نوشته اصلی توسط *Croon* وقتی دلم هوای دلتنگی می کند خواب هیچ شقایقی را پرپر نمی کنم و برای هیچ پروانه ی عاشقی ...
نوشته اصلی توسط *Croon* امشب دوباره باران می بارد و من دور از چشم همه تو را دوست می دارم می دانم همه روزی خواهند فهمید و این عشق مرا رسوا خواهد کرد اصلا بگذار همه بدانند بگذار رسوای مردم شوم همین رسوایی مرا به اسمان ها خواهد برد در میان ابرها و من دوباره باران خواهم شد و به تنهایی بی چترت خواهم بارید . .
نوشته اصلی توسط *Croon* کاش می شدهیچکس تنهانبود کاش می شددیدنت رویانبود گفته بودی باتومیمانم ولی رفتی وگفتی که اینجاجا نبود سالیان سال تنهامانده ام شاد این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای باز گشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود ......
نوشته اصلی توسط *Croon* پی نوشت: بودن با کسی که دوستش نداری، و نبودن با کسی که دوستش داری، هر دو زجر است! پس اگر در دنیا مثل خودت نیافتی، مثل خدا تنها باش. تنها سکوت سهمم از زندگیست (اهورا ) فوق العاده بود.دلم نیومد نذارمش.ممنون از اهورا
نوشته اصلی توسط *Croon* در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .