام وهابیان گذشته و معاصر می باشد- این است که بعثت پیامبران را با هدف توحید ربوبی نفی می کنند.
شیخ وهابی معاصر «محمد بن حسن اسمری» در سخنرانی مشهور خود با عنوان «مزایا دعوة الإمام محمد عبدالوهاب»؛ «ویژگیهای دعوت امام محمد عبدالوهاب» می گوید:
«ویژگی چهارم: ظاهرا مشرکان در زمان بعثت سرور رسولان، در توحید پرستش، مشکل داشتند، ولی به توحید ربوبی معتقد بودند. امام محمد عبدالوهاب- خدا او را رحمت کند- این مساله را در نامه ها و مسایل خود تبیین کرده است. این مساله روشن است و نقل های فراوانی از او وجود دارد».
تمامی وهابیان، اتفاق نظر دارند که شیخ محمد عبدالوهاب بعثت پیامبران برای توحید ربوبی نفی می کرد.
بعد از بیان دیدگاه شیخ محمد عبدالوهاب قصد داریم، نظر شهید سید قطب را - رحمت خدا بر او باد- بیان کنیم:
«بخش های سه گانه سوره هود، برای تعریف حقیقت معنای پرستش، پی در پی آمده است. این آیه ها برای اثبات وجود خداوند سبحان نیست بلکه هدف این آیات تبیین ربوبیّت خداوند یکتا در زندگی بشر می باشد چنانکه این حقیقت در نظام هستی ثابت است.
مساله پرستش خداوند ، اختلافی نبوده است. رسولان الاهی با مساله توحید ربوبی مواجه بودند. طاغوت ها با توحید ربوبی رودررو می شدند، مساله مطرح دینداری خالص و بدون شرک برای خداوند بوده، تنها خضوع در برابر خداوند، بدون وجود هیچ منازعی، برگرداندن مسایل مردم به حاکمیّت، قضاوت، قوانین و فرمان الاهی» .
همچنین می گوید:
«اختلاف میان جاهلیّت و اسلام و اختلاف میان حق و طاغوت در طول تاریخ، بر معبود بودن خداوند برای موجودات هستی نبوده، و تصرّف خداوند در جهان علّی و معلولی و قوانین حاکم بر هستی نبوده است. میدان مبارزه این بود که چه کسی پروردگار مردم است؟ حاکم مردم و قانون گذار و تدبیرگر مسائلشان کیست؟ چه کسی مردم را به پیروی از خود ملزم می کند؟»
همچنین سید قطب در کتاب تفسیر سوره ابراهیم می گوید:
«باید اشاره کنیم که حضرت ابراهیم(علیه السلام) در هر بند از دعاهای خاشعانه اش واژه «ربنا» یا «رب» را تکرار کرده. این تکرار به این جهت بوده که «ربوبیّت الله» لهجه زبان خود و فرزندانش بعد از او شود. این تکرار پرمغز است. ابراهیم(علیه السلام) خداوند سبحان را با صفت اله بودن یاد نمی کند بلکه با صفت رب بودن می خواند.
بنابراین اولوهیّت خداوند، کمتر مساله مورد بحث دوره های جاهلیّت به ویژه جاهلیّت عرب بوده است. مورد اختلاف، مساله ربوبیت الاهی بوده است.
دینداری در واقعیت های زندگی زمینی، مساله علمی و عینی تاثیر گذار در زندگی انسان است. نقطه تفاوت روشی اسلام و جاهلیّت و توحید و شرک در جهان واقع همین جاست... مردم یا به دین خدا ملتزم می شوند و خداوند پروردگارشان است یا دینداری به قوانین غیر خدا را خواهند پذیرفت... قرآن به مشرکان عرب، دعای پدرشان حضرت ابراهیم(علیه السلام) را یادآور شده، آنان را به مخالفت آشکارشان با مفهوم این دعا آگاهی می دهد ».
معتقد هستم، راز حمله وهابیان به سید قطب در مخالفت سید قطب با شیخ محمد عبدالوهاب، در مساله توحید ربوبی نهفته است.
من در این کتاب، تقلید از سید قطب را برای شناخت توحید، توصیه نمی کنم. بلکه به دنبال نجات دادن برادران وهابی از توحید شیخ محمد عبدالوهاب هستم، زیرا سید قطب کسی بود که من و هزاران وهابی را از غلو در توحید شیخ نجات داد.


مشكل عدم تمييز ميان عدالت ياران بيامبر وميان حجيت آنها در نزد عبدالوهاب :


حقیقت دوم:
با توجه به تجربه طولانی که در گفتگو با برادران وهابی، و همچنین گرایش گذشته ام به این گروه فکری، معتقد هستم: صحیح نیست در ابتدا برای وهابیان، مساله «نقد عدالت تمامی صحابه» را مطرح کنیم. زیرا وهابیان با طرح این مساله گریزان خواهند شد، در حالی که هدف ما هدایت آنان به حقیقت است نه فراری دادنشان از حقیقت. به همین جهت ضروری است در ابتدا مساله «نقد حجیّت صحابه» را برای آنان مطرح کنیم و این مساله را برایشان روشن کنیم که حتی با پذیرش عدالت تمامی صحابه، این دیدگاه دلیل بر حجّت بودن تمام صحابه نیست... ما اهل بیت(علیهم السلام) را به دلیل وجود حدیث ثقلین حجّت دانسته ایم... اساسا تلازمی میان عدالت تمامی صحابه و حجّت بودنشان برای ما وجود ندارد. مشکل وهابیان این است که میان عدالت و حجیّت خلط کرده اند. ممکن است شخصی دارای عالی ترین درجات عدالت و تقوا باشد ولی به این معنا نیست که او حجّت است، زیرا دلیل اثبات کننده حجیّت با دلیل اثبات کننده عدالت متفاوت است. حجّت شمردن اهل بیت از طرف ما تنها به این دلیل است که خداوند فرمان داده به اهل بیت تمسّک کنیم، همانگونه که فرمان داده به قرآن و سنّت تمسّک نماییم. به همین جهت باید روشن کرد نظریه عدالت تمامی صحابه، دلیل بر تمسّک به آنان بعد از قرآن و سنّت نیست، زیرا دلیل تمسّک به آنان با دلیل اثبات کننده عدالت صحابه متفاوت است. باید گفتگو میان ما و وهابیان درباره حجیّت صحابه باشد، نه درباره عدالت صحابه. طرح مساله عدالت صحابه تنها بعد از طرح بحث حجیّت صحابه صحیح است.

غفلت شيخ عبدالوهاب از احاديث نهى ازقتل نمازگزاران حتى اگر مشرك بودند :


حقیقت سوم:
تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا با شیوه ای جدید، با توجه به روش فکری وهابیت، آنان را درمان کنیم. وهابیان اصرار دارند بسیاری از مسلمانان مشرک شده اند و به همین دلیل، کشتار آنان را جایز می دانند. با توجه به تجربه ام در گفتگو با وهابیان دریافته ام تاثیرگذارترین روش در جلوگیری از کشتار اهل سنّت و شیعیان توسط وهابیان، طرح احادیثی از پیامبر(ص) در نهی از کشتار نمازگذاران است هر چند این نمازگذاران مشرک یا منافق باشند. به دلیل وجود این احادیث یکی از پیشوایان وهابی معاصر، شیخ «مقبل وادعی»-خدا او را رحمت کند- به عدم جواز قتل مشرکان شیعه و صوفیه فتوا داده است .
شاید روشی که به شکل قطعی وهابیان را از ریختن خون شیعیان و اهل سنت مشرک!! منع می کند، ان این باشد که برای وهابیان روشن کنیم، بر فرض که شیعیان و بسیاری از اهل سنّت مشرک شده باشند، ولی شیخ مقبل وادعی – با اینکه در بسیاری از کتاب هایش تصریح کرده که آنان مشرک هستند- با این حال چون نماز را رها نکرده اند، نمی توان آن ها را کشت. زیرا رسول خدا از کشتار نمازگذاران نهی کرده است هر چند مشرک و منافق باشند.
در کتاب های حدیثی اهل سنّت ثابت است که مردی به رسول خدا(ص) گفت: «ای محمد تقوای خدا را پیشه کن!
پیامبر(ص) به او گفت: آیا کسی تقوای حقیقی از من به رعایت تقوا وجود دارد؟
خالد بن ولید گفت: ای رسول خدا! اجازه بدهید گردن او را بزنم.
رسول خدا فرمود: ای خالد این کار را نکن! شاید او جزو نمازگذاران باشد ».
عسقلانی در کتاب «الاصابة» در ضمن بیان زندگی نامه «سرحون» - که جزو منافقین بوده- بیان کرده: «اصحاب پیامبر قصد داشتند سرحون را بکشند. رسول خدا(ص) پرسید: آیا او اهل نماز است؟
گفتند: بله.
رسول خدا(ص) فرمود: از کشتن نمازگذاران نهی شده ام».
ذهبی در کتاب «میزان الإعتدال» - با سندی ضعیف- در زندگی نامه «عامر بن عبدالله بن سیّاف» از انس نقل کرده: «در نزد رسول خدا(ص) نام مردی برده شد. گفته شد: او پناه منافقان شده و درباره او سخنان زیادی رد و بدل شد... سپس از رسول خدا(ص) برای کشتن او اجازه گرفتند. رسول خدا(ص) از آنان پرسید: آیا او اهل نماز است؟
پاسخ دادند: بله ولی نمازش برای او فایده ای ندارد.
رسول خدا(ص) فرمودند: من از کشتن نمازگذاران نهی شده ام».
روایات فراوان و صحیحی وجود دارد که روشن می کند، رسول خدا(ص) از کشتن مشرکان یا منافقانی که نماز را ترک نکرده اند، نهی کرده است... این روایات را برای وهابیانی فراوانی که دستشان به خون شیعیان آلوده شده، مطرح کردم. وقتی فتوای مقبل وادعی را برایشان خواندم، توبه خود را از کشتن شیعه اعلام کردند.


اشتباه عبدالوهاب وطرفداران وى در نسبت تكفير شيعه به ابن تيميه :


حقیقت چهارم:
از آنجا که برای ما ثابت شده، برادران وهابی، شیعیان را به دلیل وجود فتوای امام ابن تیمیه، می کشند، باید برایشان روشن کنیم: ده ها دلیل وجود دارد که روشن می کند، فتوای ابن تیمیه، درباره نصیریه صادر شده نه درباره شیعیان دوازده امامی. دلایل فراوانی از کتاب های ابن تیمیه وجود دارد که ابن تیمیه تصریح دارد شیعیان دوازده امامی را تکفیر نکرده است. در گفتگوهایم با وهابیان، بسیاری از وهابیان را قانع کرده ام که شیخ محمد عبدالوهاب و پیروانش، سخن شیخ ابن تیمیه را درباره شیعیان دوازده امامی، تحریف کرده اند. این مساله نقش مهمی در تقریب میان شیعیان دوازده امامی و وهابیت دارد.
  پاسخ با نقل قول
 
chat room senatorha
chat room senatorha