تا دوباره دیدنت...
این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید!
...
"خیانت" است به تو!
سر بر کنار "خیالت" گذاشتن!
نمایش نسخه قابل چاپ
تا دوباره دیدنت...
این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید!
...
"خیانت" است به تو!
سر بر کنار "خیالت" گذاشتن!
دل خوش میطلبم سیری چند؟
پای در بند به زنجیری چند؟؟
با چنین باده و جامی ساقی
تو بگو عشق و صفا سیری چند؟؟
هر جا دلت شکست ......قبل رفتن ..... خودت جاروش کن
تا هر ناکسی .......منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره.....
برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری
بعد , می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتیشمس لنگرودی
فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد ولی خوشحالم که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ،
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
آهنگ زنگ من روي موبايلت با بقيه فرق داشت،
ولي آهنگ زنگت رو موبايلم مثل بقيه بود !!
....
تو به خاطر اينكه بفهمي منم و من به خاطر اينكه فكر كنم تويی ...!
عـــشــق و شــــعور و اعتبار ، کالای بازارِ کـــساد
سوداگران در شکل دوست ، بر نارفیقان شرم باد..
بی همگان به سر شود ... "و من ...خیلی نگران شده ام ...چوندیگر دارد بی تو هم به سر می شود انگار ...