-
روز تنهایی من... روز نیلوفری یاد تو بودیاد لبخند نگاهت ... یاد رویایی آغوش تو بود روز تنهایی من... چهره سرد زمین یخ زده بود گره مردمك چشم تو باز به نگاه شب تنهاییمان زل زده بود روز تنهایی وغم.! قدر دلتنگی من... آســـمان پــیدا بود ..... ... آخرین قطره اشكت ... روی بیراهه ی ذهنم لغزید یـــــــــاد بــــــاد.... یاد خاكستری بغض قدیمی كه در آغوش نگاه تو شكست یادی از رنگ فراق رنگی از...داد ســــكـوت!!!..... ... اشك من جاری شد... جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو ... عكس تو درطاقچه ی كوچك قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست ..... ... روز تنهایی من... بـــی تـــــــــــــو گذشت... بــــی تـــــــــو نوشت... بــــی تو شكست...
-
صد حرف و یک جواب....مهم نیست... بگذریمخوابت شده عذاب؟ ....مهم نیست... بگذریمسنگین شده تمام دل من قبول کنرفت آن زمان ناب....مهم نیست... بگذریموقتی جواب نمیدهد آن قصه های توـ ماهی و صید از آب...مهم نیست... بگذریمدیشب به گوش سجده زدم حرفهای تلخ((تا کی مرا عذاب؟!...))....مهم نیست..بگذریممن در تمام زندگیم صبر کرده امکو اجر بی حساب؟؟!...مهم نیست...بگذریمدیگر نه راه پیش و نه پس مانده بر دلمپلها دوسو خراب....مهم نیست...بگذریمخندیده ام به ریش دلم با صدای توآن شور و آب و تاب...مهم نیست بگذریمگاهی برای سادگی ام گریه میکنماز پشت این نقاب...مهم نیست...بگذریم...صد حرف و یک جواب....مهم نیست... بگذریمخوابت شده عذاب؟ ....مهم نیست... بگذریمسنگین شده تمام دل من قبول کنرفت آن زمان ناب....مهم نیست... بگذریموقتی جواب نمیدهد آن قصه های توـ ماهی و صید از آب...مهم نیست... بگذریمدیشب به گوش سجده زدم حرفهای تلخ((تا کی مرا عذاب؟!...))....مهم نیست..بگذریممن در تمام زندگیم صبر کرده امکو اجر بی حساب؟؟!...مهم نیست...بگذریمدیگر نه راه پیش و نه پس مانده بر دلمپلها دوسو خراب....مهم نیست...بگذریمخندیده ام به ریش دلم با صدای توآن شور و آب و تاب...مهم نیست بگذریمگاهی برای سادگی ام گریه میکنماز پشت این نقاب...مهم نیست...بگذریم...
-
در كلبه كوچك قلبم ،برايت، مركبي از غرور و محبت مهيا مي كنم تا تكسوار درياي بي انتهاي عشقم گردي .اگر رفتي و مقصد گمشده را نيافتي تو را به خدا سوگند مي دهم به كلبه كوچك قلبم بازگردي ! چشم به راه توام ..
-
ما مردمی هستیم که بزرگترین افتخارمان دیدن برخورد سر نزدیکانمون به سنگه.. چون از گفتن جمله" دیدی حق با من بود " لذت میبریم
-
صبح مي شود و باز كودكي بهانه گير خستگي، ملال، غم، نان وچايي وپنير چشم را نميشود روي صبح وا كني صبح چادري بسر،رفته پشت نان و شير صبح رخت هاي چرك، صبح كوه ظرف ها در اتاق كوچكي،بازميشوي اسير در خودت فشرده اي ابرهاي تيره را صبح تازه ات بخير...آسمان دور و دير نه به دست و پا زدن دل رها نمي شود يا پرنده شو بپر! يا به خانه خو بگير صبح، سيب صبح گل از دقيقه ها بچين پيش از آنكه بسپري ، دل به خاك ناگزير از گلوي خسته ام، زندگي غزل بخوان زير دست و پاي غم اي ترانگي نمير!
-
تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظهها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشهها پیداست چگونه جای تو در جان
-
یك سبد پر ز ستاره با ماستروی یك سفره احساس كه بین من و تو پیداستقلب من سخت اسیر احساسعشق توقطره اشكی استكه از گوشه چشمت پیداستروح تو یك گل سرخ تنهاستحس من چون یك موج در تب و تاب دریاستدستم از دوری دستت تنهاستچشم تو رنگ قشنگی استكه در برگ درختان پیداست.
-
شب فرا می رسد با سكوتی سرد باز فكرم به سوی تو است ای مردكی به سوی من می آیی نمی دانم این شده است برای من غصه و یك درد
-
چگونه بی تو سر كنمچگونه شب سحر كنمبدون تو چه آسمان حرام گشته بر دلم بدون تو چه آسمان خراب گشته بر سرمبدون تو یه ماهی بدون تنگبدون تو سكوت مرده ای خموشبدون تو ستاره ای بی فروغبدون تو پرنده ای شكسته بالبدون تو شبم - شبی كه ندارد او سحربدون تو غروب غم گرفته ام بدون تو یه ابر تكه پاره امبدون تو...نمی كنم بدون تو زندگی بدون هیچ معطلی
-
امیدم باش َامید آخرینم باشو نوشدارو برایم باشبرای این دل ریشم تو مرحم باشتو با مهرت عزیزم باشتو عشقم باشتو تنها در كنارم باشولیكن تا دم اخركنارم باش كنارم باش