نیست در این گفته من سوسه ای گر تو به من قرض دهی بوسه ای
بوسهء دیگر سر آن مینهم لحظه دیگر به تو پس میدهم
نمایش نسخه قابل چاپ
نیست در این گفته من سوسه ای گر تو به من قرض دهی بوسه ای
بوسهء دیگر سر آن مینهم لحظه دیگر به تو پس میدهم
گفته بودم كه اگر بوسه دهي،توبه كنمكه دگر باره ازين خطاها نكنمبوسه دادي،چو برخواست لبت از لب منتوبه كردم كه دگر توبه ي بيجا نكنم
بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنهدرک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه . . .
لبهای مرا از همه استثنا کنیک بوس خصوصی به لبم اهدا کن !
دیگه بوسه قدقن ماچ و عشوه قدغن توی عمق فاجعهرفتن بی جا قدغنجمع دو تایی ماباشه به هر جا قدغن
بوسه اسم است، چون عمومی است. فعل است، چون هم لازم است هم متعدی . حرف تعجب است، چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند. ضمیر است، چون از قید انسان خارج نیست .حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل میکند.
عجب لبي ! شكرستان كه گفته اند ، اينستچه بوسه ! قند فراوان كه گفته اند اينستبه بوسه حكم وصال مرا امضا كنكه آن نگين سليمان كه گفته اند اينست
شرابي از لبت در جام کرديمرا با بوسه شيرين کام کرديدلم آهوي وحشي بود و او راندانم با چه افسون رام کردي
تا کی به نگاه تو دلم خوش باشدبا بوسه ی عکست نگهم خوش باشدمن می روم و یکسره می می نوشمبگذار که ساعتی دلم خوش باشد
آنقدر بوسيدمش تا خسته شدخسته از بوسيدن پيوسته شدخواست تا لب بر شكوه وا كندلب نهادم بر لبش تا بسته شد