مشاهده RSS Feed

تمام مطالب وبلاگ

  1. چه زیبا گفتم

    توسط در تاریخ 2012/09/23 در ساعت 09:18 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    چه زیبا گفتم دوستت دارم

    چه صادقانه پذیرفتی!

    چه فریبنده آغوشم برایت باز شد !

    چه ابلهانه! با تو خوش بودم !

    چه كودكانه ! همه چیزم شدی !

    چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !

    چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم !

    چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!

    چه بیرحمانه! من سوختم...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. صدایت می زنم...

    توسط در تاریخ 2012/09/23 در ساعت 09:17 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    صدایت می زنم
    می آیی
    کنار دلتنگی ام می نشینی
    دستهایت را می بویم
    و چشمهایت را می جویم
    گونه هایت بوی غریب خاک باران خورده را می داد
    و لبهایت یادآور غنچه ایست
    که تنها یک طلوع تا غروب همسفر خورشید شد
    و تو
    چقدر نجیب و با صداقت نگاهم می کنی
    و چقدر
    مهربانی
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. به همه خواهم گفت:

    توسط در تاریخ 2012/09/23 در ساعت 09:17 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    به همه خواهم گفت

    به نسیمی که گذر خواهد کرد ،

    به شهابی که درخشید به شب ،

    به شب روشن پاک ،

    به سپیدار بلند ،

    به پرستو ،

    که غمگین ترک کند لانه ی خویش ،

    به همه خواهم گفت ،

    به شرابی که به پیمانه تو می رقصد ،

    و تو را مست کند شب
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. برای دوست داشتنت

    توسط در تاریخ 2012/09/23 در ساعت 09:17 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    برای دوست داشتنت

    محتاج دیدنت نیستم...

    اگر چه نگاهت آرامم می کند

    محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

    اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

    محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

    اگر چه برای تکیه کردن ،

    شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. در خیالم خانه ای ساختم از عشق

    توسط در تاریخ 2012/09/23 در ساعت 09:17 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
    در خیالم خانه ای ساختم از عشق

    که پنجره هایش بوی سادگی می دهد

    و ساحل لحظه هایش به رنگ آسمان است

    نمی دانم دلتنگ باشم یا نه

    ولی من قطعه ای از تنهائیم را آرام آرام

    در این کوچه جا میگذارم

    خانه عشق من جایگاهی است

    که بعضی ترانه هایم را با صدای

    قدم های باران می شکند

    و بهار هر روز تکرار میشود

    سهم من از این کوچه

    به تماشا نشستن ستاره هاست.
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده