مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…جوي و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…وقتي نگاه من به تو افتاد، سرنوشتتصديق گفته‌هاي «هِگِل» بود و ما دو تا…روز قرارِ اوّل و ميز و سکوت و چايسنگيني هواي هتل بود و ما دو تاافتاد روي ميز ورق‌هاي سرنوشتفنجان و فال و بي‌بي و دِل بود و ما دو تاکم‌کم زمانه داشت به هم مي‌رساندماندر کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…تا آفتاب زد همه جا تار شد برامدنيا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،از خواب مي‌پريم که اين ماجرا فقطيک آرزوي مانده به دِل بود و ما دو تا…

  1. ♥●•٠·˙بــــ هترین اشعارونثــــ ــرهای عاشقانه♥●•٠ ·˙

    توسط در تاریخ 2012/10/02 در ساعت 09:07 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها

    دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛

    پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو

    پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو

    پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن

    در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تـــــو

    پــُـر از حــس پــرواز

    پــُـر از تـــــــــــــــــو

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده