مشاهده RSS Feed

تمام مطالب وبلاگ

  1. پروردگارا !

    توسط در تاریخ 2012/09/25 در ساعت 21:54 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    خدایا ! امید را از من نگیر که بدون آن ثانیه ای زنده نخواهم ماند.

    پروردگارا ! عشق را از من نگیر که بدون آن طاقت زندگی را ندارم.

    خدایا ! احساسم را از من نگیر که بدون آن زندگی ام هیچ فایده ای ندارد و از زندگی جز دیوار سنگی چیزی باقی نخواهد ماند.

    پروردگارا وجودم را از
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. چقدر خوبه که یاد بگیریم:

    توسط در تاریخ 2012/09/25 در ساعت 21:54 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    چقدر خوبه که یاد بگیریم:

    زمان هیچ وقت قرار نیست به عقب برگرده. پس حسرت گذشته ها

    رو نخوریم.آینده هم که هنوز نیومده، پس آرزوهای طول و

    دراز نداشته باشیم.چیزی که مهمه این هست که

    حال رو دریابیم و طوری استفادهکنیم که

    گذشته ها رو جبرانو آینده رو به بهترین

    وجه ممکن بسازیم.
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. شهریار(کاش یارب)

    توسط در تاریخ 2012/09/25 در ساعت 21:53 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها

    در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

    کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

    هر کس آزار من زار پسندید ولی

    نپسندید دل زار من آزار کسی

    آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد

    هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

    سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من

    هر که
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. یک سلام

    توسط در تاریخ 2012/09/25 در ساعت 21:53 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    باز هم یک سلام دیگه به تو تنها عشق زندگیم...

    من هیچوقت تو رو فراموش نمیکنم باور کن...

    از همون لحظه ی اول که تو رو دیدم عاشق و دلباختت شدم...

    من بزرگترین آرزوم اینه که عشق تو باشم و با تو زندگی کنم...

    من یک سبد گل بوسه برات هدیه اوردم...

    من تو رو تا جون در
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. دیدم شتابان میروی ، گفتم کجا؟ یکدم بمان

    توسط در تاریخ 2012/09/25 در ساعت 21:52 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    دیدم شتابان میروی ، گفتم کجا؟ یکدم بمان
    گفتی نمی خواهم تو را ، تنها بمان با مردمان

    گفتم نشاید اینچنین با این دلم بازی کنی
    گفتی که نتوانی مرا با گریه ات راضی کنی

    گفتم در این شهر خشن ، در خانه ماندن بهتر است
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده