من دلم می خواد به دوران کودکی برگردم...
من دلم می خواد از این جا برم حالا کودکی اگه نشد، به آینده ای برم که هیچ آشنایی توش نباشه
خستم و نا امید واقعا نا امید...
وقتی به اطرافم نگاه می کنم هیچ امیدی نیست
هیچ نقطه امیدوار کننده ای نیست پس بهتر که برم بهتر که نباشم.
کاش کسی بود که می تونستم سرمو بذارم رو شونه هاش و گریه کنم ولی چه سود ...
