لحظه خدافظی
توسط در تاریخ 2013/09/16 در ساعت 21:28 (623 نمایش ها)
لحظه ی خدافظی!به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد،دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم
همسفر پرستوها می شم و برمی گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی می رم و برمی گردم
عزیزِرفته سفر کی برمی گردی؟
چشمونم مونده به در کی برمی گردی؟
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمی گردی؟
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستمپنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهای عاشق به خونه شون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تو رو ندیدم
گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم
همسفر پرستوها می شم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی می رم و برمی گردم
عزیزِرفته سفر کی برمی گردی؟
چشمونم مونده به در کی برمی گردی؟
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمی گردی؟





