ما ماهی هایی هستیم که سزاوار ماهی تابه ایم ، چرا که شنا را بعد از غرق یاد گرفته
نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه ... همون چند نفری که اطرافمون هستند، آدم باشند کافیه ...!!
ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد
من زندگي را دوست دارم ولی از زندگي دوباره مي ترسم! دين را دوست دارم ولي از کشيش ها مي ترسم! قانون را دوست دارم ولي از پاسبانها مي ترسم! عشق را دوست دارم ولي از زنها مي ترسم! کودکان را دوست دارم ولي از آئينه مي ترسم! سلام رادوست دارم ولي از زبانم مي ترسم! من مي ترسم پس هستم اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن! من روز را دوست دارم ولي از روزگار مي ترسم”
من در مقابل تو که پندار نیک را آورده ایی آوازها خواهم سرود. من در مقابل تو که کردار نیک را آورده ایی نمازها خواهم خواند من در مقابل تو که گفتار نیک را آورده ایی خویش را به خواب تو خواهم رساند من این رسم رمز آلود رااز رهایی نور و نیایش ناهید آموخته ام