مشاهده RSS Feed

تمام مطالب وبلاگ

  1. ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط !Alipoor! نمایش پست ها
    ماجرای عشق ما


    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

    تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

    سرم تو لاک خودم
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط !Alipoor! نمایش پست ها
    تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری

    همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری

    تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی

    غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری

    شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -

    هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری

    بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند

    مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری

    همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید

    ببین چه
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط !Alipoor! نمایش پست ها
    در من ترانه های قشنگی نشسته اند



    انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند


    انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت


    امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند


    ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان


    حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...


    من باز گیج می شوم از موج واژه ها


    این بغضهای تازه که در من شکسته اند


    من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم

    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط !Alipoor! نمایش پست ها
    شاید هوای زیستنم را عوض کنم

    باید که لهجه کهنم را عوض کنم
    این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

    یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
    شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

    هرشب میان مقبره ها راه می روم
    شاید هوای زیستنم را عوض کنم

    بردار شعر های مرا مرهمی بیار
    بگذار وصله های تنم را عوض کنم

    بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
    از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

    من که هنوز خسته باران دیشبم
    فرصت بده که پیرهنم
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط !Alipoor! نمایش پست ها
    بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب

    عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

    از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب

    ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای

    ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب

    شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی

    شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب

    از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟

    جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟

    جــز فکـرهـای منفـی
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده