پس از تو،خط قرمز می گذارمپس از هر بی تو، هرگز می گذارم،مبادا واژه ها دستت بگیرند!(تو) را در یک پرانتز می گذارم!
نمایش نسخه قابل چاپ
پس از تو،خط قرمز می گذارمپس از هر بی تو، هرگز می گذارم،مبادا واژه ها دستت بگیرند!(تو) را در یک پرانتز می گذارم!
دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی
کاش دهخدا می دانست دلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی.... تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"
گیرم که مرا جواب کردی خوش باش
تهمت زدی و خراب کردی خوش باش
آن روز که با خودت گلاویز شدی
گر آینه را مجاب کردی خوش باش
این بار تو بگو که
"دوستت دارم"
نترس..........
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
احساس تو چون طراوت باران است
بر زخم شکوفه های گل درمان است
هر وقت که در هوای تو می چرخم
انگار نفس کشیدنم آسان است
همین مسیر را مستقیم بروی می رسی به دو راهی ،یک راه به من ختم می شود ،آن دیگری به ختم من !!!
من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم
فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم
تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام
ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام
ز تلخی سکوتت من چه گویم
همان بهتر که از غم ها نگویم
تو کاری کرده ای با بی وفایی
دگر از عشق خود با کـــس نگویم
چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری...!