گفتمش
توسط در تاریخ 2012/09/28 در ساعت 15:53 (396 نمایش ها)
گفتمش
شیرینترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشكش از مژگان چكید
لرزه افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناك خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه كه از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلكش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخرههای ساحل مغرب شكست
من به خود لرزیدن از دردی كه تلخ
در دل من با دل او میگریست
گفتمش
بنگر در این دریای كور
چشم هر اختر چراغ زورقیست
سر به سوی آسمان برداشت گفت
چشم هر اختر چراغ زورقیست
لیكن این شب نیز دریاییست ژرف
ای دریغا شبروان كز نیمه راه
میكشد افسون شب در خوابشان
گفتمش
فانوس ماه
میدهد از چشم بیداری نشان
گفت
اما در شبی این گونه گنگ
هیچ آوایی نمیآید به گوش
گفتمش
اما دل من میتپد
گوش كن اینك صدای پای دوست
گفت
ای افسوس در این دام مرگ
باز صید تازهای را میبرند
این صدای پای اوست
گریهای افتاد در من بیامان
در میان اشكها پرسیدمش
خوشترین لبخند چیست؟
شعلهای در چشم تاریكش شكفت
جوش خون در گونهاش آتش فشاند
گفت
لبخندی كه عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخاستم
بوسیدمش
شعر از: هوشنگ ابتهاج




