دل بردی از من به یغما
ای تُرک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست
از دست دل بر سر من
اول دلم را صفا داد، آینه ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد، عشقِ تو خاکستر من
اندر پیِ رویت ای گل شهر به شهر و کو به کو
دیده را دریا کنم ، در پی ات در جستجواز فراقت ای صنم ناله شبها میزنم
دیده را دریا کنم ، با تو ام در گفتگو
السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)
