-
استجابت:
استجابت:
ــ مفهوم استجابت:
استجابت که مصدر باب استفعال و از ماده « جوب» مي باشد به معني قبول کردن , پذيرفتن و حصول مراد درخواست کننده است « جواب نيز که از همين ريشه مي باشد به معني پاسخ دادن در برابر سوال و کلام است.
ــ وعده استجابت:
يکي از وعده هاي که خداوند متعال به انسان داده اين است که دعاي او را اجابت نمايد و فرموده است :
« واذاسألک عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان[74]... » و هنگامي که بندگان من, از تو درباره من سؤال کنند (بگو) من نزديکم؛ دعاي دعا کننده را به هنگام که مرا مي خواند پاسخ مي گويم.
با توجه به کلمه « عبادي » و « الداع » مي توان دريافت که مخاطب اين آيه همه بندگان خداوند مي باشد و وعده استجابت شامل همه بندگان دعا کننده مي شود.[75]
مرحوم علامه طباطبائي در الميزان مي فرمايد : « اجابت دعا به جمله « اذا دعان» مقيد شده است يعني در صورتي که مرا بخوانيد دعا به اجابت خواهد رسيد . نظير آيه « ادعوني استجب لکم» مرا بخوانيد تا ( دعاي ) شما را بپذيرم .
بنابراين شرط اجابت دعاي بندگان دو چيز است: اول اينکه درخواست آنها حقيقتي و واقعي باشد, ديگر اينکه فقط از خداي بي نياز و بخشنده بخواهد[76].
با توجه به مطالبي که ذکر شد بر اينکه در اجابت دعا تفاوتي بين بندة مؤمن و غير مؤمن نيست اين پرسش به ذهن مي رسد که چه تفاوتي ميان دعاي مومنين و کافر است؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت: دعا زمينه رشد انسان به کمال و رسيدن به مقام قرب الهي را فراهم مي سازد اما زماني انسان به اين مقام مي شود که ايمان به پروردگار يکتا بياورد « واذاسألک عبادي فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا و ليومنوا بي لعلّهم يرشدون»؛ و هنگامي که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند , بگو : من نزديکم دعاي دعا کننده را به هنگامي که مرا مي خواند, پاسخ مي گويم . پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند بنابراين دعاي بندة مومن مي تواند او را به اين مقام برساند در صورتي که دعاي غير مومن هيچ گاه براي او قرب و منزلتي در نزد پروردگار به همراه ندارد و مانع گمراهي نمي شود, به همين خاطر کافران بعد از اينکه دعايشان در نزد پروردگار مستجاب مي شود واز بلاها خلاصي مي يابند دوباره به شرک خود روي مي آورند و خدا را فراموش مي کنند . « واذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبيت اليه ثم اذا اذاقهم منه رحمة اذا فريق منهم بر بهم يرشرکون ليکفروا بماء ايتناهم فتمتعوا فسوف تعملون[77] » هنگامي که رنج و زياني به مردم برسد , پروردگار خود را مي خوانند و تو به گناه به سوي او باز مي کردند اما همين که رحمتي از خودش به آنان بچشاند به ناگاه گروهي از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک مي شود ( بگذار) تا نعمتهايي را که به آنها داده ايم کفران کنند او را از نعمت هاي زود گذر دنيا هر چه مي توانيد بهره بگيريد اما به زودي خواهيد دانست ( که نتيجه کفران و کامجويي هاي بي حساب شما چه بوده است.
« قل من نيجيکم من ظلمات البّر و البحر تدعونه تضرعا و خيفه لئن انجينا من هذه لنکونّن من الشاکرين قل الله ينجيکم منها و من کل کرب ثم انتم تشرکون.[78]» بگو : چه کسي شما را از تاريکي هاي خشکي و دريا هايي مي بخشد در حالي که او را باحالت تضرع (و آشکار) و در پنهاني(و مي گوييد:) اگر از اين ( خطرات و ظلمت ها ) ما را رهايي بخشد از شکر گزاران خواهيم بود بگو خداوند شما را از اين ها و از هر مشکل و ناراحتي نجات مي دهد ؛ باز هم شما براي او شريک قرار مي دهيد( و راه کفر مي پوييد)
موانع استجابت:
در بحث گذشته گفتيم که خداوند دعاي بندگان را بدون هيچ قيد و شرطي اجابت مي کند و دعا ي هر دعا کننده اي برآورده خواهد شد ؛ فقط کافي است که واقعاً بخواهد و فقط از خداوند بي نياز توانا درخواست کند , که در اينصورت حتماً مستجاب خواهد بود با اين حال مي بينيم که بعضي از دعاها به استجابت نمي رسد . اين عدم استجابت به خاطر وجود موانعي است که در اين بخش با بررسي آيات قرآن کريم به برخي از آنها خواهيم پرداخت:
1ـ عدم استجابت به خاطر ممکن نبودن مورد دعا :
درخواست چيزي که تحقق آن محال است به حابت نخواهد رسيد « ولمّا جاء موسي لميقاتنا و کلمة ربه قال رب ارني انظر اليک قال لن ترابي[79]» و هنگامي که موسي به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد : پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببينم . گفت هرگز مرا نخواهي ديد.
حضرت موسي (ع) از خداوند چيزي خواسته « ديدن خداوند با چشم » که امکان تحقق ندارد لذا خداوند در پاسخ مي فرمايد « لن ترابي » هرگز مرا با چشم نخواهي ديد.
2ـ عدم استجابت به خاطر نبودن زمينه:
گفتيم که شرط اجابت دعا حقيقتاً خواستن است و لازمة خواستن واقعي و حقيقتي اين است که انسان با حرکت و سعي و تلاش خود زمينه استجابت دعا را فراهم کرد کسي که فقط دعا کند و هيچ حرکتي نمي کند حقيقتاً نخواسته است کسي که واقعاً خدا را مي خواند نبايد در گوشه اي بنشيند و منتظر نصرت و ياري خداوند باشد . « ان الله لا يغيّر ما بقوم حتي يغيّروا ما باقسهم[80] »خداوند سرنوشت هيچ قوم ( و ملتي ) را تغيير نمي دهد مگر آنکه آنان آنچه را درخودشان تغيير دهند.
3ـ عدم استجابت بخاطر عجولانه و نا اگاهانه بودن درخواست:
همانطور که قبلاً گفتيم دعا بعنوان مسيري براي رشد و تکامل بشر مي باشد و انسان به وسيلة دعا مرحله اي از مراحل قرب الهي را طي مي کند , اما انسان که موجودي عجولانه است گاهي از روي ناداني و شتابزدگي درخواستي مي نمايد که نه تنها خيري برايش ندارد بلکه ندانسته بدي و شر را طلب مي نمايد « ويدع الانسان بالشرّ دعاءه بالخير و کان الانسان عجولاً[81]» انسان ( بر اثر شتابزدگي ) بدي ها را طلب مي کند آن گونه که نيکي ها را مي طلبد و انسان هميشه عجول بوده است.
لذا عدم استجابت بر مي خواسته ها و مطالب دنيوي ما که حتي بر آن اصر داريم و از برآورده نشدنش دل سرد مي شويم, بخاطر خير خواهي و لطف پروردگار است, چرا که او خير و مصلحت بندگان را بهتر از خودشان مي داند و شر را براي بندگانش نمي خواهد و چه بسا بدآورده شدنشان نه تنها ما را به قرب الهي نرساند بلکه موجب دوري انسان از خداوند شود وقتي خسارتهاي مادي و جاني به همرا داشته باشد.