نوشته اصلی توسط !!* Soltan *!! لب جانبخش گشوده سخن از وحی سروده و پس آنگاه بفرمود و ندا داد: منم مهدی موعود منم حجت معبود که هر بود زِ جودم شده موجود و به یک لحظه ی قهرم همه ی کُنو مکان یکسره نابود منم مصلِحِ عالم منم منجی آدم منم وارث پیغمبر خاتم منم حیدر احمد و منم نجل محمد منم آن منتقم خون خدا وارث خون شهدا منم آن صاحب اِمامه ی پیغمبر و تیغ علی و چادر زهرا جگر پاک حسن جامه ی خونین حسین ...
نوشته اصلی توسط !!* Soltan *!! باز امشب بوی طوفان میدهم بوی دلتنگی باران میدهم حلقه اشکی تیغ بر جانم کشید باز آتش در نیستانم کشید آه ای غوغای پنهان در دلم کیستی ای زخم هجران در دلم کیستی ای رنگ بی رنگی من همنشین وقتِ دلتنگیِ من کیستی ای ناز جان افروخته انتظار دیدگان دوخته کیستی ای ناله های ناصبور کیستی ای راز دریاهای دور کیستی ای زخمها را التیام کیستی ای ذوالفقار در نیام کهنه شد درد فراقت ای دریغ کشتی ام از اشتیاقت ای دریغ آه ...
۱- چهره فروهر همانند آدمی است، از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد. ۲- دو بال در پهلوها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد پندارنیک، گفتارنیک، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است. ۳- در پایین تنه فروهر سه بخش، پرهایی بسوی پایین است، ...
دخترم من روي بند زياد راه رفتم ، اما باور کن روي زمين در يک خط راست رفتن هزار بار سخت تر است قسمتي از نامه زیبای چارلي چاپلين به دخترش
ما ماهی هایی هستیم که سزاوار ماهی تابه ایم ، چرا که شنا را بعد از غرق یاد گرفته