آرشم...عشق بی همتایم
نگاه به چشمانت چه جرم سنگینی داشت که من را تا ابد زندانی آن چشم های زیبایت کرد،
نگاهی که من را بی انتها عاشق وشیفته ی تو کرد،
نگاهی که مثل باد بر زندگیم وزید و زورهای بی کسی ام را با خود برد و به جایش تو را برایم آورد
که حالشده ای تک سرنشین قلبم، حال قلبم از آن توست،
منتظر جواب توست، فقط بگو میخواهمت، مینشینم به پایت تا آخر عمر،
میشوم مجنون تو، تا به ابد،میشوم شاعر چشمانت، می نویسم از آن چشمان زیبایت
اگر کسی به من بگوید دیوانه! حرفش را قبول میکنم، چون
من دیوانه ام، دیوانه آن چشمان زیبایت، فقط گرمای دل
من شو، میشوم خورشید برای تو،فقط نسیمی از عشق شو،
میشوم طوفانی از عشق برای تو، میشوم فرهاد کوه کن تو،
می سازم خانه ی عشقم را، فقط با وجود تو ..
