نوشته اصلی توسط !ALIPOUR! کبوتر شد و رفت روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت او کسی بود که از غرق شدن می ترسید عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
[QUOTE=!722!;173332][CENTER][COLOR=#0000ff][SIZE=2][B]دُختری پشت یک هزار تومنی نوشته بود: [/B][/SIZE][/COLOR] [COLOR=#0000ff][SIZE=2][B]پدرم واسه همین پولی که پیش توست [/B][/SIZE][/COLOR] [COLOR=#0000ff][SIZE=2][B]مرا یک شب به دست صاحب خانه مان سپرد..[/B][/SIZE][/COLOR] [COLOR=#0000ff][SIZE=2][B]خدایا چقدر میگیری شب اول قبر قبل از [/B][/SIZE][/COLOR] ...
[QUOTE=!722!;173326][SIZE=2][FONT=tahoma] کلیپ فوق العاده جذاب و دیدنی از صدای اگزوز و شتاب وحشتناک لامبورگینی اونتادور در تونل رسالت تهران [/FONT][/SIZE][SIZE=2][FONT=tahoma][IMG]http://www.senatorha.com/up/uploads/1384975119061.jpg[/IMG][/FONT][/SIZE][/QUOTE]
نوشته اصلی توسط Sinderela0021 به سلامتیه روزی که من سفید بپوشم بقیه مشکی...:-)