سوت میكشد در هوا ...!
كابل تلفنی كه میتوانست ,
زیباترین عبارات جهان را ....
از عاشقی به عاشقی برساند !!
نمایش نسخه قابل چاپ
سوت میكشد در هوا ...!
كابل تلفنی كه میتوانست ,
زیباترین عبارات جهان را ....
از عاشقی به عاشقی برساند !!
با تو پیدا شده ام خسته ی راهم نکنی
مست و شیدا شده ام باز تو زارم نکنی
گوش کن چشم مرا زاغه من چوب بزن !
باز این چشم مرا چشم براهت نکنی
تازه همراه تو و موج نگاهت شده ام
باز یک عمر مرا روزه ی نامت نکنی
همچو کابوس به چشمان توام خیره شدم
باز با چشم ترت غرق گناهم نکنی
عـــ ــ ــکس تـــــــو را
به سقفــــــ آسمــ ــ ــان سنجــــاق میکنم
حال که ایــــن روزهـــا
از فرط دلتنـ ــ ـگی
چشمانـــم مدام رو به آسمــ ــ ــ ـان استـــــــ
بگذار تــــــو در قابـــــــ چشمانــــم باشی...
بزرگترین حماقت زندگی می تونه این باشه که به کسی که اشکاتو میبینه و بی اعتنا میره ،
برای بار دوم اعتماد کنی ....!
همیشه از هرچیزی ترسیدیم سرمان آمد …
بیا این بار از با هم بودن بترسیم
دلم می خواهد نامت را صدا کنم!
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد!
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم!
دلم می خواهد نامت را صدا کنم!
یک طور که دلت قرص شود که من، هستم…!
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من، تو هم هستی
نوشتـــــــه هـ ـایم را مـی خوانیــــــ و
می گـــــویی چهـ زیبــــــا....
راســـــــــــــــــــــت ــــی!!!
درد هایـــــ آدم هــــــــــا زیـ ـبایی دارد؟!
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...
یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!
زندگے شبیه شعرے است
قافیه هایش با من
تــ♥ــو فقط
همیشه
ردیف باش ...
نقــاش بـاشـے!
چـقــدر می گیـرے
بیایے و صفحه هاے سیاه دلم را رنـگ کنے؟
بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم
یــــک روز آفتابے بکشے که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد
راستـــــے مـــטּ روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم...
نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟