-
استخاره از دیدگاه عقل
مرحوم سیدبن طاووس در کتاب فتح الابواب خود که در مورد استخاره نوشته است - می گوید:
بدان از آنجا که تدابیر الهی که برای مصالح بندگانش می باشد را بر وفقمراد بندگان نیافتم بلکه دیدم طبق اراده و مشیت خود عمل می کند بدون آنکهرعایت اسباب ظاهری و معتبر نزد بندگان - در آنچه خوشایند و آرزوهای ایشانباشد - را بکند و تنها اوست که مصالح بندگان را می داند و اگر عقل برایسعادت انسان و رسیدن به مصالح او کافی بود دیگر نیازی به فرستادن انبیاءنبود و از طرفی دیدم من به تنهایی تمام مصالح خود را با عقل خود نمی شناسمبه همین خاطر برای سعادت در دنیا و آخرتم احتیاج به مشورت و استخاره پیدانمودم.
استخاره دری است از درهای اشاراتی شریف خداوند؛ چرا که اطلاع از تدبیر واراده او منحصر در طلب خیر و استخاره از اوست پس اعتماد کردم و به آن قلعهمحکم الهی پناه بردم.
سیدبن طاووس در جایی دیگر از کتاب شریف خود می فرماید:
دیدم خداوند تبارک و تعالی موقعی که انسان را افرید و او را جانشین خود برروی زمین قرار داد از قول ملائکه کسانی که تصمیمات وتدابیر آنها بهترینتصمیمات و تدابیر است می گوید آنها گفتند: أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُفِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُلَكَ. آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد وحال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيمآنگاه خداوند به آنها گفت: إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من چيزىمىدانم كه شما نمىدانيد. و به آنها فهماند که علم آنها و فهم آنها قاصرو کوتاه است از درک اسرار و تدابیر خداوندی؛ تا آنکه در موضعی دیگر ملائکهبه این مطلب اعتراف کرده و گفتند: سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّمَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ منزهى تو ما را جزآنچه [خود] به ما آموختهاى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم.
پس زمانی که دیدم ملائکه از درک تدابیر خداوندی عاجز و قاصرند دانستم کهمن به طریق اولی عاجزتر و فهمم کوتاهتر است، پس پناه بردم به قلعه محکمالهی، برای مشاوره با خداوند، در مواردی که نمی دانم، چه کم باشد و جزیی وچه زیاد باشد و کلی.
توضیح مطلب اینکه: کسانی که معتقدند خداوند به انسان عقل داده است و عقل،انسان را از استخاره گرفتن بی نیاز می کند باید بدانند که :
عقل، انسان را از استخاره گرفتن بی نیاز نمی کند چرا که ما در زندگیروزمره خود بسیار می بینیم که انسانیهای عاقل زیادی دچار سردرگمی هایی شدهو می شوند و از طرفی می بینیم که انسانهای عاقل زیادی در زندگی خودتصمیماتی می گیرند و بعد از مدتی از آن تصمیم اظهار ندامت و پشیمانی میکنند خلاصه دچار اشتباهات تصمیمی زیادی می شوند، اگر عقل تنها انسان راسعادتمند می کرد پس چرا باید عده زیادی از عقلاء از تصمیمات خود پشیمانشوند! در صورتیکه امام صادق در این موارد می فرمایند:
من دخل فی امر بغیر استخاره ثم ابتلی لم یوجر، اگر انسانی بدون استخارهاقدام به کاری کرد و در آن کار بلائی دید از طرف خداوند ثوابی ندارد(فتحالابواب سیدبن طاووس، محاسن برقی، وسائل الشیعه،بحارالانوار)
عقل می گوید: اینتنها، خداوند است که صلاح و مصلحت انسان را بیش از او می داند، آن هم درهمه امور، لکن باید یه نکته ای در اینجا اشاره کرد و آن اینکه این سخنبدان معنا نیست که باید در تمام امور حتی اموری که فساد و یا خوبی آن روشناست استخاره بگیرد؛ بلکه بدین معناست که در مواردی که انسان در می ماند وفکرش به جایی نمی رسد مانند امور مهمی که در زندگی برای او پیش می آیدمانند خریدو فروش، مسافرت، اقدام به کارهای مهم و سرنوشت ساز، ازدواجو...استخاره کند.