نوشته اصلی توسط *Croon* خدایا ! امید را از من نگیر که بدون آن ثانیه ای زنده نخواهم ماند. پروردگارا ! عشق را از من نگیر که بدون آن طاقت زندگی را ندارم. خدایا ! احساسم را از من نگیر که بدون آن زندگی ام هیچ فایده ای ندارد و از زندگی جز دیوار سنگی چیزی باقی نخواهد ماند. پروردگارا وجودم را از ...
نوشته اصلی توسط *Croon* چقدر خوبه که یاد بگیریم: زمان هیچ وقت قرار نیست به عقب برگرده. پس حسرت گذشته ها رو نخوریم.آینده هم که هنوز نیومده، پس آرزوهای طول و دراز نداشته باشیم.چیزی که مهمه این هست که حال رو دریابیم و طوری استفادهکنیم که گذشته ها رو جبرانو آینده رو به بهترین وجه ممکن بسازیم.
نوشته اصلی توسط *Croon* در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من هر که ...
نوشته اصلی توسط *Croon* باز هم یک سلام دیگه به تو تنها عشق زندگیم... من هیچوقت تو رو فراموش نمیکنم باور کن... از همون لحظه ی اول که تو رو دیدم عاشق و دلباختت شدم... من بزرگترین آرزوم اینه که عشق تو باشم و با تو زندگی کنم... من یک سبد گل بوسه برات هدیه اوردم... من تو رو تا جون در ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دیدم شتابان میروی ، گفتم کجا؟ یکدم بمان گفتی نمی خواهم تو را ، تنها بمان با مردمان گفتم نشاید اینچنین با این دلم بازی کنی گفتی که نتوانی مرا با گریه ات راضی کنی گفتم در این شهر خشن ، در خانه ماندن بهتر است ...