سفت بغلش كن ؛ محكم ببوسش ، نگران نباش ! كم كم به اين يكي هم عادت مي كني .... زانو رو ميگم ... !!!
نوشته اصلی توسط *Croon* هنوز صدای قدم هایت را پشت سرم می شنوم که همچون غریبه ای مرا بی تفاوت دنبال می کنید ومن ایــن چــنیــن پــیش خــود مــی پندارم کــه هــنوز … بــا گــام هــایت مــسیرمرا دنــبال می کــنی ولی افــسوس … مرگ بر دوراهی ها ، لعنت بر هرچه بیراهه است ...
نوشته اصلی توسط *Croon* اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم . من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــ دم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــدم اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــود ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دستمال كاغذي به اشك گفت: قطره قطرهات طلاست يك كم از طلاي خود حراج ميكني؟ عاشقم با من ازدواج ميكني؟ اشك گفت: ازدواج اشك و دستمالِ كاغذي! تو چقدر سادهاي خوش خيال كاغذي! توي ازدواج ما تو مچاله ميشوي ...