نمایش نسخه قابل چاپ
گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو
آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست
گر رود این فلک و اختر تابات تو مرو
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده...
دست به خلاف بزنیـم...!
من اندوه تـــو را مـــی دزدم...!
تو تنهـایـی مـرا...!!
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداری
به این حال معلق تا کیام بیدار میداری
هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی،
نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد
نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد
دارم حست می کنم لحظه لحظه با منی
تو تموم لحظه هام تو هوام پر میزنی
این چه احساسیه که واسه من مقدسی
تا دلم تورو میخواد تو به دادم می رسی
عشق برای یک مرد فقط صفحه ای از کتابه ولی برای یک زن تموم تاریخ زندگیشه
به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد
به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز..