-
طاقــــت بیار رفیق؛
طاقت بیار میشه شنید/ خندیدن دلخواه رو
تو زنده میمونی رفیق/ طاقت بیار این راه رو
طوفانو پشت سر بذار/ اون سمت ما آبادیه
این زمزمه تو گوشمه/ فردا پر از آزادیه
طاقت بیار رفیق/ دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق/ خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق/ ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق/ داریم می رسیم
دنیا اگه تاریک شد/ دستهای فانوس و بگیر
با من بیا، با من بیا/ چیزی نمونده از مسیر
سرما و سوز برف رو/ آهسته پشت سر بذار
امروز وقت خواب نیست/ ما با همیم، طاقت بیار
طاقت بیار رفیق/ دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق/ خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق/ ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق/ داریم می رسیم
طاقت بیار رفیق
طاقت بیار رفیق...
-
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیهِ من باش! حسابتُ نگه دار!
ببین که چن تا قرنه تن به اسیری دادی!
دنیات شده شبیهِ سلولِ انفرادی
زنجیرِ شغلُ وامی زنجیرِ قسطِ خونه
مدیرِ هر اداره رییسِ یه زندونه
تا چش رو هم می ذاری می بینی عمر تموم شد!
بین چهارتا دیوار وجودِ تو حروم شد!
چوب خطِ این اسیری دیواراتُ پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
قانونِ دنیا حکمی به جز ابد نداره
نذار که حبست کنن پُشتِ میزِ اداره
بذار همه بدونن که خسته ییُ شاکی
لعنت به دفترچه ی قسطُ حسابِ بانکی!
بیرون بیا! خودت باش! تو آدمی نه برده!
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده!
عاشقِ زندگی باش! زندگی شغلُ پول نیست
تو امتحانِ بودن برده بودن قبول نیست!
-
اگه بارون بگیره تو می رسی
از پس گریه های دلواپسی
منُ می دزدی از این شب سیاه
منُ می بَری به مهمونیِ ماه
نفسم با عطر تو تازه می شه
اسم من از تو پُر آوازه می شه
اگه بارون نگیره دل می میره
باغچه مون رنگِ زمستون می گیره
جای تو خالی می مونه تا ابد
من می مونمُ دقیقه های بَد
دوباره گریه می شینه تو صدام
دوباره کهنه می شن ترانه هام
وقتی بارون می باره رو تنِ کوچه های خیس
رو بخارِ پنجره یه حرفِ تازه بنویس!
بنویس فاصله ها یه روز به آخر می رسن!
بنویس هیچ کسی اندازه ی ما عاشق نیس!
-
اونی که گفتم نرو گفت نمیشه
دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
وقتی میخواست بره اون منو صدا کرد
واستاد و تو چشام خوب نگا کرد
گفت میدونی خودت برام عزیزی
این اشکارم بهتره که نریزی
مجبورم برم که سفر چاره ی کارمه
یاد اون خاطرات مرحم دل پارمه
تقدیر ما از اولم همین بود
یکی تو آسمون اونیکی زمین بود
تو تقدیر ما هر چی حیرونیه
مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز می دیدی که دوست ندارم
می خوام برم و تا ابد بمونم
سخته برای هر دو مون میدونم
آره گفتی کسی که میشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
گریه نکن گریه هاتو نگه دار
لازم میشه گریه وقت دیدار
خودم میرم عکسام ولی تو قابه
میشنوه حرف اما بی جوابه
بارون که بارید برو زیر بارون
به یاد دیدار اون روزامون
تو چمدونم پر عطر یاسه
چشام با چشای تو در تماسه
رفتن من اسب سرنوشته
همونی که رو پیشونیمون نوشته
فکر نکن دوری و اینجا نیستی
قلب من اونجاست و تنها نیستی
منتظر شعرا و نامه هاتم
هر جا میری، بدون منم باهاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نمیکنم عزیزم
نزار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روزی به هم رسیدیم
همدیگرو شاید یه جایی دیدیم
مراقب گلدون اطلسی باش
یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشاش یه کمی روشنه
شاید یه قدری هم شبیه منه
دیگه باید برم خیلی دیره
فقط نزار خاطرمون بمیره
با خدافظی منو در به در کرد
اشکامو دید و بعدش سفر کرد
از وقتی رفت دستام رو به آسمونه
شاید پشیمون بشه برگرده بمونه
فهمیدم امروز سفرم یه درده
من چیکار کنم اگه که بر نگرده
پشت سرش میریزم آب یه دریا
منتظر میشینم بی تاب تا فردا
الهی که بدون هیچ فرودی
بشه ستاره و برگرده به زودی
-
قلبم را تقديمت ميكنم تا بداني بي ريا ترينم
اشكي براي اندوهت ميريزم تا بدانيپر احساس ترينم
شوق وصالحس غريبي است برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختيرا تا بدانيخوشبخت ترينم
موجي ازعشقرا بر ساحل وجودت ميفرستم تا بدانيعاشق ترينم
و شعرم را تقديمت ميكنم تا بداني كه من ساده ترينم ...
با تمام وجودم ميخوام_______________________ت
-
ای کاش خدا ما رو خسته از هم نکنه
خدا تنهایی رو نصیب آدم نکنه
نمی میره کسی که شد دلش زنده به عشق
خدا سایه ی عشق رو از سرم کم نکنه
بی عشق نفس کشیدنم دشواره
بی عشق دقیقه ها پر از آزاره
بی عشق هواسم به گل گلدون نیست
گلهای تو باغچه بوته های خاره
گلهای تو باغچه بوته های خاره
ای عشق می دونم که با من هم نفسی
می میرم اگه یک روز به دادم نرسی
این عشقه که حافظ رو غزل گو می کنه
این عشقه که آدم به خدا رو می کنه
بی عشق نفس کشیدنم دشواره
بی عشق دقیقه ها پر از آزاره
بی عشق هواسم به گل گلدون نیست
گلهای تو باغچه بوته های خاره
گلهای تو باغچه بوته های خاره
-
باور كن كه دوستت دارم اي تنها بهانه براي زنده بودنم
نفس كشيدنم دوستت دارم...
اي اميد و آرزوي من دوستت دارم...
اي تو به زيبايى يك گل سرخ . به پاكي يك چشمه زلال
به لطافت باران بهار دوستت دارم...
اي تو فصل بهارم هميشه يارم همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم
اي تو آرامش وجودم همه بود و نبودم . هستي و تارو پودم دوستت دارم
-
وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی
به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو
حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات
وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری
حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی
حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تسلامد بدن
حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت
وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری
حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه
حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی
حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ
حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی
حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن
-
امروز خورشید درخشانتر است
و آسمان آبیتر
نسیم زندگی را به پرواز میکشد
و پرنده آواز جدید میسراید
امروز بهاری دیگر است
در روز تولد مهربانترین
در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است
امروز را شادتر خواهم بود
و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد
جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد
تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود
ای مهربانترین
-
میتونم تو لحظههاي بيكسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم
ميتونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم
میتونم از آسمون قصهها، واسه تو صد تا ستاره بچينم
ميتونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي هزار بار بميرم
میتونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگيمو آبي كنم
ميتونم رو شونههاي مردونت، دردامو با هقهقم خالي كنم
ميتونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم
میتونم قصهي ديوونگيمو، توي كوچههاي شهر داد بزنم
ميتونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم
ميتونم زير پر ستارهها، واست از ليلي ومجنون بخونم
میتونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره
میتونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره
ميتونه دستاي تو رو شونههام، خبر از يك شب يلدا رو بده
میتونه بوسهي تو رو گونههام، واسه من نويد فردا روبده
میتونه صداي گرم خندههات، همه قصههامو رؤيايي كنه
ميتونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمو مهتابي كنه
ميتونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه
میتونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه
ميتوني توخستگيهاي تنت، به من و شونه ي من تكيه كني
ميتوني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني
ميتونن رازقيياي باغچهمون، تا هميشه بوي دستاتو بدن
ميتونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن
ميتونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونه ي عشقت بدونن
بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرابخونن...
دوست دار