مشاهده RSS Feed

ya ali

شب بی کران

به این مطلب امتیاز بدهید
شب فراگیر است ومن ملول


ملول از سکوت ،سکوت سنگین


نگران به پایان شب


در انتظار شفق


در انتظار طلوع سپیدی


گویی شب قصد رفتن نمی داند


گر چه گویند شب رفتنی است


طلوع بود یا فریب


گویی فریبم می دهد


این سرخی بعد سحر گه نیست


باز مانده ی شب است وشب


سکوت است، سکوتی مرموز


درها بسته و پنجره ها گل گرفته


از شر این ظلمت


اما من


ملول وخسته مانده از راه


باپای آبله


نگرانم نگران


در انتظار غبار بی سوار


دریغ کز شبی چنین ستاره سر نی زند


پس راست می راند سخن


که فریبم می دهد


این شب مرموز


من وساز وسخن در پرده


واژه ها بردار


زیباو میان تهی


ملولم و نگران


از...
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات