مشاهده RSS Feed

ya ali

اي خدا مرا اين عزت بس كه بنده ي تو باشم اين فخرم بش كه پروردگارم تو باشيتو آنچناني كه من دوست دارمپس مرا آنسان كه مي خواهي بگردان آمين

  1. قایم موشک بازی دانشمندان در بهشت

    قایم موشک بازی دانشمندان در بهشت

    روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان شدند الا نیوتون ...
    نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد،
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. دفتر خاطرات یک نو عروس

    دوشنبهالان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم . خیلی سرگرم کننده است که واسه ریچارد آشپزی کنم امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش نوشته 12 تخم مرغ را جدا جدا میزنیم واسه همین من کاسه به اندازه کافی نداشتم و مجبور شدم کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ ها رو توش بزنم . سه شنبهما تصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم در روش تهیه اون نوشته شده بود بدون پوشش سرو شود(لباس)خوب من هم این
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. خرابکاری دوستم بعد از مکه اومدن بابا و مامان /طنز

    خرابکاری دوستم بعد از مکه اومدن بابا و مامان /طنز


    مادر و پدر دوستم از مکه اومده بودن ، دوستم هم جوگیر میشه کار کنه. بعد از رفتن مهمونای غریبه میره تو آشپزخونه می بینه چند تا بطری آب هست ، در راستای مرتب سازی آشپزخونه آبِ بطری هارو خالی می کنه و همه رو میزاره یه گوشه که بده با آشغالا ببرن بیرون...
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی / طنز

    شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی / طنزرضا کیانیان گفت و گویی با ماهنامه صنعت سینما کرده و در بخشهایی از این گفت و گو گفته خاله و شوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند. مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟ یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟ شوهر خاله ام می گفت: راضی نیستم خودم بر می دارم.

    کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه و شوهر عمه من هم ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. شاهکار یک دختر خیلی باهوش ایرانی

    شاهکار یک دختر خیلی باهوش ایرانی

    یه بنده خدایی بود که این داستانو اینطوری تعریف میکرد که میگفت:...دوستم مژگان با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده