حالا چرا؟

  1. khano0mi_67
    khano0mi_67
    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا،بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی،سنگدل این زودتر میخواستی،حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست،من که یک امروز مهمان توام،فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم،دیگر اکنون با جوانان ناز کن،با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار،اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود،ای لب شیرین،جواب تلخ سر بالا چرا

    ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت،اینقدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند،در شگفتم من،نمیپاشد ز هم دنیا چرا

    در خزان حجر گل،ای بلبل طبع حزین،حامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا

    شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر،این سفر راه قیامت میروی،تنها چرا ؟؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1