مطالب بدون دسته بندی
- رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه بیا ساقی آن میکه محنت برست به چون من کسی ده که محنت خورست مگر بوی راحت به جانم دهد ز محنت زمانی امانم دهد مبارک بود فال فرخ زدن نه بر رخ زدن بلکه شه رخ زدن بلندی نمودن در افکندگی فراهم شدن در پراکندگی چو شمع از ...
بیا ساقی آن آب جوی بهشت درافکن بدانجام آتش سرشت از آن آب و آتش مپیچان سرم به من ده کز آن آب و آتش ترم چه فرخ کسی کو بهنگام دی نهد پیش خود آتش و مرغ ومی بتی نار پستان بدست آورد که در نار بستان شکست آورد از آن نار بن تا به وقت بهار گهی نار جوید گهی آب نار ...
گرمخیربکنندم به قیامت که چه خواهی دوست مارا و نعمـــت فردوس شمارا **** مازدوست غیردوست مقصدی نمی خواهیم حوروجنت ای زاهـــد برتو باد ارزانی
دشت وصحرای مناعت چه غروری دارد موراین بادیه برپیل دمان می خندد مازبی نام ونشانی همه جاشهره شدیم همت ماست که برنام ونشان می خندد تیرکج،دست کج وپای کج وچشم کج است صید برزاویه ی تیروکمان می خندد تکه ای نان مده درراه ...
رباعی یا ترانه یکی از قالب های شعر سنتی فارسی است از متفرعات بحر هزج.شمس رازی استخراج این وزن وایجاد قالب رباعی را به پدر شعر پارسی نسبت می دهد ،وداستان نغز ولطیفی را در این مورد بیان می کند که علاقمندان را بدان مرجع حوالت می دهم . گویا کودکی زیبا رواز ...