مشاهده RSS Feed

ya ali

هم قطار دیگران هستم ولى

به این مطلب امتیاز بدهید
هم قطار دیگران هستم ولى


با خودم هر روز و شب بیگانه ام
سالها در حسرت این بوده ام
حس کنم دستى به روى شانه ام


بى کسى مهمان هر روز من است
میزبانى مى کنم از روى جبر
مى دوم در حسرتى پوچ و سراب
مى چکد اشک از دو چشمم همچو ابر


مى هراساند مرا چنگال طرد
خانه ام هر لحظه جولانگاه مرگ
در سرم صدها سوال بى جواب
از هجوم رعد و کولاک و تگرگ


در دلم تدفین عشق عادت شده
دیگر از بى حاصلى ها خسته ام
گوشه اى در دایره گردان پوچ
در سکوت مبهمى پر بسته ام


زندگى هرگز براى من نبود
خالى از حیرانى و اندوه و درد
کاش این غم جان من را مى گرفت
جان سنگین و عقیم و سخت و سرد
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات