مشاهده RSS Feed

دسته بندی نشده

مطالب بدون دسته بندی

  1. خوان هشتم...

    خوان هشتم...


    ... يادم آمد، هان،


    داشتم مي گفتم، آن شب نيز


    سورت سرماي دي بيدادها مي كرد


    و چه سرمايي، چه سرمايي!


    باد برف و سوز وحشتناك


    ليك، خوشبختانه آخر، سرپناهي يافتم جايي


    گرچه بيرون تيره بود و سرد، هم چون ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. رباعیات رهی

    آن را که جفا جوست نمی باید خواست


    سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست




    مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست


    از دوست به جز دوست نمی باید خواست


    نوشین لب




    ی خبری


    مستان خرابات ز خود بی خبرند


    جمعند و ز بوی ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. رباعیات رهی

    آن را که جفا جوست نمی باید خواست


    سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست




    مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست


    از دوست به جز دوست نمی باید خواست


    نوشین لب




    ی خبری


    مستان خرابات ز خود بی خبرند


    جمعند و ز بوی ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. خلقت زن

    بود آسان علاج درد بیمار


    چو دل بیمار شد مشکل شود کار


    نه دمسازی که با وی راز گویم


    نه یاری تا غم دل باز گویم


    درین محفل چون من حسرت کشی نیست


    بسوز سینه ی من آتشی نیست


    الهی در کمند زن نیفتی


    وگر افتی به روز من نیفتی ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. چند قطعه از رهی

    همت مردانه
    در دام حادثات ز کس یاوری مجوی


    بگشا گره به همت مشکل گشای خویش


    سعی طبیب موجب درمان درد نیست


    از خود طلب دوای دل مبتلای خویش


    بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی


    واماند آن که تکیه کند برعصای خویش


    گفت آهویی به ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده