مطالب بدون دسته بندی
نوشته اصلی توسط !Alipoor! در من ترانه های قشنگی نشسته اند انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان حالا به من رسیده و در من نشسته اند ... من باز گیج می شوم از موج واژه ها این بغضهای تازه که در من شکسته اند من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! شاید هوای زیستنم را عوض کنم باید که لهجه کهنم را عوض کنم این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب شمع قدیم سوختنم را عوض کنم هرشب میان مقبره ها راه می روم شاید هوای زیستنم را عوض کنم بردار شعر های مرا مرهمی بیار بگذار وصله های تنم را عوض کنم بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود از من مخواه تا کفنم را عوض کنم من که هنوز خسته باران دیشبم فرصت بده که پیرهنم ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟ جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟ جــز فکـرهـای منفـی ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! آدمک آخر دنیاست ! بخند ! آدمک مرگ همین جاست ! بخند! آن خدایی که بزرگش خواندی..... به خدا مثله تو تنهاست! بخند! دست خطی که تو را عاشق کرد شو خی کاغذی ماست بخند! فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست! بخند! صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست ! بخند! راستی انچه به یادت دادیم پر زدن نیست که در جاست! بخند! آدمک ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! مهربانی تزئین لحظه هاست برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم چه کسی رسد به پایت ز محبت و صفایت به خدا ز مهربانی در جهان یگانه هستی ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟ مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود ...