اي خدا مرا اين عزت بس كه بنده ي تو باشم اين فخرم بش كه پروردگارم تو باشيتو آنچناني كه من دوست دارمپس مرا آنسان كه مي خواهي بگردان آمين
اهل دلی ترک جهان کرده بود ز اهل جهان روی نهان کرده بود رفته و در زاویهای ساخته وز همه آن زاویه پرداخته آمده سیر از تک و پوی همه بسته در خانه به روی همه مجلسی او دل آگاه او همدم او آه سحرگاه او ساخته چون جغد به ویرانهای دم به دمش خود به خود افسانهای ...
کمالالدین بافقی متخلص به وحشی از شعرای زبردست قرن دهم است. وی در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرتهای دور و دراز احتراز میجست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی ...
فرهاد و شیرین در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین چو دید آن نوش لب شوخ پریزاد که فرهاد است در آن صنعت استاد صلاح آن دید چشم شیر گیرش که با تیر نگه سازد اسیرش به مشکین طره سازد پای بستش دهد کاری که میشاید به دستش غرورش مصلحت را آنچنان دید که باید ...
فرهاد و شیرین در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون خوش آن بیدلی که عشقش کافر ماست تنش در کار جانان رنج فرساست گرش از کارها معزول سازد به کار خود ورا مشغول سازد چو دست او فرو شوید ز هر کار برآرد بر سر کارش دگر بار ...
رباعی شمارهٔ ۱ برخیز و بیا بتا برای دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم زان پیش که کوزهها کنند از گل ما رباعی شمارهٔ ۲ چون عهده نمیشود کسی فردا را حالی خوش دار این دل پر سودا را می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه بسیار ...