مشاهده RSS Feed

Pari *

دلم هواي باران دارد ...

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط Pari * نمایش پست ها





آه باران ( از فریدون مشیری)





آه ، باران

ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -


اين گيسو پريشان كرده

بيد وحشي باران .

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

شهر سوگواران .





هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

رنگ اين شب هاي وحشت را

تواند شست آيا از دل ياران ؟





چشم ها و چشمه ها خشك اند .

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

همچنان كه نام ها در ننگ !





هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

آه ، باران ،

اي اميد جان بيداران !

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -

آيا‌، چيره خواهي شد ؟
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات