منو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت روبه رو شه
بی هوا بدون مقصد سوی طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
نمایش نسخه قابل چاپ
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت روبه رو شه
بی هوا بدون مقصد سوی طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟
مردم گریه میکنند...
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند!!!
بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند....
اینــــــــــــ شبـــــــــ ها تنهـــــــــــــا به این می اندیشمـــــــــ
که مگــــــــــــــر من ترا چقــــــــدر دوســــــــت داشتمـــــــــــــــ
که خوشبختیتــــــــــــ تنهــــــــــا آرزویمـــــــــ بود...
حتـــــــــــــــــــــــ ی ، بدونـــــــــــــــــ منــــــــــــــ
انقدر به تو گفتم بیرون از نوشته هام عشقی ندارم
که پاک داشت تو رو یادم میرفت !!!
انقدر نگفتم " دوستتــ دارم " که تو هم مهر بی معرفتی رو
محکمـــ زدی روی اسممو منو بی معرفت خوندی ...
انقدر کنارم بودی و نبودم که سرد شدی و نوشته هاتم یخ زد !
قصه شیرین و فرهاد افسانس اما منو تو واقعی هستیمـــــ
انقدر گفتم که نگفتم که داشت مهمترین نگفتم یادم میرفت ..
دوستتــ دارم ..
عکست را که نگاه میکنم انگار
قرن هاست که میشناسمت
خیلی دلم هوایت را میخواهد ...
هوای دلی را میخواهد که هوایم را ندارد این روزها ..
دلم را برای برگشتن دوبارات چراغونی کرده ام .....
معنی لبخند چیست ؟
شور سرازیری است
حال پس از گریه است
در پس یک کوه سخت
لذت یک قله است
معنی پیروزی است
در سر این سرنوشت
خنده دوای من است
مرحم زخم دل است
بر سر هر ماجرا
هرچه توانی بخند
داد نزن شاد باش
میگذرد روزگار
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبـــدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک،چک چک،چکار با پنجره داشت؟
لمس تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد...
داغی لبت جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
چند شبیست كه بی اجازه
به خوابم می آیی
خوابم را رنگی میکنی
ولی روزم را سیاه ...!
پروانه نیستم اما
سالهاست دور خودم میچرخم وُ
میسوزم.
رفتنَت در من
شمعی روشن کرده است انگار!
من تمـــــام شــــــــعرهایم را
در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام !
و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی
...
دســـــــــت خالی ,حیرت زده
از شاعر بودن استعفا خواهم داد!
نقــــــاش میشوم
تا ابدیت نقش پرواز را
بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا
خواهـــــــم کشید.
من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه شبها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم: تو را دوست دارمنه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
*به حباب نگران لب یک رود قسم،*
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
اگر عشق نبود
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایرهی کبود، اگر عشق نبود
از آینهها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینهی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
خندیدن، خوب است
قهقهه، عالی است
گریستن، آدم را آرام می کند
اما…
لعنت بر بغض!
خـــدایـا وقـتـی دلـتـــ مـیـــ گـیـره چـیـکـارمـیـ کـنـی؟
مـیـری یـه گـوشـه مـیـ شـیـنـی وگـریـه مـیکــنـی؟
هـی بـا نگـاتــ بـازی مـیــ کـنـی کـه یـادش بـره مـیـ خـواسـتـه گـریـه
کـنـه؟
یـه لـیـوان آبــــ مـیـخـوری کـه بـغـضـتـو بـفـرسـتـی پـایـیـن؟
یـادتــــ مـیـادکـه خـــدایـی وهـمـیـشـه بـایـد تـنـهـا بـاشـی؟
خـــدایـا نـمـیـدونـی مـن ایـن روزا چـقـدر خـــدا بـودم
هـــــیـــــچ وقــــت
اشــــک اونــــی که دوســـــش داری رو درنــــــیار...
چـــــون ممــــکنه هـــــــمراه اشــــــکاش
از چشـــــــمش بیوفــــــتی...!!!
بـعضے وقتاشُمارهیکـے تو گوشیت هست کــﮧ نمیتونےبهش زنگـ بزنے
دلت ـَمـ نمیـآدپاک ـشکنــے
هروقتمـ چشمت بـﮧاِسم ـشمیفتــﮧ دل ـت یـﮧ جورے میشـﮧ
خیلــے دردناکـِ اوטּ لحظـﮧ
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم…
نسل خوابیدن با اس ام اس…
نسل دردو دل با غریبه های مجازی…
نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه…
نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان… نسل عکسهای برهـ ـنه بازیگران…
نسل جمله های کوروش و شریعتی…
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس…
نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش…
نسل تنهایی,نسل سوخته…
یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم: یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود
چـِـرآ آدَمـآ نِمیـــدونَن بَعضـــے وَقتهــآخُـدآحآفــِـــظیَعنـــے :
نـَـذار بِرَم...
یَعنـــے بــَرَم گـَردوُن...
سِفــت بَغَلَـــــم کُـن...
سَرَمُوُ بِچَسبـــوُن بِه سینـَت و بِگُــو :
خَُدآفِـظُزَهــرِ مآر! بیخـُـود میکُـنــے میگــے خُدآفِــظ(!)
مَگِه میـذآرَم بـِرے ؟...؟...؟
چقدر شیرینه انتظار وقتی عشقت قراره بیاد پیشت
و تازه خیلی هم دیر میگذره
اما وقتی میاد ، متوجه نمیشی زمان چه زووووود گذشت
وقتی هم که میخواد بره ، کلی دلت میگیره ...
چه احساس خوبیه وقتی می شنویم کسی می گوید :
مـــواظـــب خـــودت بـــاش !!!
اما خیلی بهتر از اون اینه که می شنویم کسی می گوید :
خـــودم هــمــیــشـــه مـــواظـبــتــم !!!
آهسته گفت: "خـــــدا نـــگهدارت" ...
در را بست و رفت...
آدم ها چـ ـه ر ا حـ ـت،
مسئولیت خودشان را ...
بر گردن خـ ـد ا می اندازند...
هرکی به ما رسید
مال یکی دیگه بود
از مالکین محترم خواهش میکنم
معشوق هاتونو جمع کنید از وسط
بعضی وقتا هست که دوست داری کنارت باشه...
محکم بغلت کنه...
بذاره اشک بریزی تا آروم شی...
بعد آروم تو گوشت بگه
.
.
.
دیوونه من که باهاتم
√دِلـتَـنـگـی............. حـاضِــــــــــــــــــــ ــــر√
√غَـم.................. حـاضِــــــــــــــــــــ ــــر√
√دَرد.................... حـاضِــــــــــــــــــــ ـــــر√
√دوری.................. حـاضِــــــــــــــــــــ ــــــر√
√عـشـق............ . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟√
بُـلَـنـدتَـر مـیـخـوانَـم عـشـق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بـاز هَـم نَـیـامَـده ..غِـیـبَـتـهـایش از حَـد مُـجـاز چَنــدیست کـه گُـذَشـتـه..اخـراجش مـیـکُـنم
بـا ایـنـکـه نـمـیـشَـوَد امـا زِنـدگـی را ادامـه مـیـدَهَـم
مَـشـق هَـر شَـبـتـان هَـمـیـن بـاشَــــــــد
جـای عِـشـق بَـرای هَـمـیـشـه خـالـی اسـت
دیکتــــه روزگار
نبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــد
و نـُمره من
بـاز می شود . . . صــفــــــــر !
هنــــــوز . . .
نـبودنـت را . . . یـاد نگرفتــــه ام
دَمــَــش گـــَــرمـ ...
بـــاران را مــےگـــویـــــَــمــ
بـــه شـــانـــہ امـ زد وگــُـفــــت :
خــَـســتـــہ شُــــدے...
امــــروز را تــُــو اســـتـــراحــَـت کـــُـن...
مـَــن بـــه جــــایـــَـت مـــے بـــارَمـ.....
می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :
پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
هَمـیشه ...
وقتِ خداحافظی،
حَسودیَمـــ می شود
به خـــــــدا ...
که تو را به او مـے سپارمــــ....
هیس.........
ساکت.......
یک کف مرتب
به افتخاره رفتنش بزنید.....
چه با احساس منو گذاشت و رفت...........!
◄غريبه بود►
░عادت شد░
♥عشق شد♥
█هستي شد█
روزگار شد
خسته شد
بي وفا شد
دور شد
بيگانه شد
حسرت شد
فراموش نشد ، فراموش نشد ، فراموش نشد
اینـ روزـها آدَمـ ـها رو خیلےِ سآده میشه شِناخت ...
کافیه یه روز شــآد نباشےِ ...
حالت بَــد باشه ...
بےِ اَعصـآب باشےِ ...
دآغــــــون باشےِ...
اون وقت اَطرافت رو خوب نِگـآه کن ...
دوست واقعیـ ـت رو مےِ تونےِ ببینےِ !!!
"یکےِ بود هیچےِ نبود...!!"
اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن ....
اینایی که تو اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گوششونه !
تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در که کناریشون معذب نباشه !
اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه .... اینا ... اینا ....
اینا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین !
اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن ...
قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته ... !!!
✿بس کن ساعتـــــــــ✿ـــــ...
دیگر خسته شده امــــــــ✿ـــ
آری من کم آوردمــــ✿ــــــــ
خودم میدانم که نیستــــــــــ✿ــــــــ
اینقدر با بودنت نبودنش را به رخم نکشـــــــــــ✿ـــ!!!!
گاهي بايد با تمام وجود مردانگيت را خرج کني...!!
نه در تخت خواب...!!
در مشکلات...!!
در باهم بودنها...!!
در کوتاه آمدن ها...!!
در روزگار سردو گرم...!!
در ادامه راه حتي پياده...!!
آن موقع هست که ميتواني به مردانگيت افتخار کني...!!
عـــــآشِـق رـآ ڪــﮧ بَـــرعَــڪــس ڪـــنـے ...
مـے شَـפּב قـشــــآع ...
בهـــפֿـــבآ رـآ مـے شِــنــآسـے ؟؟!!
لُــغَـتــــ نـآمِـــﮧ اَش رـآ ڪـﮧ بــآز ڪــرבҐ نِــפּشـتـــﮧ بـــפּב :
قـشـــآع : בرבے ڪــ ـﮧ آدم را اَز בرمــــآن مـایــפּس مـے ڪـنَــב !!!
بیا یڪ شب جاهایماלּـ را عوضــــ ڪنیــم
مـלּـ معشوقــﮧ مـےشومــــ
و تو عاشــــق باشــــ
مـלּـ خیانــت مـےڪنــم و تــو فراموش ڪـלּـ
ωــختــــﮧ نــﮧ؟!
حـڪـایت ما آבم ها
حـڪـایت کفشاییه ڪـه
اگه جفت نباشنـב
هر ڪــבومشون هر چقدر شیـڪ باشـטּــב
هر چقـבر هم نو باشـטּــב تا همیشه لـטּـگـه به لنگه انـב
ڪـ ـ ـ ـــــــــــاش
خــבا وقتی اבم ها رو می آفریـב
جفت هر ڪـس رو باهاش می افریـב
تا این همه آבمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها به اجبار خوבشوטּ رو جفت نشون טּـمی בادنــב
★زنــــــــــــــــــ ـدگـــــي★
گــــــاهي گريـــــــــــه است
گــــــــــــاهي خنـــ ـــ ده.
گاهي بازنـــــــــــده اي و گـــ ـــــــاهي برنده
★.زنـــــــــــــــــــــ ــــــــــدگــــــي.★
گــ ـــ اهــــــــــي عشق و گـــــــــاهي نفـــــرت
گـــــاهـــي اميـــــــــــد ..........گــــاهي حســــــرت.
گــــ ـــــاهي افتــــــــادن و مونـــ ــ ــــــدن و بريــ ـــــدن.
.گاهي وقتــــــ ـــــ ــا...پرگشـــــــودن و پــ ــريـــــــ ـدن
★زنـــــــــــد گـــــ ـــــ ــــــــــــــــي★
مثــــــــل يه سقــــفـــ ـــــه تــــو هجــ ـــــوم بي پنـــــــاهـــــــي
زنـــــــــــدگــــــــ ـي عشـــ ــــــق و محـــ ـبـــــ ـــت
کــنــــــــــدن از مــ ــــرگ و تبـــ ــــــاهـــ ــي.
زنــ ـــــــدگـــي مثــــــــل يـــــــه جنـــــــــگــه
تـــ ـنــ ــــــها جنـــ ـــــگي کـــــ ــه قــشــنــ ـــــگه
تـــــــــو نــبــــــرد زنــ ـــدگــــــي عــ ـشـــــ ـــــق
★حــــ ـــــکـ ــم تــــفـــنـــگـــــــه★