سلام ای یاری که من بادرد عشق تنها گذاشتی
سلام ای یاری که من بادرد عشق تنها گذاشتی تنها امیدم دیدار تو ست آه ازهجران حتی قله کوهم از ناله من آب میشه
من میگریم شاید ازگریه من درختان بار بر بشند و بهار زیبا برای تو به ارمغاان بیارند وعزیزم شکوفا بهت بخندد
من فریاد میزنم دوست دارم ولی یارم گفت حتی فریادم نزن چون نسیم از هجران تو برام میگه به
ستاره ها نگاه میکنم شاید نجوا مرا با گل دسته از مهربانی برای یارم ببرند قلمم از بیان
عشق تو قاصره ایآسمان ازعشق پاکم به ماه بگو که از هجران عشق هم
روز به روز لاغرتر میشه بهش بگو درد عشق زیبایست تولدی
دوبارست ومن زنده ام بخاطر درد عشقم