زندگی باید کرد...
روزگارا که چنین سخت به من میگیری .
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست .
گرچه دلگیرتر از دیروزم .
گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند .
لیک باور دارم دلخوشی هام کم نیست .
زندگی باید کرد...
نمایش نسخه قابل چاپ
زندگی باید کرد...
روزگارا که چنین سخت به من میگیری .
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست .
گرچه دلگیرتر از دیروزم .
گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند .
لیک باور دارم دلخوشی هام کم نیست .
زندگی باید کرد...
کاش یادت نرود ...
روی آن نقطه پر رنگ بزرگ ..
بین بی باوری آدم ها ...
یک نفر می خواهد...
با تو تنها باشد...
نکند کنج هیاهو بروم از یادت...
ای کاش زبان نگاهم را می دانستی
و با این همه سکوت
مرا به خاموشی متهم نمی کردی
کاش می دانستی من همیشه
با زبان چشمانم با تو سخن می گویم
چشمانی که از ندیدنت
سیل ها دارند برای جاری ساختن
سخن ها دارند برای گفتن
غزل ها دارند برای از تو سرودن و
عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن
کاش می دانستی که من تو را
دوست دارم
کاش می دانستی....
امید
نماندی تو برای من
بمان اما برای خود
سلامت باشی و سر خوش
برای آشنای خود
همانکه در دلت داری
و او را دوست میداری
دل خود را به او دادی
به دام او گرفتاری
و من که عاشقت بودم
زخود راندی و آزردی
ولی هر جا که میرفتی
دل من را تو میبردی
اگر چه با دروغ خود
شکستی شیشه ی قلبم
و در چشم پر احساسم
نشاندی شبنم اشکم
و آخر بار از پیشت
به چشم خیس بگذشتم
ولی بازم به امید
دوچشمان تو بنشست
دیریست غریبه ای مرا می پاید
عاشق شده بر دو چشم مستم شاید
امروز دلم حقیقتی را فهمید
دیوانه زدیوانه خوشش می آید
اينم تقديم به شما آلما خانوم كه اينقدر دل تنگيد كه تا ابد هم فراموش نميكنيد و پستهاي پشت سر هم ميذاريد
چیه چیزی شده ؟ چرا ساكتی ؟
دوست داری من نباشم تا كنارت باشه كی ؟
شنیدم از من دلسرد شدی به تازگی
شادیهاتو تقسیم میكنی با یكی ..
دیگه كه دوسش داری و تو روش حساسی ..
روش داری عقاید خیلی شیك و وسواسی..
اینقده اونو میخوای كه اگه با اون بودی و منو اتفاقی جایی دیدی نشناسی ..
گفتم غرورمم زی پاهات بذار له بشه
رفتی نذاشتی حتی دوستیمون به سال بكشه
تو عین نداریا واسه تو هر كاری كردم و بی معرفت نیومد یه بار به چشت
هرچی راجع بهت فكر میكردم شد نقش بر آب .. آواره آمارت بدجور همه جا پخشه الان
كاری كردی كه حتی زندگی سخته شه برام .. بگو بینم كی تو زندگیت پر نقشه الان ؟
اونم مثل منه و تعصب داره رو تو ؟
دوست داره همه جوره حفظ كنه آبروتو ؟
مثل من حاضره با دنیاهم عوض نكنه حتی .. یه دونه از اون تاره موتو ؟
یا كه بر عكس نسبت به تو بی ارزشه ؟بگو چی كم گذاشتم واسه تو این رسمشه ؟ !
كه جواب خوبیمو بدی با بدیات
مگه نمیگفتی فرق كردی با قدیمات ؟!!
خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو
بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو
چه خوش خیالم به فكر اینكه دوباره تو بهم زنگ میزنی شبا تا صبح بیدارم ..
عیب نداره تو این شبا كه واسه ما سخته خواب
تو با خیال راحتت بگیر تخت بخواب
نگران منم نباش و آروم یواش .. چشماتو ببند بودن از ما داغون تراش
كه حالا همه چی رو سپردم به دست فراموشی
خوب میدونم كه حالا با كس دیگه هم آغوشی
اینا رو میبینم و میسازم بازم با غمتو
اینو بدون یه روزی میگیره آهم دامنتو
آخه تا من یادمه تو با راحتی ..منو تنها گذاشتی تو اوج ناراحتی
كاری كردی كه به یه فكر خراب رسیدم .. فكر كثیفمو حتی تا خلاف كشیدم
وقتی میدیدم نیستی اما یادت اینجاست وقتی نمیشد من و تو با هم ما بشیم باز
خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو
بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو
هنوزم بوی عطرت چندتا دونه ی مشكی از اون موی لختت
روی تخته .. تختی كسی كه همیشه میشدی روش تو بفلم ولو
تو كه رفتی .. نمیشكوندی اقلا دلو
با زخم زبونت ..
رسم زمونه اینه رابطه هایی كه به هم وصله نمونه
خیلی خوب دیگه همه چی بسه تمومه هر چی خدا بخواد همه چی دسته همونه
ولی بدون تو هم یه كم نه آخرشی
منه ساده رو بگو ساختم با همه چی
نمیخوام سر صحبت الكی هی بی مورد باشه .. اصلا تو خوبی هر چی تو میگی باشه ..
دیگه اسمتم تو زندگیم باشه نحصه
هر بلاییم سرم آوردی ناز شصتت
بهتره اصلا نمونیم با هم ما یه لحظه ..امیدوارم دل تو هم باشه از من خسته
خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شوبدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو
آرمین .. تو ای اف ام
هر کسي سهم خودش را طلبيد
سهم هر کس که رسيد
داغ تر از دل ما بود
ولي نوبت من که رسيد
سهم من يخ زده بود!
سهم من چيست مگر؟
يک پاسخ
پاسخ يک حسرت!
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتي تا ته دلتنگيها
شايد از وسعت آن بود
که بي پاسخ ماند
خداحافظ دلارامم هنوز جان از تو میگیرم
ولی درمانده و خسته دگر از بند و زنجیرم
خداحافظ ولی افسوس که من از زندگی سیرم
که قلبم می تپد اما دارم هر لحظه میمیرم
خداحافظ نگو تا کی که هرگز برنمی گردم
اگرچه چشم غمگینم تو را خواهد ز من هر دم
خداحافظ دل زخمی خداحافظ تن بیمار
خداحافظ غل و زنجیر خداحافظ در و دیوار
خداحافظ همین حالا که مسحورم ز جادویت
همین حالا که زد تیرم کمان ناب ابرویت
خداحافظ پرستو وار به رسم رهگذر این بار
نه شوقی بهر برگشتن نه قول آخرین دیدار....
خواستم ،
سطری بنویسم ازدلتنگی
ولی افسوس،این روزها
هوای حوصله ابریست...
باز دیشب ماه دلتنگ تو بود
ماه و حتی راه دلتنگ تو بود
باز دیشب این دل ویرانه از
دردو رنج و آه دلتنگ تو بود
باز دیشب بال پروازم شکست
گرد غم بر قاب چشمانم نشست
خواستم تا اینکه بگریزم ولی
پای دل را درد هجران تو بست