مطالب بدون دسته بندی
نوشته اصلی توسط !Alipoor! منم مثل خودت تنهای تنهام پر از بغضم پر از حرف سکوتم تو رو گم کردم اما روبروتم منو برگردون اون جایی که بودم آخه تا کی گرفتار قنوتم تو دنیایی که جای آرزوهاست کسی جز تو منو عاشق نمیخواست بیا تا سر بذارم رو ی شونه ات دلم مثل خودت تنهای تنهاست هنوزم زخمی سیب فریبم اسیر این شبای نا نجیبم تو خوبی کن بیا به خلوت من تو که میدونی ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! چراغارو خاموش کن هوا هوای درده دوست ندارم ببینی چشمیکه گریه کرده چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم میخوام به روم نیارم باید ازت جدا شم فکر نبودن تو دنیامو میسوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه یه خورده آرومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که برمیگردی از شرم اشکای من رفتی چرا یه گوشه ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! ماجرای عشق ما رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم ...
نوشته اصلی توسط !Alipoor! اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود رو لب پرنده ها ، دیگه آهنگی نبود اگه چشمات نبودن ، آسمون آبی نبود ُگلای یاس ِ سفید ، توی ِ هیچ خوابی نبود اگه چشمات نبودن ، شب ِ مهتابی نبود پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود اگه چشمات نبودن ، کی واسم گریه می کرد دل ِ من وقتی شکست ، به کجا تکیه می کرد اگه چشمات نبودن ، کی با من سفر می کرد ...