زبان سکوت
یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
گفتم : نشنیدی ؟ .... برو....!!
نمایش نسخه قابل چاپ
زبان سکوت
یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
گفتم : نشنیدی ؟ .... برو....!!
پریشانی
از بس کف دست بر جبین کوبیدم
تا بگذر ازسرم ، پریشانی من
نقش کف دست من! محو شد ، ریخت به هم
شد چین و *** ، به روی پیشانی من....!!
شیشه و سنگ
او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ
لرزید دلش ، شکست و نالید که : آخ ....
ای شیشه چه می کنی تو در بستر سنگ ؟
نام شب
من اشک سکوت مرده در فریادم
داد ی سر و پاشکسته ، در بی دادم
اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم ؟
برای مردن
تا روح بشر به چنگ زر ، زندانیست http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
شاگردی مرگ پیشه ای انسانی است http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/619.gif
جان از ته دل ، طالب مرگ است ... دریغ
درهیچ کجا برای مردن جا نیست ؟
هست و نیست
از باده ی نیست سر خوشم ، سرخوش و مست
بیزارم و دلشکسته ،ازهر چه که هست
من هست به نیست دادم ، افسوس که نیست
در حسرت هست پشت من پاک شکست....!!
سکوت
گفتم که سکوت ...!! از چه رو لالی و کور ؟
فریاد بکش ،که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش ! تا که زندانی زور
بهتر شنود ، ندای تاریخ ز دور
بستم ز سخن لب ، و فرا دادم گوش
دیدم که ز بیکران ،دردی خاموش
فریاد زمان ، رمیده در قلب سروش
کای ژنده بتن ، مردم کاشانه به دوش
بس بود هر آنچه زور بی مسلک پست
در دامن این تیره شب مرده پرست
با فقر سیاه.... طفل سرمایه ی مست
قلب نفس بیکستان ، کشت ... شکست
دل زنده کنید تا بمیرد ناکام http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
این نظم سیاه و ... فقر در ظلمت شام http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
برسر نکشد ، خزیده از بام به بام http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
خون دل پا برهنگان ، جام به جام http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/619.gifhttp://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gifhttp://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gifhttp://www.senatorha.com/forum/image...012/01/619.gif
نابود کنید . یأس را در دل خویش http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
کاین ظلمت دردگستر ، زار پریش http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/618.gif
محکوم به مرگ جاودانی است ... بلی http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/619.gif
شب خاک بسر زند ، چو روز آید پیش http://www.senatorha.com/forum/image...012/01/619.gif
درد
من اگردیوانه ام ...
با زندگی بیگانه ام ...
مستم اگر یا گیج و سرگردان و مدهوشم
اگر بی صاحب و بی چیز و ناراحت
خراب اندر خراب و خانه بر دوشم
اگر فریاد منطق هیچ تأثیری ندارد
در دل تاریک و گنگ و لال و صاحب مرده ی گوشم
به مرگ مادرم : مردم
شما ای مردم عادی
که من احساس انسانی خودرا
بر سرشک ساده ی رنج فلکت بارتان
بی شبهه مدیونم
میان موج وحشتناکی از بیداد این دنیا
در اعماق دل آغشته با خونم
هزار درد دارم
درد دارم......
خــــــــــــــــــــــــ دا
یک روز که مرده بودم اندر خود زیست ...
گفتم به خدا ، که این خدا ، در خود کیست ؟؟؟
گفتا که در آن خود ی که سرمایه ی هست ،
در سنگر عشق ، جوید اندر خود نیست....http://www.senatorha.com/forum/image...2011/11/17.gif
در زميني كه زمان كاشت مرا
گل زيبايش به جز خار نبود
پستي و هرزگي و هرزه دري
حسرتا بهر كسي عار نبود
زار و بد بخت و گرفتار كسي