امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم / در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم / امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد / آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد ؟
نمایش نسخه قابل چاپ
مي خوام به سردي شب هام بخندم / مي خوام به پوچي فردام بخندم / وقتي مي بينمت با ديگروني / تو اوج گريه هام مي خوام بخندم / مي خوام داد برنم تنهاي تنهام / مي خوام وقتي ميگم تنهام بخندم
اي عزيزم يه چيز ميگم که يادت باشه / قول بده که هميشه به يادم باشي ، باشه ؟
نهادم بر لبت جان و دل فدا کردم / گر صد جان دگر داشتم فدايت مي کردم
...
در سرزمين قلبم خانه اي ساختم که پنجره هايش هيچ گاه از ديدنت خسته نمي شدند ، در اين خانه هميشه خاطراتم را مرور مي کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولي حرف هاي گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو هميشه در ذهنم و ياد تو هميشه در قلبم جاريست
يادم باشد و يادت نرود که همه ي ما براي يکبار ايستادن ، هزاران بار افتاده ايم ! اس ام
چه قدر سخت است منتظر کسي باشي که هيچ وقت فکر آمدن نيست
قشنگ ترين لحظات را کسي به تو ميده که بتونه غمگين ترين لحظات را از تو بگيره
عاشقي اولش خوبه آخرش سخته / نيست کنارم ، رفته خيلي وقته
آيين عشق بازي دنيا عوض شده است / يوسف و زلخا هم عوض شده است / سر همچنان به سجده فرو برده ام ولي / در عشق سال هاست که فتوا عوض شده است