همت مردانه در دام حادثات ز کس یاوری مجوی بگشا گره به همت مشکل گشای خویش سعی طبیب موجب درمان درد نیست از خود طلب دوای دل مبتلای خویش بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی واماند آن که تکیه کند برعصای خویش گفت آهویی به ...
بهار عشق روان پرورر بود خرم بهاری که گیری پای سروی دست یاری و گر یاری ندارد لاله رخسار بود یکسان به چشمت لاله و خار چمن بی همنشین زندان جانست صفای بوستان از دوستان است غمی در سایه جانان نداری و گر جانان نداری جان نداری بهار عاشقان رخسار یار است که ...
نوشته اصلی توسط *Croon* درد های من جامه نیستند تا زتن در آورم چامه و چکاوه نیستند تا به رشته سخن در آورم نعره نیستند تا زنای درد جان بر آورم درد های من نگفتنی درد های من نهفتنی است درد های من گر چه مثل درد های مردم زمانه نیست درد مردم ...
نوشته اصلی توسط *Croon* عشق چیست؟ مادر گفت : عشق یعنی فرزند پدر گفت : عشق یعنی همسر دخترک گفت : عشق یعنی عروسک معلم گفت : عشق یعنی بچه ها خسرو گفت : عشق یعنی شیرین شیرین گفت : عشق یعنی خسرو فرهاد گفت : ....؟ فرهاد هیچ نگفت . فرهاد نگاهش را به اسمان برد ...
[QUOTE=sali_k26;130883][SIZE=3][B][COLOR=#ff0000]دنیا بدون زن ها [/COLOR][/B][/SIZE] [SIZE=3]۱- بازارها خلوت 2- مخابرات ورشکسته 3- شيطان بيکار 4- مساجد ساکت 5- رستورانها شلوغ 6- تخم مرغ ناياب 7- رمالها آواره [COLOR=#ff0000]8-[/COLOR][COLOR=#ff0000] و همه ميرويم ...