نوشته اصلی توسط *Croon* مـَرد بـآیَد وَقتـے مـُخـآطِبِشـ عـَصَبیـﮧ ، نـآرـآحـَتـﮧ ، مـےـخـواد دـآد بـِزَنـﮧ وـآیسـﮧ روبـروشـ بگـﮧ تـو چـِشـآمـ نیگـآ کـُטּ...بـِتـ مـے گـَمـ تـو چـِشـآمـ نیگـآ کـُטּ... حـآلـآ دـآد بِزَטּ...بگـو اَز چـے نـآرـآحـتـے؟ بَعـد مُخـآطبـ ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دَستـَـ ـم رآ بآلآ مــ ـے بـَ ـرَمـ و آسمآن رآ پآيين مــ ـے کِشـَــ ـمـ مــ ـے خوآهـَـــــ ـم بُزُرگــــــ ـے زَمين رآ نِشآن آسمآن دَهــَـــــ ـم ! تـ ـآ بدآنـ ـد گُمشُده ے مَـ ـن نَه دَر آغــــ ـوش او . . . کِه دَر هَمين خآک بـــــــ ـے اِنتهآست ...
نوشته اصلی توسط *Croon* اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى م ىگرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه ...
نوشته اصلی توسط *Croon* با تو نیستم تو نخوان.. با خودم زمزمه میکنم ... من خوبم ... من آرامم...... من قول داده ام... فقط کمی تو را کم آورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش … گوشم را مکش مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر اما کنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان