بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم شهرستان زرند14/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم شهرستان زرند
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين. http://www.senatorha.com/forum/image...10/02/1015.jpg
نام شهر شما و ياد مناقب مردم زرند را در گزارشهاى گوناگون و در آنچه از اهل زرند مىشنيديم، مىدانستيم. زرند و مردم زرند را همواره به ايمان، به عزم راسخ، به اتحاد كلمه، به صفا و معنويت و به اخلاص و صدق شناخته بوديم. امروز كه من در برابر جمع شما مرد و زنِ باصفا و بااخلاصِ زرندى قرار دارم، تجسم همهى آن صفات نيكو و مناقب شهرى و منطقهيى را مشاهده مىكنم.
ياد زلزلهى زرند - كه بيش از دو ماه از آن مىگذرد - براى ما غمانگيز است. مصيبت مردم بهوسيلهى يك حادثهى طبيعى، چيزى نيست كه علاقهمندان و ارادتمندان به اين مردم را از درد و مصيبت خود بركنار بدارد. اما من ضمن اينكه از خداى متعال خواستهام و باز هم متضرعانه مىخواهم كه مصيبت بزرگ زلزله را براى شما مردم به يك نعمت بزرگ تبديل كند و به مصيبتديدگان و خسارتديدگان، صبر و استقامت مرحمت كند، مىخواهم عرض كنم كه مصايب و بلايا - كه زندگى تاريخى يك ملت هرگز از آن بركنار نمىماند - كوچكتر از آن است كه بتواند در عزم راسخ و تصميم يك ملت و يك مجموعهى انسانى در طريق آرمانهاى بزرگ اثر بگذارد. بنده زرند را به دوازده هزار رزمندهى آن در جبهه شناختهام؛ به جوانان پُرشور آن، به شهداى عالىقدر آن، به خانوادههايى كه پشتيبانى جنگ را در طول دوران دفاع مقدس با گرمى و صفا بر عهده گرفته بودند، شناختهام. زرند را به فتوح و گشايش و شكوفايى امر تعليم - چه در بخش حوزه، چه در بخش دانشگاه - به زحمتكشى مردم آن در بخشهاى معدنى، به وفادارى آنها به دين، به رغبت آنها به نمازجمعه و اجتماع پُرشور آنها در روز جمعه شناختهام.
در سطح استان، اجتماع مردم در نمازجمعهى زرند - طبق گزارشهايى كه به بنده دادهاند - در رتبهى اول قرار دارد. حضور آنان در جبهه - رزمندگان آنها، دانشپژوهان آنها، كارگران و زحمتكشان آنها، علما و روحانيون آنها - از لحاظ كمّ و كيف، در رتبهى اول قرار داشته است. امروز هم در شهر زرند و در يكى دو روستاى مناطق زلزلهزده - كه رفتيم به آنجا سر زديم - شور و علاقه و صفاى اين مردم مؤمن را مشاهده كرديم.
آنچه از اين فرصت و موقعيت مىخواهم استفاده كنم، توصيهيى است به شما و توصيهيى است به مسؤولان. توصيهى به مسؤولان، همان مطلب كلى است كه بارها با آنها در ميان گذاشته شده است و شما مردم هم در جريان قرار داريد. اگر اين توصيه را در محضر مردم عرض مىكنيم، براى اين است كه شما مردم عزيز بدانيد كه فرهنگ و اعتقاد و برنامهى مسؤولان در كشور اين است؛ بدانيد كه اهتمام به كار مردم و پيگيرى مسائل و مشكلات آنها مهمترين دغدغهى نظام جمهورى اسلامى است؛ والّا جاى گفتن به مسؤولان، در ملاقاتهاى كارى با آنهاست. اگر ما گاهى حرفها و نظرات خود يا نظرات آنها را در مجامع مردمىِ عظيم - مثل امروز - مطرح مىكنيم، براى معرفى فضاى كارى و فرهنگ كار در جمهورى اسلامى است. بنابراين توصيهى به مسؤولان، سرعت در تصميمگيرى و عمل است. به من گزارش دادند كه با استفاده از تجربهى زلزلهى فاجعهآميز بم، كار براى آبادسازى و پاكسازى و فعاليتهاى عمرانى در شهرستان زرند بسيار آمادهتر است. امروز علاوه بر گزارشهاى قبلى، گزارشهاى ريزترى هم در اين زمينه به بنده داده شد.
توقعاتى كه مردم از مسؤولان دارند، بحق و بجاست. البته كشور امكاناتى دارد. آنچه مسؤولان تصميم مىگيرند و وعده مىدهند، با نگاه به امكانات كشور است. در حد امكانات، آنچه مىتوانند، بايد انجام دهند و انشاءاللَّه انجام مىدهند. برنامههاى كارى آماده شده و تصميمهاى درست در اين زمينه گرفته شده است. آن طورىكه به من گفتند، در برخى از روستاهاى نزديك زرند، كار شروع هم شده است. بايد هرچه زودتر انشاءاللَّه تعمير خانههاى آسيبديده، يا تخريب خانههاى غيرقابل اصلاح، و جبران خسارتهاى زلزله از لحاظ مسكن و جايگاه زندگى و كسب مردم انجام بگيرد؛ چه در شهر زرند، چه در روستاها. وظيفهى مسؤولان، پيگيرى جدى است. همين صحبت را با دوستان مسؤول مىكرديم كه تصميم گرفتن نبايد ما را راضى كند؛ بلكه دنبال كردن تصميمها و رسيدن به مقاصد و هدفهايى كه داريم تا لحظهى آخر، بايد همت ما باشد.
من در كرمان اين نكته را ابراز كردم، اينجا هم عرض مىكنم؛ اگرچه ماههاى آخر عمر اين دولت است و با انتخابات و آمدن دولت جديد، برخى از مسؤولان در سطح كشور جابهجا خواهند شد؛ ليكن دولت كنونى و مسؤولانى كه امروز در سطوح ستادى و اجرايى مشغول كارند، بايد آنچه را كه تصميم گرفته مىشود - چه دربارهى مناطق زلزلهزدهى زرند و بم و مناطق ديگر، و چه راجع به مسائل كلى استان - به سرخط اجرا برسانند؛ يعنى دستورالعملهاى اجرايىِ آنها را آماده كنند تا اگر مسؤولان بعدى غير از اينها بودند، وقتى آمدند، بدانند بايد كار را دنبال كنند. مسؤولان دولت بعدى هم - هر كه هستند؛ چه وزرا، چه رئيس دولت، و همهى آنهايى كه نمىدانيم چه كسانى اين بار را بر دوش خواهند گرفت - بايد با جديت و سرعت اين كارها را دنبال كنند؛ اين مطالبهى ما از آنهاست. تصميم كافى نيست؛ بايد كار تعقيب شود تا به نقطهى مطلوب برسد و مردم شيرينى كار و كوشش مسؤولان را در كامِ خود احساس كنند. البته ما هم به توفيق الهى هشيارانه، گذران كار را مراقبت خواهيم كرد؛ ما هم رها نمىكنيم؛ در همهى سفرها اينطورى است. از مسؤولان پىدرپى مطالبه مىكنيم تا كارهايى را كه قول دادهاند و تصميم گرفتهاند، انشاءاللَّه انجام دهند.
اما توصيهى ما به مردم. يك توصيهى اصلى اين است كه مردم اين حوادث تلخ را به عنوان تجربههاى لاينفك زندگى بشر، وسيلهيى براى رشد و تعالى و تكامل قرار دهند و هر چه مىتوانند، صبر و استقامت و عدم تزلزلِ خودشان در پيگيرى راه هدايت الهى را در اين حوادث تحكيم و تقويت كنند. البته اين معنايش اين نيست كه مردم حقوق مادىِ خود را نخواهند. اگر ما به مردم مىگوييم در برابر مصايب صبر كنند، معناى اين حرف اين نيست كه وقتى مصايب را در مقابل خودشان ديدند، منفعل شوند و دستبسته تسليم مصايب شوند؛ نه، درست بعكس بايد عمل كرد. يكوقت ماديونِ دوران جوانى ما اينطور تبليغ مىكردند كه اديان الهى مردم محروم و مستضعف و فقير و طبقات كارگر را به صبر توصيه مىكنند؛ يعنى حق خودتان را نطلبيد. اين، تهمت به اديان الهى است؛ درست عكس اين است. ما معتقديم هر انسانى در سايهى نگاه درست به واقعيتهاى زندگى - چه تلخ و چه شيرين - مىتواند خودش را به تعالى معنوى برساند؛ مىتواند در برابر حوادث طبيعى تسلايى براى خود بهدست بياوريد؛ اين تسلا خيلى مهم است. معناى تسلاى قلبى اين نيست كه اگر انسان حقى در عرصهيى دارد، آن را دنبال نكند؛ نه، حق را بايد دنبال كند. اما اين را هم همه بدانند كه هيچ تلخىيى در زندگى براى انسان پيش نمىآيد، مگر اينكه اگر در برابر آن تلخى براى خدا صبر كند، خدا عوض آن را در زندگى اصلى انسان - كه زندگى بعد از عبور از مرز حيات و مرگ است - به او خواهد داد. هيچكس در محاسبات الهى سرش كلاه نمىرود. كسى كه برخوردار است، در مقابل عمل صالح يكطور پاداش مىگيرد؛ كسى كه آن برخوردارى را در دنيا ندارد، در مقابل همان عمل صالح پاداش بيشترى از خدا مىگيرد. خداى متعال هيچ رنج و زحمتى را در زندگى انسان بىاجر نمىگذارد. كسى كه از زلزله آسيب مىبيند، پيش خدا اجر دارد؛ كسى كه عزيزان خود را از دست مىدهد، پيش خدا اجر دارد؛ كسى كه سختىها و تلخىهاى زندگى را تحمل مىكند، پيش خدا اجر دارد. اسلام تأكيد مىكند كه انسان بايد تلاش كند؛ سختىها و تلخىها را تا حدى كه مقدور نيروى بشرى است، به شيرينى و كاميابى تبديل كند؛ يعنى بايد كار كرد، تلاش كرد و احقاق حق كرد - اينها به جاى خود محفوظ - اما در عين حال تلخى و نامرادى در بخشى از مسائل زندگى انسان، پيش خداى متعال اجر دارد؛ اين را ما بايد بدانيم.
زلزلهزدگان، آسيبديدگان، عزيز از دستدادگان، آسيبديدگان مالى و خسارت ديدگان بايد بدانند كه در مقابل آنچه از دست مىدهند، وقتى دل به سمت خدا داشته باشند و پاى خدا حساب كنند، خداى متعال به آنها عوض خواهد داد. اينطور نيست كه خسارتديدهى زلزله با كسى كه خسارتديدهى زلزله نيست، پيش خدا يكسان باشند؛ نه، خدا به او اجرى مىدهد، كه به اين نمىدهد.
نكتهى دوم كه اشاره كرديم، اين است كه همهى مصايب دنيا مىتواند نردبانى باشد براى پيشرفت يك انسان و يك ملت. در دوران جنگ و دفاع مقدس، اطراف اين كشور را بستند؛ راههاى علم و معرفت و فناورى و محصولات مورد نياز را بر روى ما بستند؛ گلولهى معمولى و سلاح معمولى به ما ندادند؛ اما ملت ما از اين تنگنا و سختىِ بزرگ براى پيشبرد خود استفاده كرد. امروز دنيا در واهمهى سلاح اتمى ملت ايران است. ما دنبال سلاح اتمى نيستيم؛ اما ظرفيت و قابليت ملت ايران به آنجا رسيده است كه دنياى مدرن و دنياى دارندهى سلاحهاى مخرب و وحشتناك و دارندهى سلاح اتمى، از ملت ايران، از جوانان ايران و از دانشمندان ايران در واهمه است؛ اين خيلى پيشرفت است؛ اين پيشرفت را چگونه و از كجا بهدست آورديم؟ ملت ايران توانست از آن تنگناها و سختىها و مصيبتها به عنوان نردبانى استفاده كند و خودش را بالا بكشد، و كشاند.
قدرتهاى استكبارى خيال مىكنند كليد خوشبختى و بدبختى ملتها دست آنهاست. البته اگر ملتى خودش را رها كند، همينطور است. اگر ملتى عزم و اراده را شعار خود نسازد، همينگونه است؛ كمااينكه ملتهاى مسلمانى را ديديم كه ارادهى خودشان را به كار نگرفتند؛ لذا زندگى و مرگشان در دست قدرتهاى بيگانه افتاد تا بر آنها مسلط شوند. اما اگر ملتى عزم و ايمان و ارادهى راسخ خود را بهكار بگيرد و هويت و شخصيت خود را بشناسد و آن را قدر بداند، هيچ قدرتى قادر نيست بر او مسلط شود.
آنچه ما اصرار داريم در همهى مراحل به ملت ايران عرض كنيم، اين است كه ملت ايران به بركت نگاه به خود توانست قدرت طاغوتى و حكومت فاسد و تا گلو غرق در فساد و وابستگى را سرنگون كند و يك حكومت مردمى برپا سازد. امروز هم كه عربدههاى دشمنان اسلام عليه نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران از اكناف بلندگوهاى استكبارى بلند است، باز ملت ايران مىتواند با اعتماد به خود، با ايستادگى، با عزم و ارادهى راسخ و با حفظ همبستگى و اتحاد - كه امسال به عنوان يك كار نمادين، سال همبستگى ملى و مشاركت عمومى اعلام شد - هم به ثروت و رفاه مادى برسد؛ هم به پيشرفت علمى برسد؛ هم فناورىهاى نوىِ دنيا را تأمين كند؛ هم از لحاظ ايمان و معنويت، چيزى را كه دنياى مادى غرب در خلأ آن قرار دارد، براى خود بهوجود بياورد؛ ايمان را براى خودش تأمين كند و معرفت دينى را در خود عمق ببخشد.
امريكايىها و مستكبران و مسلطين بر رژيم ايالات متحدهى امريكا خيال مىكنند همه چيز، دست آنهاست؛ اشتباه مىكنند. البته عقلا و خردمندان و پختهترهايشان مىدانند عربدههايى كه كشيده مىشود، بيجاست؛ اما جاهلهايشان مستانه فرياد مىكشند و دنيا را به چالش مىطلبند.
ملت ايران راهى را انتخاب كرده و خواهد رفت؛ اين راه، راه عزت و علم و ايمان و عزم است. بايد دنبال علم بود. بحمداللَّه شهر شما از لحاظ حوزه و دانشگاه، شهر شكوفايى است. بايد دنبال ايمان بود. خوشبختانه شما مردمِ اين شهر و مردم استان كرمان، مردمان مؤمن و دينباوريد؛ كسانى هستيد كه از بندندان دين خدا و ايمان الهى را قبول كردهايد؛ اگرچه ملت ما در همهى نقاط اين كشور از ايمان به دين اسلام و زلال معارف الهى برخوردارند. از لحاظ كار و عزم و اراده هم بحمداللَّه ملت ما نشان دادهاند، و شما مردم زرند و مردم استان كرمان هم نشان دادهايد كه اهل اراده هستيد. بخواهيد، تصميم بگيريد و عمل كنيد.
يكى از چيزهايى كه بسيار مهم است، مقاومسازى است. زلزلهى بم، ما و مسؤولان كشور را يكبار ديگر به اهميت مقاومسازى آگاه كرد. تجربهى بم براى ما در سرتاسر كشور يك درس عملى شد؛ بعد هم مسألهى زرند پيش آمد. همه بايد مقاومسازى را جدى بگيرند؛ هم مسؤولان و هم مردم. توصيهى به مقاومسازى، فقط توصيهى به مسؤولان نيست. طرحى كه دربارهى ساختن روستاها، برادران بنياد مسكن به كمك دولت دارند دنبال مىكنند، يك مقاومسازىِ عمومى است؛ اما شهرها هم همينطور است. مردم، سازندگان خانهها، انبوهسازان و همچنين مسؤولان دولتى بايد مقاومسازى را يكى از مسائل اصلى قرار دهند.
كشور ما، كشور زلزلهخيزى است. شهرستان زرند روى دو گسل فعال زلزله قرار دارد. اين خطر وجود دارد، اما با اين خطر مىتوان مبارزه كرد. يك وقت بلايى علاج ندارد؛ ليكن اين بلا، علاج دارد. علاج، مقاومسازى و اهميت دادن به ساخت و ساز است. از قول پيغمبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: «رحم اللَّه امرءاً عمل عملاً فاتقنه»؛ رحمت خدا بر انسانى كه وقتى كارى انجام مىدهد، محكم و متقن انجام دهد. پارچه را هم كه مىبافيد، محكم باشد؛ كفش هم كه مىدوزيد، محكم باشد؛ حرف هم كه مىزنيد، محكم بزنيد و منطقتان محكم و صحيح باشد؛ خانه هم كه مىسازيد، محكم بسازيد. سهلانگارى در هيچكدام از اين كارها پذيرفته نيست. مقاومسازى را بايد بسيار جدى گرفت. مسؤولان، اين مسأله را يكى از مسائل اصلى خودشان قرار دادهاند.
خدا را سپاسگزاريم كه شما مردم را با اين نشاط و شور ايمانى در مقابل اين حوادث تجهيز كرده است. امروز براى من فرصتى بود تا بيايم آنچه را كه دربارهى زرند دانستهام و شنيدهام، از نزديك مشاهده كنم. از محبتهاى شما مردم، از اجتماعتان، از اظهار لطفى كه به بنده شده است - آحاد مردم، مجموعهى مردم و بعضى از بزرگان - صميمانه تشكر مىكنم و لازم مىدانم از زلزلهزدگان «راور» هم - كه شنيدم در زلزلهى زرند، مردمِ بخشى از راور هم آسيب ديدهاند - ياد كنم. اميدوارم خداوند همهى شما را مشمول رحمت خود قرار دهد.
پروردگارا! رحمت و بركات خود را بر اين مردم نازل كن. پروردگارا! همهى مسؤولان را قدردان اين مردم قرار بده. پروردگارا! اين مردم را در پيمودن راه صلاح و نجاح و كمال و رسيدن به آرمانهاى الهى، مورد تأييد خود قرار بده. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از همهى ما و همهى اين مردم راضى و خشنود بگردان. پروردگارا! گذشتگانِ اين مردم - بخصوص كسانى كه در حادثهى تلخ زلزله جان خود را از دست دادند - و همچنين شهداى عزيز و درگذشتگانِ در راه خدمت از اين مردم را مشمول رحمت خود قرار بده و از سوى خودت بر دلهاى داغداران صبر و تحمل افاضه و مرحمت بفرما.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نخبگان استان كرمان14/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نخبگان استان كرمان
براى بنده بسيار جلسهى شيرين و پُرمضمون و مفيدى بود. ديدار با نخبگان - كه يكى از برنامههاى هميشگى سفرهاى ماست - هم جنبهى نمادين دارد؛ به معناى احترام و تكريم عميقى است كه نظام جمهورى اسلامى براى انسانهاى نخبه در هر بخشى قايل است، هم از جهات مختلفى جنبهى كارى و عملى دارد و ما مسايلى را از زبان عناصر نخبهى جامعه مىشنويم؛ اين مغتنم است. افرادى كه از تلويزيون اين مجموعه را مىبينند، ابعاد تازهاى از نظرات نخبگان اين منطقه به گوششان مىرسد؛ اين مغتنم است. حضور اين همه نخبه در يك استان، پديدهى جالبى است؛ اين را همهى مردم مىبينند و مغتنم است. البته بنده شخصاً هم يك التذاذ معنوى و روحى از ديدار نخبگان و از ديدار شما عزيزان دارم، كه اين هم در درجهى بعد، يك انگيزه و مشوق براى اين ديدارهاست.
مجالى نيست براى اينكه من مطالبى را عرض كنم؛ علاوه بر اينكه آنچه در ذهن ماست، غالباً در اظهارات گوناگون به سمع شريف برادران و خواهران مىرسد. دو مطلب را فقط عرض مىكنم:
اول اينكه من هميشه با نظر تحسين به كرمان نگاه كردهام و امروز اين نگاه تحسينآميز با ديدن اين همه نخبه در بخشهاى مختلف - دانشمند، هنرمند، اديب، شاعر، معلمان كارآمد، استادان زبده، سرداران بزرگ در دفاع مقدس، روحانيون محترم، سخنوران خوب، ورزشكاران خوب و برجسته - كه در جمع عزيزان حضور داريد، تقويت شد. بحمداللَّه استان تنوع و جنسجور در عرصهى نخبهپرورى را حايز هست؛ اين براى من بسيار تحسينبرانگيز است.
آنچه دوستان فرموديد، من اجمالاً يادداشت كردم و بناى ما بر اين است كه اين نكات را به مسؤولان منتقل مىكنيم؛ به آنها تأكيد مىكنيم؛ آنجايى كه احتياج به دخالت ماست در برنامهريزى، دخالت مىكنيم و مطمئنيم كه در جهت اين پيشنهادها و درخواستها كارى خواهد شد؛ حركتى پيش خواهد آمد و اميدواريم كه اين حركت، حركت سريع و شايستهيى باشد. بهقدر توان و امكانات كشور انشاءاللَّه كار خواهد شد.
دوم اين كه نخبگان، سرمايههاى معنوى كشورند. در دنيا، نگاه مادى به سرمايهها و ثروت معنوى موجب شده است كه ثروتهاى معنوى را با محاسبهى امكان تبادل به پول بسنجند؛ اين دانش چقدر مىتواند تبديل به پول بشود؛ اين هنر چقدر مىتواند تبديل به پول بشود؛ اما در اسلام اين معيار وجود ندارد. نه اينكه از تبديل علم و هنر و ساير سرمايههاى معنوى به پول، ابايى وجود داشته باشد؛ نه، علم وسيلهى رفاه زندگى است؛ هنر وسيلهى رونق و بهاى زندگى است؛ اشكالى ندارد؛ اما با قطع نظر از اين نگاه، خودِ اين ثروت معنوى هم يك ارزش والايى از نظر اسلام دارد. يعنى اين هنرمند، حتّى اگر هنر او را كسى نشناسد و از هنر او هيچكس بهره نبرد، نفس دارا بودنِ اين هنر با نگاه اسلامى و نگاه معنوى، خود يك ارزش است. اين عالم ولو مورد انكار قرار بگيرد و علم او را كسى نشناسد، نفس دارا بودنِ اين علم، يك ارزش است. درست است كه علم، مقدمهى عمل است؛ درست است كه دانايى وسيلهى توانايى است؛ اما اين توانايى، اين عمل، لزوماً هميشه آن چيزى نيست كه قابل تبديل به ثروت مادى باشد؛ بايد ما اين نگاه را تقويت كنيم. ممكن است در يك جامعهيى به خاطر فقر امكانات يا كمبود تجربه، نتوان مابهازاى مادى را در مقابل دانش يا تحقيق يا هنر يا اينگونه سرمايههاى معنوى ارائه كرد. در جامعهى ما هم حتماً اينگونه است و در بسيارى از نقاط دنيا اينگونه است. اين نبايد موجب بشود كه جوشش چشمههاى علم و هنر متوقف بشود.
من وقتى به تاريخ علم و ادب نگاه مىكنم، مىبينم اتفاقاً بخشى از مهمترين پيشرفتهاى علمى بشر و همچنين پيشرفتهاى هنرى بشر، آن چيزهايى است كه مابازاى مادى كه نداشته، هيچ؛ گاه مورد تحقير و انكار هم قرار گرفته؛ انگيزهى آنها شوق، عشق و انگيزش معنوى بوده است؛ اين را نبايستى انكار كرد؛ نبايست جلوى اين را گرفت. همهجا دانش و تحقيق و هنر با پول مبادله نمىشود؛ با پول سنجيده نمىشود.
نخبگان اين فرهنگ را بيش از ديگران مىتوانند در ميان جامعه گسترش بدهند. اينكه يك انسانى با معارف فلسفى يا معارف عرفانى يا با دانشى از دانشهاى گوناگون بشر آشناست، يا داراى ذوق هنرى است، اين را يك ارزش بدانند؛ ولو كسى نداند؛ ولو تبديل به پول نشود؛ ولو در بازار تنگنظرىها مشترى درست و حسابى هم نداشته باشد. اين فرهنگ، فرهنگ خيلى خوبى است؛ اين چيزى است كه مىتواند جريان دانش و تحقيق و هنر را در كشور توسعه بدهد؛ و ما به اين نياز داريم. اينجور نباشد كه ما تصور كنيم اگر به هنر يا به دانش مىپردازيم، براى اين است كه يك مابازاى مادى دارد، كه اگر اينجا بهدست نياورديم، برويم جاى ديگر. البته طبيعت انسانها بعضاً كشش به اين سمت دارد؛ اما فرهنگ دينى و اسلامى اين نيست.
ما به عنوان مسؤولان نظام، وظايف سنگينى داريم؛ اين را ما معترفيم. همچنانىكه معترفيم كه بسيارى از كارهايى كه در اين زمينهها بايد انجام بگيرد، بهطور كامل انجام نگرفته، يا به خوبى و درستى انجام نگرفته است. نگاه به مقولهى علم و تحقيق و معنويت و پيشرفت در خلاقيت فكرى و ذهنى و علمى، از مقولاتى است كه در كشور ما - لااقل در اين دهههاى اخير - سابقهى زيادى ندارد. اينها محصول نگاه نويى است كه انقلاب به ما داد.
گذشتهى تاريخى ما با يك فصل هجومِ استعمار فكرى و سلطهى خارجى قطع شد؛ اين تسلسل را قطع كردند و بريدند. ما امروز داريم هويت تاريخى خودمان را بازشناسى و بازيابى مىكنيم؛ به آن افتخار مىكنيم؛ خود را ادامهى آن حركت مىدانيم. ما امروز به خودمان مىباليم و احساس مىكنيم كه مىتوانيم در ميدان دانش و معرفت و فناورى و انواع معارف بشرى حركت كنيم و نوآورى كنيم. ديروز اين باور در كشور ما وجود نداشت، كما اينكه امروز هم براى بعضىها هنوز وجود ندارد.
وقتى ما مىگوييم مرزهاى علم را بايد بشكافيم و بايد از سخن روزِ علم يك قدم جلوتر برويم، اين براى بعضى باورنكردنى است. وقتى من مىگويم ما بايد به آنجا برسيم كه اگر در اكناف عالم يك پژوهشگر، يك دانشمند، بخواهد به فلان نظريهى علمى يا نظريهى فلسفى دست پيدا كند، ناچار باشد زبان فارسى را ياد بگيرد، بعضى با نگاه انكارآميز به اين نگاه مىكنند. من معتقدم و مىبينم در مقابل خودم كه چنين چيزى شدنى است. ما اگر همت كنيم، مىتوانيم تا بيست سال ديگر، تا سى سال ديگر، كارى كنيم كه وقتى نامآوران عرصهى علم و فناورى را در دنيا نام مىآورند، ايرانيان و كشور ما در صدر قرار بگيرد؛ مىتوانيم اين كار را بكنيم؛ ما استعدادمان خيلى خوب است؛ همه چيز اين را گواهى مىدهد. آنچه ما كم داشتيم - كه انقلاب به ما داد - اعتمادبهنفس بود؛ ما امروز اعتمادبهنفس پيدا كردهايم. جريان علمى كشور، خوشبختانه جريان خوبى است؛ اين جوانهاى ما امروز اعتمادبهنفس دارند.
ما كسانى بوديم كه در اول انقلاب در بسيارى از نيازمندىهاى خودمان محتاج بوديم كه از فرآوردهى فكر و سرانگشت ديگران استفاده كنيم؛ اما امروز ديگرانِ زيادى در دنيا هستند كه از فرآوردهى فكر و سرانگشت ايرانى دارند استفاده مىكنند؛ اين واقعيت است؛ ما پيشرفتهايم. اين، بهخاطر اعتمادبهنفس است؛ بايد اين اعتمادبهنفس ملى را در زمينهى علم تقويت كرد و اسلام اين را به ما مىآموزد؛ و ما انشاءاللَّه پيش مىرويم.
فرصت بيشترى نيست، وقت نماز است. من بيش از اين جايز نيست كه ادامه بدهم.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در صبحگاه مشترك نيروهاى نظامى و انتظامى استان كرمان 15/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در صبحگاه مشترك نيروهاى نظامى و انتظامى استان كرمان
خداى متعال را شاكر و سپاسگزارم كه جمع نظاميان سلحشور اين استان را - از سازمانهاى ارتش و سپاه و نيروى انتظامى و بسيج مردمى - با اين شكل آراسته در اين ميدان ملاقات مىكنم.
حضور نيروهاى مسلح، آمادگى آنها، ابتكار عمل آنها در طراحىهاى گوناگون و وحدت كلمهى آنها، يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است كه هرجا از آن برخورداريم، بايد خدا را سپاس بگوييم.
بحمداللَّه سوابق افتخارآميز رزمندگان اين استان در تاريخ روزهاى دشوار اين كشور ثبت شده است. لشكر 41 ثاراللَّه، لشكر خطشكن، پيروز، آمادهبهكار در همهى ميدانها، با فرماندهان شجاع و لايق و انديشمند در طول دوران جنگ و پس از آن، خاطرههاى خوبى را به ياد گذاشته است. يگانهاى ارتشى هم در سطح اين استان، هر كدام وظايف بزرگى را در زمينههاى مختلف انجام دادهاند و من از سالها قبل با وضعيت يگانهاى نظامى در اين استان از نزديك آشنا بودهام.
آنچه براى نيروهاى مسلح - چه سپاه و چه ارتش و چه نيروهاى انتظامى - مهم است، اين احساس است كه آنها مدافعان امنيت ملى اين كشورند. در عرصههاى گوناگون، اين امنيت با وظايف مختلف، ميان سازمانهاى گوناگون تقسيم شده است. امنيت، بسيار مقولهى مهمى است و بدون امنيت، يك كشور در همهى عرصهها و صحنههاى فعاليت و تلاش، دچار مشكل است؛ در مقولهى علم، در مقولهى پيشرفتهاى اقتصادى، در مقولهى مسايل معيشتى و شهروندى، در مقولهى سازندگى كشور، در همهى مقولاتى كه مىتواند افتخارات بزرگ ملى را براى يك كشور به ارمغان بياورد، پيشنياز اصلى و اساسى عبارت است از امنيت. اين امنيت را نيروهاى مسلح تأمين مىكنند.
بخشى از اين امنيت، مربوط به امنيت مرزهاست. مرزهاى هر كشورى در معرض تهديد و شكسته شدن بهوسيلهى نيروهاى متجاوز و متعرض و زيادهخواه و قدرتهاى جهانگشا قرار دارد. انسانهايى در طول تاريخ هميشه پيدا شدهاند كه بقاى خودشان را با فناى ملتهاى ديگر همراه و ملازم دانستهاند. همين كرمان شما در طول تاريخ، در معرض هجمههاى فراوان و تركتازىهاى فراوان قرار گرفته است. كشور عزيز ما، ايران، در طول قرنهاى متمادى بارها و بارها مورد تعرض قرار گرفته. براى ما مردم ايران، اين مسايل، ديگر مسايل تاريخى نيست.
در زمانِ خود ما، يك همسايهى متجاوز، متعرض، زيادهخواه، دچارِ جنونِ قدرتطلبى و قدرتخواهى، با تشويق قدرتهايى كه با اسلام مخالف بودند و قصد سلطهى بر ايران عزيز را داشتند، به كشور ما حمله كرد و اين ملت دفاع جانانهيى كرد.
بعد از سالهاى متمادى، اولينبار بود كه ملت ما توانست در مقابل تجاوزِ بيگانه، فاتحانه و سربلند از ميدان جنگ خارج بشود. دويست سال بود كه در هر حملهى نظامى كه به كشور ما مىشد، ملت ما شكست مىخورد؛ مردم ما منفعل مىشدند؛ دشمن به داخل خانهى ما نفوذ مىكرد؛ اما اين اولينبار بود كه به بركت اسلام و به بركت انقلاب اسلامى، ملت و نيروهاى مسلح ما توانستند افتخار بيافرينند؛ توانستند دشمن را ناكام كنند؛ آن هم دشمنى كه فقط با نيروى خود و با موجودى خود وارد ميدان نشده بود، بلكه موجودىِ دنياى مستكبر پشت سر او بود و بسيارى از آنها در خدمت او. ملت ما و نيروهاى مسلح ما بر چنين دشمنى پيروز شدند؛ البته زحمت كشيدند، تلاش كردند.
اين تصويرهاى مباركى كه اطراف اين ميدان را پوشانده است، هر كدام نماد يك دنيا فداكارىاند؛ هر كدام كوهى از عشق و شور و شوق هستند براى دفاع از حق؛ براى دفاع از ايران؛ براى سربلند كردن پرچم برافراشتهى اسلام عزيز در اين كشور. ملت ما پيروز شد؛ امنيت را به مرزهاى ما برگرداند؛ دشمن از حملهى مجدد به اين كشور تا مدتها نوميد شد.
امروز هم علىرغم گندهگويىهاى سران استكبار، همهشان در برابر عزم پولادين ملت ايران و نيروهاى مسلح ايران، دچار تزلزلند؛ همهشان مىدانند كه تهاجم نظامى به اين كشور برايشان بسيار گران تمام خواهد شد؛ آرزوهايشان را به گور خواهند برد. بنابراين، امنيت مرزها، يك بخش مهم از امنيت ملى است.
بخش ديگر، امنيت شهروندى است. ملت احتياج دارد در محيط زندگى خود از امنيت شهروندى برخوردار باشد و متجاوزان، سركشان، فتنهگران، آشوبگران، ستونهاى پنجم نيروهاى بيگانه و دشمن در درون كشور، نتوانند مقاصد دشمنان را در اين كشور و به زيان اين ملت برآورده كنند. امنيت داخل كشور حايز اهميت بسيار است. بخشى از تلاش نيروهاى مسلحِ عزيز ما - چه سپاه، چه بسيج، چه نيروى انتظامى - مصروف حفظ امنيت شهروندى مىشود؛ خانههاى مردم، محيط زندگى مردم، محيط كسب و كار مردم، محيط تحصيل مردم، بايد امن باشد. مردم بايد خاطرجمع باشند كه نيروهاى مسلح ما در محيط شهروندى خودشان، بتوانند در مقابل دشمنان فتنهگر، دشمنان آشوبگر، اغتشاشآفرينان، كسانىكه از آبِ گلآلود مىخواهند ماهى بگيرند، كسانىكه بقاى خود را در برهم زدن فضاى امن و آرام كشور مىدانند، ايستادگى كنند. اين امنيت را نيروهاى مسلح به بهترينوجه تأمين مىكنند.
يك بخش ديگر، امنيت فرهنگى و امنيت اخلاقى است. مردم به جوانان و به فرزندان خود علاقهمندند و از اينكه آنها دچار اعتياد بشوند، دچار فساد اخلاق بشوند، دچار وسوسههايى بشوند كه آنها را از مسير درست زندگى دور بيندازد، نگرانند. اين نگرانى و دغدغه را چه كسى برطرف مىكند؟ چه چيزى برطرف مىكند؟ امنيت فرهنگى. امنيت فرهنگى را هم در بخش عظيمى، نيروهاى بسيج، نيروهاى مؤمن، جان بر كف، تأمين مىكنند.
تركيب نيروهاى مسلح در كشور ما يك تركيب منطقى و عالى است. ارتش در جاى خود، سپاه در جاى خود، بسيج در جاى خود، نيروى انتظامى در جاى خود؛ هر كدام با وظايف مشخص مشغول كارند و محصول همهى اينها عبارت است از امنيت كشور. و آن وقتى كه دشمن قصد تهاجم داشته باشد - چه تهاجم فرهنگى، چه تهاجم شهرى و شهروندى، چه تهاجم از بيرون مرزها - حضور اين نيروها براى اين ملت مايهى افتخار است؛ مايهى سربلندى و عزت است.
امروز شما جوانان عزيز ما، جوانان مؤمن و سلحشور و غيور ما توانستهايد افتخار را براى اين ملت بهوجود بياوريد. شما در برابر اين همه توطئه عليه اين كشور، اين همه تحريك عناصر مريض، اين همه مزدورسازى به وسيلهى پول - كه دولت غدار امريكا تصريح مىكند كه به مزدوران خود در ايران پول مىرساند، اين مسير خطرناك كاروانهاى مواد مخدر - توليد مواد مخدر زيرچشم امريكايىها ده برابر قبل از آمدن آنها شده است - و در مقابل اين كاروانهاى اشرار، ايستادهايد. نيروهاى مسلح ما هوشيارانه اين همه توطئه، اين همه فتنه و اين مرزهاى طولانى را مهار كردند؛ اين افتخار دارد.
بدانيد كه آمادگىهاى خودتان را بايد روزبهروز افزايش بدهيد. آنچه تاكنون از امنيت تأمين شده است، باارزش است؛ اما استقرار امنيت در سرتاسر كشور بايد به نحوى باشد كه هيچ نگرانى از هيچ سو براى ملت ما وجود نداشته باشد. امنيت، دغدغهى بسيار مهم اين ملت است و بايد دغدغهى بسيار مهم دولتهاى ما و مسؤولان ما باشد. از مهمترين مسايلى كه مىتواند معيارهاى مهمى را در اختيار ما بگذارد براى تعيين دولت آينده، مسألهى امنيت است. امنيت، جزو اولين نيازهاى اين كشور است. بايد آن كسانىكه متصدى امور كشورند، معناى امنيت، اهميت آن و راههاى تحصيل امنيت براى اين كشور را بدرستى بدانند و بفهمند كه امنيت براى كشور چقدر اهميت دارد.
شما بايد خودتان را آماده كنيد؛ آمادگى علمى، آمادگى عملى، آمادگى تجربى، رزمايشهاى گوناگون، حفظ نظم و انضباط، آمادگى از لحاظ تجهيزات - سلاح و مهمات و بقيهى تجهيزاتى كه براى نيروهاى مسلح لازم است - وحدت و برادرى ميان سازمانهاى گوناگون نيروهاى مسلح.
فرماندهان و مسؤولان، برنامهريزىها را بايد بهروز كنند؛ بهطور نوبهنو با حوادث و تغييرات مختلف - كه صحنهى نياز كشور را دمبهدم متغير و متبدل مىكند - خودشان را تطبيق كنند؛ برنامهها را بهطور دايم مورد بازنگرى قرار بدهند؛ برنامهى عملى، برنامهى مؤثر، برنامهى فراگير و جامع در اختيار فرماندهان باشد. هركدام از ردههاى گوناگونِ مسؤولان نيروهاى مسلح - از بالا تا پايين - مسؤوليتهايى دارند كه اگر اين مسؤوليتها بخوبى شناخته بشود و اجرا بشود، مقولهى امنيت - كه بسيار مقولهى مهمى است - تأمين خواهد شد.
پروردگارا! اين جوانان عزيز ما و اين مردان فداكارى را كه جانبركف گرفتهاند براى دفاع از اسلام عزيز، براى دفاع از مقدسات اين ملت، براى دفاع از ميهن اسلامى عزيزمان، مشمول رحمت و بركت و تفضل و دستگيرى خود قرار بده.
پروردگارا! دشمنان اين ملت را بيش از پيش خوار و ذليل بگردان. پروردگارا! افتخارات اين ملت را در سايهى فداكارىها و مجاهدتهاى مجاهدان راهت روزبهروز افزونتر بفرما.
پروردگارا! ارواح مطهر و مقدس شهيدان ما را - كه زندگى، امنيت، عزت و استقلال ما، امروز مرهون خونهاى پاك و مطهر آنهاست - با اوليايشان محشور بگردان.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم جيرفت17/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم جيرفت
بسم الله الرحمن الرحیم
ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين المكرّمين سيّما بقيةاللَّه فى الأرضين. http://www.senatorha.com/forum/image...10/02/1019.jpg
براى اين بندهى خدمتگزار، حضور در شهر جيرفت و در ميان شما مردم پُرشور جيرفت و عنبرآباد، لحظهى بسيار هيجانانگيزى است. سالها تمايل شديد قلبى داشتم كه بار ديگر در جمع شما مردم عزيز و ميهماننواز حضور پيدا كنم. تقريباً بيست و هفت سال قبل در يك روز گرم تابستانى بنده با چند مأمور ژاندارمرى وارد شهر جيرفت شدم. در شهر هيچكس را نمىشناختم. در ابتداى ورود، مأموران، بنده را به شهربانى جيرفت راهنمايى كردند. با اين وضعيت وارد جيرفت شدم؛ اما هنوز چند روزى از ورود من به اين شهر نگذشته بود كه احساس كردم در ميان خويشاوندان، برادران و عزيزان خود هستم. مردم جيرفت آغوش محبت خود را روى اين بندهى ضعيف و ديگر افرادى كه آن روز در اين شهر بهوسيلهى رژيم طاغوت تبعيد شده بودند، باز كردند و همراهى و همدلى و حمايت خود را نسبت به كسانى كه آنها را سربازان راه حق و حقيقت مىدانستند، مبذول كردند. البته آن روز شهر جيرفت به اين بزرگى و زيبايى نبود؛ شهر كوچكى بود با خيابانهاى معدود؛ ولى دريايى از محبت و صميميت در اين شهر موج مىزد. ماه رمضان، در گرماى تابستان، اين مسجد جامع جيرفت زنان و مردان و جوانان بسيارى را به سمت خود جذب مىكرد تا بتوانند حقايقى را از زبان طلبههاى تبعيدى بشنوند. من خودم آن شبها در مسجد جامع جيرفت چندين سخنرانى كردم. مأموران رژيم طاغوت مانع بودند، اما شوق و علاقهى مردم اين مانعها را برمىداشت. بنده لازم مىدانم بخصوص از بانوان شجاع و آگاه و هوشمند جيرفتى ياد كنم. در همان جلساتى كه با ساير دوستان تبعيدى در مسجد جامع شركت مىكرديم و مردم مىآمدند، اولين شعار انقلابى و فرياد اعتراض عليه رژيم طاغوت، از پشت پردهيى كه زنها نشسته بودند، بلند شد. زنهاى جيرفتى، آن روز همان شعارهايى را در مسجدِ خودشان با صداى بلند تكرار كردند كه مردم قم و تهران و ساير شهرهاى مركزى كموبيش آن شعارها را مىدادند. مردم اين منطقه، مردمى مؤمن، وفادار و از بن دندان معتقد به دين و ولايت بودهاند؛ مردمى كه در سالهاى انقلاب و همچنين در طول سالهاى جنگ تحميلى بهترين امتحانها را دادند. مردم جيرفت، عنبرآباد، كهنوج و منوجان - كه من همينجا از مردم كهنوج و منوجان عذرخواهى مىكنم كه علىرغم تمايل قلبىام، امكان نداشت به شهر آنها بروم و در ميان آنها حاضر شوم - در طول سالهاى انقلاب و جنگ تحميلى يكى از بهترين امتحانهاى خود را در راه خدا دادند. احساسات پاك مذهبى در جيرفت، جزو نقاط برجسته و درخشان است. سرداران شهيدى كه از اين سرزمين برخاستند و افتخار آفريدند، هر كدام ستارهى درخشانى هستند. جمعى از بهترين سرداران لشكر پُرافتخار ثاراللَّه جزو مردم شما و جوانان شما بودند؛ بعضى شهيد شدند، برخى هم با كولهبارى از افتخار و حسنات معنوى و الهى، بحمداللَّه در حال حياتند. فعاليتهاى قرآنى و مذهبى در اين شهرستان چشمگير است. هرچه من دربارهى مردم جيرفت و اين منطقه در ذهن دارم، همه خاطرات نيك و يادهاى زيبا و فراموش نشدنى است.
آنچه شما مردم مؤمن و داراى عزم و اراده را در اين ميدان نگه داشته است، آگاهى است. ملتى كه آگاه باشد، دغدغهى اهداف والاى او نمىگذارد از صحنهى زندگى پا عقب بكشد.
برادران عزيز! خواهران عزيز! اگر شما مىبينيد ملت ايران در طول يكى دو قرن از كاروان علم و تمدن عقب افتاد و كشور به دست بيگانگان و دشمنان يا دستنشاندگان آنها اداره شد، منشأ اين همه، ناآگاهى بود. ملت و جوانان و قشرهاى مختلف را در بىخبرى و ناآگاهى نگه مىداشتند تا نفهمند بر سر كشور چه دارد مىآيد. كسانى كه اگر به نقطهيى از دنيا نگاه مىكنند، جز نگاه طمعکارانه نيست - يعنى استعمارگران - در طول دو قرن در سرتاسر كشور ما به دنبال منافع و اهداف شيطانىِ خودشان هر كارى توانستند، كردند و براى اينكه مانعى بر سر راه آنها نباشد، مردم را در غفلت نگه داشتند. خود بيگانگان نمىتوانند مردم را غافل نگه دارند؛ ابزار آنها در اين كار، حكومتهاى وابسته و فاسد بود؛ حكومت قاجار و حكومت پهلوى. اينها اگرچه از مردم ايران بودند، اما شريك دزدان راه بودند؛ اگرچه خودشان وابستهى به اين ملت و مرهون بار سنگين منت اين مردم بودند، اما براى بيگانه كار مىكردند. بيگانه هم منافع آنها را تضمين كرده بود؛ قاجاريه يكطور منافعاش به وسيلهى بيگانگان تضمين مىشد، حكومت منحوس و وابسته و فاسد پهلوى هم يكطور ديگر. مردم را ناآگاه نگه داشتند و هر كارى مىتوانستند، با اين مردم كردند.
انقلاب اسلامى و نهضت وسيع مبارزات اسلامى در ايران به رهبرى امام بزرگوار ما و روحانيون آگاه و مبارز و روشنفكران مؤمن و متدين توانست موج بيدارى را در اين كشور بهوجود بياورد، كه منتهى شد به حركت انقلاب. انقلابِ يك ملت چنان قدرتى دارد كه مستحكمترين دژهاى استكبار را درهم مىشكند، و شكست. انقلاب اسلامى دژ استبدادىِ رژيم پهلوى را كه پشت به قدرت استعمارى امريكا و انگليس داشت، از بين برد و به دنبال آن، حكومت مردمى و اسلامى بهوجود آمد. جمهورى اسلامى را شما مردم بهوجود آورديد. جمهورى اسلامى يعنى حكومتى كه خارجى در آن دخالت نمىكند؛ خودرأيى و استبداد بر آن حاكميت ندارد؛ طبقهى ويژهى اشراف در آن دخالت نمىكند؛ خانسالارى در امور مردم دخالت نمىكند. روزى كه ما در جيرفت بوديم، مردم از خانها مىناليدند. خانها آلت دست رژيم منحوس پهلوى بودند؛ آنها هم آلت دست امريكا بودند؛ يعنى سلسله مراتب فساد وجود داشت!
جمهورى اسلامى، يعنى نظامى كه در آن، دربار حكومت طاغوت نيست؛ دخالت بيگانه نيست؛ دخالت خان و خانزدگى نيست؛ حكومت مردم و شايستگان است. در جمهورى اسلامى، رسيدن به مقامات مؤثر در سلسله مراتب حكومتى، تابع صلاحيتهاست. هر كه صلاحيت دارد، بايد در ميدانهاى فعاليت و تلاش و مسؤوليت جلو برود؛ از هر نقطهى كشور و از هر قشر اجتماعى باشد؛ و همهى اينها با هدايت اسلام و الهامگيرى از متون الهى و قرآنى صورت مىپذيرد. اين، معناى نظام جمهورى اسلامى است. فاصله انداختن بين فقير و غنى، بين اشراف و غيراشراف، و امتياز دادن به يك قشر خاص، با نظام جمهورى اسلامى سازگار نيست. هر بخشى از نظام جمهورى اسلامى در هر نقطهيى از نقاط اگر به يكى از اين آفتها مبتلا شود، از صراط مستقيم جمهورى اسلامى و نظام اسلامى خارج شده و بايد اصلاح شود.
سرافرازى و سربلندى، بسته به تلاش و كار و مجاهدت است. يكى مثل شهيد محمد شهسوارى - آزادهى سرافراز جيرفتى - به يك چهرهى ماندگار در كشور تبديل مىشود؛ نه به خاطر اينكه وابستهى به يك قشر برتر است؛ نه، او يك رعيتزاده و يك جوان برخاستهى از قشرهاى پايين اجتماع است؛ اما آگاهى و شجاعت او، او را در چشم مردم ايران عزيز مىكند. آن روزى كه ماها پاى تلويزيون نشسته بوديم و ديديم اين جوان در چنگ دژخيمان رژيم بعثى صدام و زير شلاق و تازيانهى آنها فرياد مىزند: ((مرگ بر صدام، ضد اسلام))، نمىدانستيم ايشان جيرفتى است؛ نه اسمى از او شنيده بوديم و نه خصوصيتى از او مىدانستيم؛ اما همهى وجود ما غرق تعظيم و تجليل از اين جوان آزاده شد. بعد هم بحمداللَّه به ميان مردم و كشور ما برگشت؛ امروز هم به عنوان يك شهيد نامدار و نامآور در ميان ملت ما مشهور است. بنابراين در نظام جمهورى اسلامى، تعيينكنندهى رتبهى انسانها، ارزشهاى معنوى است؛ ((انّ اكرمكم عنداللَّه اتقيكم)). همهى دلها بايد با اتكال به خدا در اين جهتگيرى همدل شوند. نظام جمهورى اسلامى، نظامى است براى مردم و براى رفع گرفتارىها و مشكلات مادى و معنوى انسانها. نظام جمهورى اسلامى، نظامى است كه بايد در زير سايهى پُرمهر آن هرگونه ناكامى و تلخكامى از قشرهاى محروم برطرف شود و فاصلهى بين قشرهاى مختلف جامعه كم گردد؛ يعنى قشرهايى كه از لحاظ سطح زندگى پاييناند، بالا بيايند. ما نمىتوانيم ادعا كنيم به اين مقصود رسيدهايم. ما نمىتوانيم خود را راضى و قانع كنيم كه توانستهايم هدف اسلام را در اينباره برآورده كنيم و به آن دست يابيم. همين اندازه ادعا مىكنيم و خدا را سپاس مىگوييم كه در اين راه حركت مىكنيم؛ هدف ما اين است.
مسؤوليت رهبرى در نظام جمهورى اسلامى اين است كه مراقب باشد نگذارد جهتگيرى نظام اسلامى تغيير كند و از سمت هدفها منحرف شود. دستاندركاران اجرايى كشور در بخشهاى مختلف، هر كدام وظايفى دارند. ما بايد نگذاريم نظام جمهورى اسلامى از اين جهتگيرى زاويه پيدا كند و منحرف شود.خدا و مردم و ارادهى مردم هم مورد اتكاء است. در درجهى اول هدايت و دستگيرى الهى، و بعد عواطف پُرشور مردم به ما نويد مىدهد كه مىتوانيم در اين راه پيش برويم.
در جيرفت كارهاى زيادى صورت گرفته است. كسانى كه آمارها را درست مطالعه كنند و وضع قبل از نظام جمهورى اسلامى را در اين منطقه بدانند، مىدانند چقدر تلاش شده است؛ اما كافى نيست.
دو چيز دربارهى جيرفت هميشه من را به فكر فرو مىبرد: يكى استعدادهاى طبيعى و كشاورزىِ فوقالعاده و كمنظير و بعضاً بىنظير در اين منطقه است؛ يكى هم فقر و محروميت زيادى كه هنوز در اين منطقه وجود دارد و غيرطبيعى است. استعداد طبيعى و فقر غيرطبيعى هميشه ذهن بنده و خاطر هر دلسوزى را به خود مشغول مىكند. البته خشكسالىهاى پىدرپى تأثير زيادى داشته است. خشكسالى، هفت سال - هشت سال به اين مردم خيلى صدمه زد، كه اميدواريم اين دوره تمام شده باشد. امسال بارندگى نسبتاً خوب بود؛ انشاءاللَّه سالهاى بعد هم به حول و قوهى الهى و بفضل الهى وضع بارندگى خوب باشد و مقدارى جبران شود؛ اما تلاشهاى ديگرى هم در كنار اين لازم است كه بايد صورت بگيرد.
به نظر من مهمترين مسائل اين منطقه، سه موضوع است: يكى مسألهى اشتغال جوانان است؛ يكى مسألهى امنيت است؛ يكى هم مسألهى فعاليتهاى فرهنگىِ مؤثر و نوين و همهجانبه است. اين، سه سرفصل عمده است كه همهى فعاليتها براى اين منطقهى از استان كرمان بايد متوجه به اين سه سرفصل باشد. اگر مسألهى راه و صنايع تبديلى و مقاومسازى خانهها و ساختوسازهاى لازم و ضرورى در بخشهاى مختلف مطرح است، همه بايد متوجه به اين سه هدف اصلى باشد. در مذاكرهى با مسؤولان احساس مىشود كه به اين نكات توجه كردهاند؛ لذا همت و تلاشى لازم است. در مجموعه برنامههاى دولتها و قوهى مجريه، اينگونه مسائل كه به متن زندگى مردم در بخشهاى مختلف ارتباط پيدا مىكند، بايد در درجهى اول قرار بگيرد. هر كارى در كشور صورت مىگيرد، بايد با هدف رفع فقر و محروميت و ايجاد رونق در زندگى عموم مردم - نه بخشى از مردم و قشرهاى خاص - باشد. در چنين فضايى است كه مردم مىتوانند به اهداف والاى نظام اسلامى - يعنى معنويت و تكامل روحى و تعالى اخلاقى - دست پيدا كنند؛ فضايى كه خيرات جامعه به نحو صحيح ميان مردم تقسيم شود؛ هر كس استعداد خود را به صحنه بياورد و بهرهى آن را ببرد و نظام و حكومت مراقب باشد كه هم به كسى ظلم نشود و هم هيچكس محروم نماند. معناى ريشهكنى فقر اين است. دربارهى دولتهاى جمهورى اسلامى اينها را بايد ملاك قرار داد.
چند هفتهى ديگر انتخابات داريم؛ اين انتخابات، مهم است. من در سفر كرمان هم دربارهى انتخابات مطالبى عرض كردم. برادران و خواهران عزيز! اين انتخاب، مهم است. اين سخن در واقع خطاب به همهى ملت ايران است. اصل حضور مردم در صحنهى انتخابات مهم است؛ زيرا مشاركت عمومى نشاندهندهى همبستگى ملى است و همبستگى ملى مىتواند در مقابل توطئههاى دشمنان به كشور مصونيت ببخشد. دشمن از اختلافات سود مىبرد و از تشتت آراء مردم سوء استفاده مىكند. دشمن از دودستگىها و فتنهگرىها و جنگافروزىهاى داخل كشور استفاده مىكند. وقتى يك ملت يكپارچه و يكدست باشد و مسؤولان كشور همه با يكديگر همدل و همراه باشند، شمشير دشمن كُند مىشود و جرأت نمىكند به چنين كشور و ملتى نظر بد بيندازد و با او به چشم توطئه نگاه كند. مشاركت مردم در امر انتخابات مىتواند اين همبستگى ملى را در مقابل چشمان دشمنِ عنود و حيلهگر به نمايش بگذارد و به ملت و كشور ما مصونيت ببخشد. لذا من بارها گفتهام كه اصل حضور مردم در انتخابات، حتّى از انتخاب اصلح هم مهمتر است؛ اگرچه انتخاب اصلح هم بسيار اهميت دارد.
اصلح يعنى چه كسى؟ يعنى كسى كه همين هدفها را دنبال كند؛ يعنى كسى كه همين دردها را بداند و حس كند؛ يعنى كسى كه براى ريشهكنى فقر و فساد عزم جدى داشته باشد؛ يعنى كسى كه به حال قشرهاى محروم و مستضعف دل بسوزاند. اصلح كسى است كه هم به ترقى و پيشرفت كشور و توسعهى اقتصادى و غيراقتصادى بينديشد؛ هم زير توهمات مربوط به توسعه، آنچنان محو و مات نشود كه از ياد قشرهاى مظلوم و ضعيف غافل بماند. اصلح كسى است كه به فكر معيشت مردم، دين مردم، فرهنگ مردم و دنيا و آخرت مردم باشد. اصلح كسى است كه بتواند اين بارِ عظيم را بر دوش بگيرد؛ هر كسى نمىتواند اين بار را بر دوش بگيرد؛ نشاط و حوصله و همت و قدرتِ لازم و هوشمندى لازم دارد. البته هر كس صلاحيتش در مراكز قانونى تأييد شود، صالح است؛ اما بايد در بين صالحها گشت و صالحتر را پيدا و او را انتخاب كرد. اين، هنر شما مردم است.
اميدوارم انشاءاللَّه با تشكيل يك دولت قوى و كارآمد و با كفايت، راهى را كه دولتهاى قبل با دلسوزى و پشتكار رفتند، با قوتِ هرچه بيشتر ادامه دهد و مشكلات اين منطقه و استان كرمان و همهى كشور ايران عزيز - بخصوص مناطق محروم - را برطرف كند. اين، چيزى است كه ملت ما از اسلام عزيز انتظار دارد؛ به آن دل بسته و اميد بسته است و به حول و قوهى الهى اين اميدِ مردم در سايهى اسلام و مردان مؤمن و با عزم و مسلمان برآورده خواهد شد.
خداى متعال را سپاس مىگويم كه به من توفيق داد تا بار ديگر به اين شهر عزيز - كه روزگارى با آن گرمى و مهربانى از من ميهماننوازى كرد - بيايم و بار ديگر با شما مردم عزيز در اين شهر ديدار كنم. البته آن روز بعضى از شما جوانان عزيز نبوديد، بعضى هم خيلى كوچك بوديد؛ اما از آن قديمىها كسانى هستند كه آن روزها را به ياد دارند و تلخىِ دوران حاكميت طاغوت در ذائقهى آنها هست. اميدواريم به فضل پروردگار شيرينى حاكميت نظام اسلامى را هم بيش از آنچه تا كنون چشيدهاند، بچشند و مشمول ادعيهى زاكيهى حضرت بقيةاللَّه باشند.
پروردگارا! قلب مقدس امام زمان را از ما و از همهى اين جمعيت راضى و خشنود كن. پروردگارا! روح ملكوتى امام بزرگوار ما را با اوليائش محشور كن. پروردگارا! شهداى عزيز اين مرز و بوم، شهداى عزيز جيرفت و اين منطقه را با شهداى صدر اسلام محشور كن. پروردگارا! از جمع حاضر، سلام و درودى به روح پُرفتوح آنها برسان. پروردگارا! اين مردم صبور و وفادار و بامحبت و مؤمن و بااخلاص را مشمول رحمت و بركات و تفضلات خود قرار بده. پروردگارا! توفيق خدمتگزارى به اين مردم عزيز را به ما و ديگر مسؤولان عنايت كن.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان18/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فىالأرضين.
http://www.senatorha.com/forum/image...10/02/1020.jpg
حضور در رفسنجان، براى اين بندهى خدمتگزار، بسيار خاطرهانگيز است. شهر رفسنجان و مردم عزيز آن را از سالهاى بسيار دور مركز و كانون توجه به حقايق اسلام و نقطهى ثقلى از نقاط مهم كشور در مبارزهى با طاغوت شناختيم. مردم رفسنجان در دوران اختناق به معناى حقيقى كلمه در صراط مستقيم الهى پايدارى و پافشارى كردند. روزى كه نام و ياد و فتواى امام بزرگوار در سرتاسر كشور به وسيلهى دستگاه پليسىِ اختناقِ طاغوتى ممنوع و جرم بود، مردم رفسنجان در شهر شجاع و آزادهى خودشان، مسجدى به نام امام بزرگوار نامگذارى كردند؛ به نام آن بزرگوار سخن گفتند و راه او را ترويج كردند.
بنده در سفرهاى متعددى كه به اين شهر آمدم و با محبت صميمانهى شما مردم رفسنجان روبهرو شدم، مطالبى را در اين شهر بهصورت علنى و بر سر منبرها مىتوانستم تشريح كنم كه در هيچ نقطهى ديگر كشور چنين امكانى براى ما بهوجود نمىآمد. در اينجا مردم، آگاه و هوشيار بودند؛ آماده به كار و پا به ركاب بودند؛ همين وضعيت در طول سالهاى متمادى ادامه پيدا كرد و بعد از پيروزى انقلاب هم رفسنجان از جملهى مراكزى بود كه به مصداق «صدقوا ما عاهدوا اللَّه عليه»، پيمان خود را با خدا، با امام زمان و با حركت عظيم اسلامى نگسست. در ميدانهاى دفاع مقدس، مردان رفسنجانى، جوانان رفسنجانى، و در پشت جبهه و در بخش پشتيبانى، زنان رفسنجانى نقش بسيار مهمى ايفا كردند.
خدا را شكر مىكنيم كه بر شما مردم عزيز منت نهاد و شما را در صراط مستقيم خود پايدار نگه داشت. بحمداللَّه امروز نام و ياد رفسنجان و شخصيتهاى ممتاز و برجستهى رفسنجانى در آفاق كشور شناخته شده هستند. مردم رفسنجان داراى نام نيكاند؛ سابقهى آنها درخشان است و بسيارى از دستاندركاران مبارزات، اين را از نزديك شاهد بودند.
آنچه امروز من در اجتماع پُرشور شما مردم عزيز رفسنجان عرض مىكنم، اين است كه اين مبارزات و زحمات و تلاشهاى فراوان، به سمت هدفهاى والا و ارزشمندى بوده است. جهاد يك ملت وقتى معنا مىيابد و درخشندگى و ماندگارى پيدا مىكند كه اهداف تعريفشدهى آن، اهداف والايى باشد. مبارزهى عظيم ملت ايران، اهداف والاى الهىِ خود را تعريف و ترسيم كرد. ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى و رهبر و پدر و معمار اين انقلاب و اين نظام - امام بزرگوار ما - اين هدفها را پاس داشتند؛ به سوى آن حركت كردند و سرمايهى مادى و معنوى خود را در اين راه گذاشتند.
اين اهداف تعريف شده، منحصر به يك بخش از زندگى انسانها نيست؛ اين اهداف شامل زندگى مادى و معنوى مردم است. اسلام مردم خود را خوشبخت و سعادتمند مىخواهد. اين سعادت فقط با پول بهدست نمىآيد؛ فقط با ذكر و عبادت هم بهدست نمىآيد. حيات طيبهى اسلامى، زندگىيى است كه در آن، راه رسيدن به معنويت و اهداف و سرمنزلهاى نهايىِ اين راه، از زندگى دنيايى مردم عبور مىكند. اسلام دنياى مردم را آباد مىكند؛ منتها آبادى دنيا هدف نهايى نيست. هدف نهايى عبارت است از اينكه انسانها در زندگى دنيوى از معيشت شايسته و مناسب، از آسودگى و امنيتخاطر، و از آزادى فكر و انديشه برخوردار باشند و از اين طريق به سمت تعالى و فتوح معنوى حركت كنند. حيات طيبهى اسلامى شامل دنيا و آخرت - هر دو - است. مسأله اين است كه زندگى دنيوى - كه به سمت اهداف الهى حركت مىكند - بايد زندگانى حقيقى و راستينِ عادلانه را براى مردم تأمين كند. در اسلام، عدالت مسألهى بسيار مهمى است. ارزشى كه از نظر اسلام بههيچوجه و در هيچ شرايطى مورد مناقشه قرار نمىگيرد، عدالت است. عدالت، هدف پيغمبران است؛ هدف انقلاب اسلامى هم بوده است. در سايهى عدالت، زندگى مردم مىتواند با رفاه و توسعهى مادى به سمت اهداف معنوى هم حركت كند.
ملت ايران در راه ايجاد جامعهى عادلانه مبارزه و تلاش كرد. نظام مقدس جمهورى اسلامى هدف اصلى خود را ايجاد جامعهى عادلانه قرار داده؛ عدالت با تعريف اسلامى؛ عدالت، همانگونه كه اسلام معرفى كرده است؛ بدون انحراف به چپ و راست؛ يعنى صراط مستقيم الهى.
در اين راه، ما پيشرفتهاى قابل توجهى كردهايم؛ اما براى استقرار نظام عادلانهى اسلامى هنوز بايد تلاش شود. مهمترين وظيفهى مسؤولان كشور اين است كه در جامعه عدالت را معنا ببخشند تا مردم عدالت را احساس كنند؛ عدالت در قانون، عدالت در قضا، عدالت در تقسيم منابع حياتى كشور، عدالت در برخوردارىها و دسترسىهاى همهى افراد به امكانات كشور. كشور ما امكانات زيادى دارد؛ اين امكانات مىتواند يك جامعهى مرفه و پيشرفته و توسعهيافته را براى ملت ايران ايجاد كند؛ منتها شرط اصلى اين است كه در استفادهى از اين منابع، عدالت رعايت شود. نظام جمهورى اسلامى پرچم عدالت را بلند كرده است؛ مردم هم مجذوب همين شعارِ بسيار مهم و اساسى هستند. نظام جمهورى اسلامى موظف است در همهى مراحل عدالت را تأمين كند و مردم نقاط مختلف كشور و قشرهاى گوناگون جامعه را از منابع حياتى كشور برخوردار سازد. اين، وظيفهى اساسى است.
مسؤولان كشور در ردههاى مختلف - در سطح كشور، در سطح استانها و شهرها - موظفند عدالت را رعايت كنند و طبقات محروم را همواره مورد توجه قرار دهند. اين خطاست اگر خيال كنيم اسلام با پيشرفت و توسعه و رفاه مادى جامعه مخالف است؛ بههيچوجه اينطور نيست. جامعهيى كه در آن، پيشرفت علمى و عملى، پيشرفت فناورى و پيشرفت دنيايىِ مردم وجود داشته باشد؛ اسلام اين را براى پيروان خود مىپسندد. تشويق اسلام به علم و عمل و تلاش و فعاليت، از همين جهت است. سنت الهى بر اين قرار گرفته است كه هر ملتى تلاش و كار كند، بدون ترديد نتيجهى آن را خواهد ديد. بنابراين اسلام حيات مادى مردم را هم تأمين مىكند؛ منتها غرق شدن در حيات مادى، فراموش كردن ارزشهاى معنوى، ايجاد شكاف بين طبقات جامعه، و فاصله انداختن بين قشرهاى مختلف مردم را نمىپسندد و نمىپذيرد؛ و اين، نظام اسلامى را ممتاز كرده است.
امروز در دنيا كشورهاى توسعهيافته بسيارند، اما در آنها عدالت وجود ندارد؛ اينها الگوى نظام جمهورى اسلامى نيستند. الگوى نظام جمهورى اسلامى، الگوى اسلامى است؛ يعنى الگوى پيشرفت و توسعه و رفاه، همراه با عدالت و برادرى و محبت و عطوفت بين قشرها و پُرشدن شكاف بين فقير و غنى در جامعه. پيشرفت جامعه به اين شكل كه با معنويت همراه است، مورد نظر اسلام است.
خدا را شكر مىكنيم كه مسؤولان نظام جمهورى اسلامى از آرمانهاى اسلامى و آنچه به عنوان اهداف والا براى اين انقلاب و اين مردم تعريف شده است، تخلف نكردهاند. اين اهداف را همه پذيرفتهاند و شرط خدمت به اين مردم و شرط احراز مسؤوليتهاى اساسى براى اين مردم همين است كه هر مسؤولى به اين اهداف والا و آرمانهاى الهى و اسلامى از بن دندان و از عمق جان معتقد باشد و در راه آن تلاش و مجاهدت كند. جاذبهى نظام اسلامى براى ملتهاى مسلمان در سراسر دنيا در همين نكتهى اساسى نهفته بود كه اسلام را تضمينكنندهى سعادت جوامع اسلامى دانست. ملتهاى مسلمان تا قبل از آنكه انقلاب اسلامى به صحنه بيايد، مىپنداشتند نام عدالت در اردوگاه چپ و سوسياليستى است، و رفاه و پيشرفت مادى در اردوگاه راست - يعنى نظام سرمايهدارى - قرار دارد. اسلام به صحنه آمد؛ وعدهى زندگى همراه با رفاه مادى و عدالت اجتماعى را به مردم داد و آنها مجذوب اين شعار و اين حركت عظيم شدند؛ لذا در تمام دنياى اسلام، نام انقلاب اسلامى و نام امامِ اين انقلاب براى مردم به صورت يك خورشيد درخشان و يك نقطهى پُرجاذبه درآمد. با اينكه ما در سالهاى نخستين انقلاب تبليغات وسيعى هم در دنياى اسلام نداشتيم؛ اما هر كس از نظام جمهورى اسلامى به نقاط دوردست دنيا كه مسلمانان در آنجا زندگى مىكردند، سفر كرد، ديد نام امام، نام انقلاب، نام نظام جمهورى اسلامى و اين پرچمِ برافراشته، در اعماق قلب مردم مسلمان جا دارد. حتّى بسيارى از ملتهاى غيرمسلمان به خاطر اين شعار به اسلام جذب شدند. ما بايد به اين شعارها عمل كنيم. به صرفِ گفتن و تكرار كردن، نمىتوان دلخوش بود كه به آن هدفها خواهيم رسيد؛ بايد اينها را در عمل و در تجربهى ميدانى و واقعى پياده كنيم؛ اين مسؤوليت بزرگ مسؤولان جمهورى اسلامى است. همهى مسؤولان به اين معنا معتقد بودهاند و هستند و آن را دنبال مىكنند؛ ولى بايد تلاش و كار كنند تا اين اهداف و آرمانها تحقق پيدا كند.
همين جاذبهى نظام جمهورى اسلامى است كه دشمنان قدار جهانىِ جمهورى اسلامى را در مقابل آن به صفآرايى وادار مىكند و تا امروز وادار كرده است. بعضى تصور مىكنند ما دشمنان جهانى خود را تحريك كردهايم كه بيايند با ما دشمنى كنند؛ بعضى خيال مىكنند شعار «مرگ بر امريكا» امريكا را تحريك مىكند كه نسبت به نظام اسلامى و ايران اسلامى دشمنى بورزد؛ اين خطاست. دشمنىِ نظام مستكبر امريكايى و هر مستكبرى در دنيا با نظام اسلامى، به خاطر پرچم برافراشتهى عدالت است؛ به خاطر اين است كه مىبيند با نام اسلام و با تعاليم والاى اسلام كشورى دارد به سمت رشد و توسعه و پيشرفت علمى و عملى حركت مىكند؛ مىداند كه اين، جلوى نفوذ آنها را خواهد گرفت. آنها با هر كشورى كه خارج از قلمرو قدرت آنها به توسعه و پيشرفت علمى دست پيدا كند، مخالفند. آنها با هر كشورى كه در ميدان علم و توسعه، به سمت رقابت با آنها حركت كند، مخالفند. آنها در مناطق مختلف عالم - كه از لحاظ منابع حياتى و منابع اقتصادى و زيرزمينى، ثروتمند و غنى است - منافع خودشان را دنبال مىكنند و در پى اين هستند كه ظالمانه و مستكبرانه بر اين كشورها پنجه بيفكنند و با قدرت زور و زر و تزويرِ خودشان بتوانند اين منابع را در اختيار بگيرند. آنها براى مردم اين كشور و كشورهاى اين منطقهى از عالم حق حيات قائل نيستند؛ چه برسد به اينكه اجازه داده شود اين ملتها با ارادهى خودشان نظامى را تشكيل دهند، حكومتى را سر كار بياورند، رئيسجمهورى را انتخاب كنند، دولتى را بيارايند، قوانينى را تصويب كنند، راهى را طى كنند و ابتكارهايى بهخرج دهند. دشمنى امريكا و استكبار با ايران اسلامى بهخاطر اين حركت قدرتمندانهى مردمى است؛ چون ايمان مردم، علاقهى مردم به استقلال، و اطمينان به نفس مردم، به ضرر آنهاست. آنها مىخواهند كشور ما را هميشه وابسته نگه دارند. آنها مىخواهند از لحاظ فرهنگى، اقتصادى و سياسى كشورهاى اين منطقه را وابستهى به خودشان نگه دارند. وقتى كشورى مستقل است، وقتى اطمينان به نفس دارد و با اعتماد به خود، در راهى كه او را به سمت اهداف والا مىرساند، حركت مىكند، طبعاً اينها ناراضى مىشوند. نارضايى دشمنان جهانى ما به اين خاطر است. آنها وقتى راضى مىشوند كه ملت ايران اختيار دين و دنيا و فرهنگ و اقتصاد خود را يكسره به آنها بسپارد. ملت ايران امروز بيدار شده است و زير بار چنين زورگويىها و قلدرىهايى نمىرود.
مردم عزيز رفسنجان! برادران و خواهران مؤمنى كه سالهاى متمادى در راه حق و حقيقيت قدم برداشتهايد! بدانيد سعادت اين كشور و اين ملت در وحدت كلمه و پيمودن راه اسلام و پيگيرى عدالت است. اين ملت براى اينكه دشمنان را مأيوس كند و آنها را از تهاجمهاى گوناگون و موذيگرىهايى كه نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، منصرف كند، تنها راهى كه مىتواند بپيمايد، اين است كه تلاش كند در سايهى اسلام و پيگيرى اهداف اسلامى، و با همبستگى ملى و وحدت كلمه، خود را روزبهروز نيرومندتر كند. ما بحمداللَّه در اين راه حركت كرديم و باز هم با قدرتِ تمام حركت خواهيم كرد و هيچگونه سستى را در اين راه براى خود جايز نمىدانيم.
مطمئناً اسلامِ عزيز است كه مىتواند زندگى اين ملت را در اين كشور به سطحى برساند كه شايستهى ملت ايران و شايستهى اين تاريخ غنى و شايستهى اين انسانهاى شريف و والاست. بحمداللَّه ملت ما مىتواند، شما مىتوانيد و جوانان ما مىتوانند اين كشور را به همان مرحلهيى برسانند كه مطلوب اين ملت است؛ حقايق كشور هم اين را نشان مىدهد.
همهى ما پيشرفتهاى اين كشور را در زمينهى علم، فناورى، تحقيقات و توسعهى اقتصادى مىدانيم و مىبينيم. اين پيشرفتها براى اين ملت طبيعى است. اگر اين ملت پيشرفت نكند، غير طبيعى است. آنچه بايد روى آن تكيه و براى آن تلاش كرد، اين است كه اين حركتها و اين پيشرفتها در سايهى عدالت اجتماعى انجام بگيرد تا جوانان و همهى مردم بخشهاى گوناگون ايران بتوانند از امكانات اين كشور استفاده كنند.
من بار ديگر شما مردم عزيز و همهى مردم كشورمان را دعوت مىكنم كه در تجربهى انتخاباتى كه در پيش است، فعالانه شركت و حضور پيدا كنيد. شخصيتهاى صالحى كه به شما معرفى مىشوند، آنها را به تناسب اهداف والاى اين ملت و اين انقلاب و اين نظام انتخاب كنيد. با پشتوانهى آراء مردمى بايد دولتى سركار بيايد كه با قدرت گرهها را باز كند و كارهاى بزرگ را انجام دهد؛ كارهايى كه در نيمهى راه است و بايد با تلاش مضاعف و با جد و جهد به نتيجه برسد، آنها را به نتيجه برساند. كشور ما مىتواند ملتى بزرگتر از آمار كنونى ملت ما را هم اداره كند؛ مىتواند خود را در سطح بالايى از پيشرفت و توسعه در ميان ملتهاى عالم قرار دهد؛ و همچنان كه در سند چشمانداز بيست ساله اعلام شده است، مىتواند از جهات مختلف رتبهى اول را در منطقه حائز شود. اينها توانايىهاى ملت ماست؛ اينها را ملت ما به بركت وحدت كلمه، به بركت پرچم برافراشتهى اسلام، و به بركت ايمان عميقى كه در دلهاى شماست، تا كنون بهدست آورده است و باز هم مىتواند پيش برود و به چشمانداز زيبا و شايستهى ملت ايران دست پيدا كند.
البته در اين راه، كارشكنىها و دشمنىهايى وجود دارد؛ با اين دشمنىها بايد مقابله كرد و نبايد تسليم توطئهى دشمنان شد. ملتى به موفقيت دست پيدا مىكند كه از اراده و عزم راسخ خود كم نگذارد و بتواند با قدرتِ تمام و با وحدت كلمه اين راه را طى كند. چنين ملتى پيروز است. شما هم بحمداللَّه تا امروز پيروز شدهايد؛ بعد از اين هم انشاءاللَّه پيروز خواهيد شد.
استان كرمان، استان بزرگ و مهمى است و از لحاظ منابع طبيعى، ثروتمند است. در سالهاى بعد از جنگ، كارهاى زيادى در اين استان انجام گرفته است. آنچه در طول اين سالها در استان كرمان انجام گرفته، با آنچه در سالهاى قبل از انقلاب صورت گرفته بود، قابل مقايسه نيست. آنروز كرمان يك منطقهى بكلى فراموش شده بود و مورد بىاعتنايى قرار داشت؛ نه منابع انسانى آن و نه منابع زيرزمينى آن، مورد توجه نبود. نظام جمهورى اسلامى، اين منطقه و مردم عزيز كرمان را در سرتاسر استان با چشم عزت نگاه كرد و نگاه مىكند؛ آنچنان كه شايستهى آنهاست. نظام جمهورى اسلامى به اين استان توجه كرده است. وضعيت اين استان با گذشته تفاوت زيادى پيدا كرده است؛ البته كمبودهايى هم وجود دارد كه به بعضى از آنها اشاره كردند. خشكسالىِ هفت ساله و هشت ساله در نقاط مختلف استان صدمههاى زيادى زد؛ سرماى امسال هم كه مشكلاتى را براى رفسنجان و بعضى نقاط ديگر بهوجود آورده است. البته بايد به مردم كمك شود تا بتوانند در مقابل بلايا و حوادث طبيعى هم مقاومت كنند و كار را متوقف نكنند و انشاءاللَّه بر مشكلات فائق بيايند. از مهمترين وظايف مسؤولان دولتى همين است؛ ما هم توصيههاى لازم را به آنها كردهايم و خواهيم كرد. اميدواريم خداوند متعال بركات خودش را بر مردم رفسنجان و شهر رفسنجان نازل فرمايد.
پروردگارا! اين مردم مؤمن و عزيز و پُرشور و بااخلاص را مشمول رحمت و بركت و لطف خود قرار بده. پروردگارا! اين دلهاى مؤمن را با تفضلات خود، به نور معرفتت روشن و منور بگردان. پروردگارا! شهداى عزيزى كه از اين منطقه در راه تو جان خودشان را فدا كردهاند، با پيغمبر محشور بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد به ما توفيق خدمتگزارى به اين مردم عزيز را عنايت كن و ما را خدمتگزاران واقعى اين مردم قرار بده.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كاركنان مجتمع مس سرچشمه18/ 2/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كاركنان مجتمع مس سرچشمه
بسم الله الرحمن الرحیم
http://www.senatorha.com/forum/image...10/02/1021.jpg
امروز براى بنده روز بسيار خوبى بود؛ چون مجموعهى عظيم مس سرچشمه را از نزديك ديديم و با فعاليتها و تلاشهاى كارگران، مديران، مهندسان و خبرگانِ اين كار به اجمال از نزديك آشنا شديم. ديدار شما برادران و خواهران عزيز هم حسن ختام برنامهى امروز ماست و از ديدن شما عزيزان هم من بسيار خوشوقتم.
آنچه امروز ما مشاهده كرديم، حاكى از اين بود كه تلاش عالمانهى همراه با همتِ بلند و اميد به كار بزرگ توأم با مديريتهاى خوب و كاركرد مطلوب در اين مجموعه، توانسته است يكى از افتخارات كشور ما را شكل دهد. در اين افتخار، همه شريك هستيد؛ كارگران، مهندسان و مديران.
اسلام ما را مأمور كرده است كه از ثروت عظيم زمين به نفع بشر استفاده كنيم؛ «واستعمركم فيها». خداوند متعال اين زمين را - كه همهى خيرات و منابع حياتى براى بشر در دل آن گنجانده شده است - در اختيار انسان قرار داده و از او مىخواهد كه آن را آباد كند و منابع حياتى را به نفع زندگى بشر از آن بيرون بكشد.
اگر جوامع مسلمان از كاروان علم و سازندگى و ابتكار عقب ماندند، بهخاطر اين است كه به دستور اسلامى عمل نكردند. امروز داعيهى ما اين است كه مىخواهيم به اين دستور اسلام هم بهطور كامل عمل كنيم. كار شما - استخراج اين معدن و فرآورى محصولى كه نقش مهم و روزافزونى در زندگى پيدا كرده است؛ يعنى مس - يكى از مصاديق مهم عمل به اين دستور قرآنى است. بقيهى منابع هم هر كدام در جاى خود همين خصوصيت و نقش را دارند؛ كار كشاورزى هم همين نقش را دارد.
زمين، منبع منابع فراوان براى ايجاد حيات طيبهى انسانى است؛ ما مىخواهيم اين را براى كشور خود تأمين كنيم؛ ما مىخواهيم به دستور اسلام عمل كنيم. آنجا كه زمين آباد مىشود، اگر با رعايت حدود و ضوابط الهى باشد، زندگى انسان هم آباد مىشود.
اگر شما ملاحظه مىكنيد جوامعى عقبافتاده و فقير هستند و گاهى زمينى كه روى آن زندگى مىكنند، منبع ثروتهاى عظيم است، اما خودشان لخت و گرسنهاند، بهخاطر اين است كه به اين وظيفه عمل نشده است. در اين عقبافتادگى، دو چيز نقش داشته است: يكى غفلتها و تنبلىهاى خود آن ملتها، و ديگر دخالتهاى موذيگرانه و سلطهجويانهى قدرتهاى فرامليتى و بينالمللى بهصورت استعمار و انواع دخالتهاى فرهنگى و اقتصادى و غيره.
ايران اسلامى مىخواهد از اين افسونِ باطل خودش را نجات دهد. داعيهى ما اين است كه مىخواهيم كشور و خاك و سرزمين ما به دست خود مردم و به سود آنها اداره و استخراج شود و مورد استفاده قرار گيرد. كسانىكه امروز با ايران اسلامى دشمنى و عناد مىورزند، اين را نمىخواهند؛ مايل نيستند خانه و زمين و خاك اين ملت در اختيار خود اين ملت باشد؛ مىخواهند بيايند بهره را ببرند و ملت را تحقير كنند.
قبل از انقلاب، يك روز در همين سرچشمه، اول انگليسىها و بعد امريكايىها مشغول كار و طراحى بودند. شما ببينيد براى يك ملت چقدر تحقيرآميز است كه از گنج عظيم زير خاكهاى خود نتواند استفاده كند؛ ديگران بيايند تحقيرآميز به او نگاه كنند و بگويند تو نمىتوانى؛ ما هستيم كه مىتوانيم؛ بهره را هم بيشتر آنها ببرند. قبل از انقلاب، اين وضعيت در اين كشور حاكم بوده؛ همهى آمارها همين را نشان مىدهد؛ همهى واقعيتهايى كه ما به چشم خودمان ديدهايم يا از آن اطلاع داريم، همين را اثبات مىكند.
نظام جمهورى اسلامى اين تحقير را قبول نمىكند؛ مىگويد سرپنجهى كارگر مؤمن و مسلمان، و فكر و ابتكار دانشمند ايرانى و مسلمان مىتواند گنجينههاى داخل اين سرزمين را استخراج كند؛ آن را در اختيار ملت بگذارد و كشور را توسعه دهد؛ اين جزو اركان كار ماست و ما اين راه را با قدرت و قوّت و علىرغم ارادهى استكبار جهانى به پيش خواهيم برد.
قدرتهاى توسعهطلب جهانى و بينالمللى، همهى دنيا را متعلق به خودشان مىخواهند؛ از علم و سواد و ابتكار و خلاقيت ملتها بيزارند؛ براى اينكه سررشتهى كار دست خودشان باقى بماند. وظيفهى اصلى ملتها در هر نقطهيى از دنيا كه هنوز از قافلهى علم و تمدن عقب ماندهاند، اين است كه به دانش، فناورى، ابتكار و خلاقيت فكر كنند؛ كار و تلاش كنند و شب و روزِ خودشان را مصرف كنند تا براى كشور و ملتشان عزت بيافرينند. وظيفهى مسؤولان كشور هم اين است كه هم اين حركت را تشويق و تسهيل كنند و موانع را از سر راه آن بردارند، و هم ترتيبى بدهند كه محصول اين تلاش در اختيار همهى ملت قرار بگيرد؛ همهى قشرهاى جامعه از آن بهرهمند و منتفع شوند؛ ميدان كار و تلاش و فعاليت باز باشد و استعدادهاى گوناگون بتوانند وارد ميدان شوند.
من به همهى جوانان و همهى كسانى كه در راه علم حركت مىكنند، مؤكداً توصيه مىكنم كه رشتهى علم و تحقيق و نوآورى در دانش و زنده كردن روح ابتكار و خلاقيت و آفرينش درونى و حقيقى خود را رها نكنند. فعاليت و ابتكار و نوآورى و خلاقيت، اساس پيشرفت انسان و زندگى انسانى است. دستنشاندههاى دستگاههاى قدرت در گذشته در كشور ما و امروز در بسيارى از كشورهاى وابستهى اين منطقه سعى مىكنند تقليد را جايگزين فعاليت و ابتكار كنند. شما مىبينيد كارخانهيى را به كشورى مىدهند - البته پول گزافى هم از آن كشور مىگيرند - اما ابتكار عمل دست خود آنهاست؛ امكان رشد و خلاقيت و نوآورى نمىدهند؛ كمااينكه در ايرانِ طاغوتىِ ديروزِ ما اينطور بود؛ اجازه نمىدادند نيروهاى بااستعداد داخلى در اين ميدانها رشد كنند و پرورش يابند.
امروز ورق برگشته است؛ نظام اسلامى ميدان رشد را براى همه باز كرده است. ماييم و همتمان، ماييم و تلاشمان، ماييم و ابتكار و خلاقيتمان كه بتوانيم. اگر تلاش كرديم، به نتيجه خواهيم رسيد؛ اين وعدهى لايتخلف الهى است. اگر تلاش نكنيم، اگر كوتاهى كنيم، اگر خطوط معنوى و اخلاقى را در پيشرفت مادى به دست فراموشى بسپاريم، البته رحمت الهى از ما سلب خواهد شد. ما بايد رحمت الهى را براى خود جلب كنيم.
شما برادران و خواهران عزيز كه اكثراً در شهرك مس سرچشمه زندگى مىكنيد و بعضى هم شايد از خارج اين شهرك تشريف آوردهايد، مخاطب اين پيام و بيان الهى هستيد كه «رحماللَّه امرء اعمل عملا فاتقنه»؛ رحمت خدا شامل حال كسانى است كه كارى را انجام مىدهند و آن را با اتقان، درست و كامل به سامان مىرسانند؛ نيمهكاره رها نمىكنند و سهلانگارى در آن به خرج نمىدهند. همهى ما در هر بخشى كه مشغول كار هستيم، مخاطب اين خطاب هستيم. دولتمردان، مسؤولان كشور، مديران عالىرتبه و اقشار مختلف در هر بخشى از بخشها - كه يك گوشهى آن، بخش صنعت يا معدن است - در صورتى كه كار را با جديت دنبال كنند و ابتكار و نوآورى در آن به كار بزنند و دانش را در آن بهكار بگيرند، رحمت خدا شامل حال آنها خواهد شد.
ما هر جا دانش را پيدا كنيم، آن را از آنها خواهيم گرفت. ما از گرفتن دانش از ديگران ابا نداريم. ننگمان نمىكند شاگرد دانش ديگران باشيم؛ اما ننگمان مىكند كه هميشه شاگرد باقى بمانيم. شاگردى مىكنيم و علم را ياد مىگيريم؛ اما بر علم مىافزاييم؛ اين، هدف وافق كار علمى در كشور ماست.
بر دامنهى علم بايد بيفزاييم. ما ملت بااستعدادى هستيم؛ تاريخ و ميراث فرهنگى ما به اين گواهى مىدهد. اينكه ما مىتوانيم ظرفيتهاى توليد را افزايش دهيم، كميّتها را بالا ببريم، كيفيتها را روزبهروز بهتر كنيم و زواياى ناشناخته را در بخشهاى صنعت، معدن، كشاورزى، دانش، فنون و بقيهى بخشهاى مجموعهى زندگى انسان روزبهروز بيشتر شناسايى كنيم، نشانهى رحمت و توفيق الهى است. اگر همين جد و جهد را دنبال كنيم، رحمت الهى ادامه پيدا خواهد كرد و ما عزم و ارادهى راسخ داريم كه اين راه را تا آخر برويم.
انشاءاللَّه غبار عقبماندگى از چهرهى اين كشور بكلى زدوده شود؛ و اين به بركت اسلام و ايمان شما مردم خواهد شد. ايمان و عزم راسخ اين ملت مىتواند مهمترين تضمينكنندهى ادامهى اين راه باشد.
اينكه شما شعار مىدهيد «مرگ بر امريكا»، تحقق اين شعار در عالم واقعيت، همين كارى است كه اينجا داريد مىكنيد. ما با هيچ ملتى دشمنى نداريم. «مرگ بر امريكا» يعنى مرگ بر قدرتهاى مداخلهجو و استكبارى. ملتى كه در عمل، استقلال و هويت و توان خود را به مرحلهى بروز مىرساند و ابتكارِ خود را به كار مىگيرد و خود را مستقل مىكند، در واقع دارد «مرگ بر استكبار جهانى» و «مرگ بر قدرتهاى مداخلهگر» مىگويد.
امروز، روز خوبى بود و حسن ختام آن هم ديدار شما برادران و خواهران عزيز بود.
پروردگارا! رحمت و لطف خودت را بر اين برادران و خواهران و بر مردم عزيز ما نازل كن. پروردگارا! توفيقات فعالان عرصهى صنعت و بقيهى عرصههاى حيات اين كشور را روزبهروز بيشتر كن. پروردگارا! آنچه موجب رضاى تو از ماست، آن را به ما الهام كن؛ ما را در پيشبرد آن كار موفق و مؤيد بدار و قلب مقدس ولى عصر (ارواحنافداه) را از ما راضى و خشنود بفرما.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
نامه مقام معظم رهبرى به شوراى نگهبان برای تجدید نظر در صلاحیت كاندیداهاى انتخابات ریاست جمهورى2/ 3/ 84
نامه مقام معظم رهبرى به شوراى نگهبان برای تجدید نظر در صلاحیت كاندیداهاى انتخابات ریاست جمهورى
آقاى حداد عادل رئیس مجلس شوراى اسلامى در نامهاى خطاب به مقام معظم رهبرى خواستار تجدید نظر شوراى نگهبان در بررسى صلاحیت كاندیداهاى انتخابات ریاست جمهورى شد.
در نامه رئیس مجلس شوراى اسلامى آمده است، چنانكه تجدید نظر در این امر را به مصلحت و مایه تقویت مشاركت عمومى بیشتر - كه مخصوصاً مورد عنایت حضرتعالى در انتخابات ریاست جمهورى بوده - مىدانید، شوراى محترم نگهبان را به توسیع دایره نامزدهاى واجد صلاحیت دلالت فرمائید.
حضرت آیتاللَّه خامنهاى در پى نامه رئیس مجلس شوراى اسلامى، نامهاى خطاب به دبیر شوراى نگهبان مرقوم فرمودند.
متن نامه مقام معظم رهبرى به دبیر شوراى نگهبان به این شرح است:
بسمه تعالى
آیت اللَّه جناب آقاى جنتى دبیر محترم شوراى نگهبان دامت بركاته
با سلام و تحیت و تشكر از زحمات آن شوراى محترم در تلاش براى احراز صلاحیت داوطلبان ریاست جمهورى دورهى نهم، با رعایت موازین قانونى در این امر، از آنجا كه مطلوب آن است كه همهى افراد كشور از صاحبان سلائق گوناگون سیاسى فرصت و مجال حضور در آزمایش بزرگ انتخابات را بیابند، لذا به نظر مىرسد نسبت به اعلام صلاحیت آقایان دكتر مصطفى معین و مهندس مهرعلیزاده تجدید نظر صورت گیرد.
والسلام علیكم
سیدعلى خامنهاى
2/3/1384
متن نامهى آقاى دكتر حداد عادل رئیس مجلس شوراى اسلامى به مقام معظم رهبرى به این شرح است:
بسمه تعالى
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیتاللَّه خامنهاى مدظله العالى
با سلام و تحیت
چنانكه مستحضرید شوراى محترم نگهبان اسامى شش تن از نامزدان انتخابات ریاست جمهورى را كه صلاحیتشان به تأیید آن شورا رسیده اعلام كرده است. اگر چه شوراى نگهبان همواره سعى داشته وظیفه خطیر خود را بر اساس موازین شرعى و قانونى به انجام رساند، لكن گهگاه براساس رهنمودهاى برخاسته از مصلحتاندیشى حضرتعالى در تصمیم خود تجدید نظر كرده است. اینك استدعا آن است در مورد اخیر نیز چنانكه تجدید نظر در این امر را به مصلحت و مایه تقویت مشاركت عمومى بیشتر - كه مخصوصاً مورد عنایت حضرتعالى در انتخابات ریاست جمهورى بوده - مىدانید، شوراى محترم نگهبان را به توسیع دایره نامزدهاى واجد صلاحیت، دلالت فرمائید.
والامرالیكم
غلامعلى حداد عادل، رئیس مجلس شوراى اسلامى
2/3/1384
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار خانوادههاى شهدا3/ 3/ 84
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار خانوادههاى شهدا
بسم الله الرحمن الرحیم
اين جمع عزيز، بسيار باارزش و مبارك است و من خداى متعال را شاكر و سپاسگزارم كه توفيق داد تا بتوانم در خدمت شما و در جمع شما عزيزان حضور داشته باشم؛ پدران و مادران و همسران شهيدان عزيز، پدران و مادران چهار شهيد، سه شهيد، دو شهيد و يك جانباز، دو شهيد و دو جانباز، جمعى از جانبازان عزيزمان كه جوانى خود را ايثار و نثار راه انقلاب كردند و براى خدا جوانىشان را دادند، جمعى از آزادگان عزيز، جمعى از مبارزانِ زجركشيدهى قبل از انقلاب در دوران غربت و تنهايى نداى حق، كه متحمل زندان و شكنجه و مشكلات شدند. اگر به معناى حقيقى كلمه بخواهيم نخبگان معنوى كشور را معرفى كنيم، بايد به چنين جمعى برسيم. امروز هم روز بسيار مهمى است - روز سوم خرداد - و همانطور كه اشاره كردند، روز مقاومت و ايثار و پيروزى است. روز سوم خرداد نماد ايثار و مقاومت و پيروزى ملت ايران به بركت ايمان و بهكار گرفتن قواى خود در مقابل دشمن است.
در گذشته نبايد متوقف ماند؛ هميشه گذشته پلكانى است براى پيشرفت ملتها به سمت آيندههاى روشن. همچنين گذشتهها را مطلقاً نبايد از ياد برد؛ هميشه بايد گذشتهها را زنده نگهداشت. يك عده از بدخواهان ملت ايران و اسلام سعى مىكنند گذشتههاى پُرافتخار اين ملت را به بوتهى فراموشى بسپرند؛ سعى مىكنند مردم را از گذشتهى پُرافتخار خودشان جدا كنند؛ اين خيانت است. گذشتهى ملت ايران را، چه دوران تاريخ ممتد پُرافتخار ما - بخصوص بعضى از نقطههاى اوج آن - و چه گذشتهى ملت عزيز ايران در بيست و پنج شش سال اخير كه هر روز يك حادثه و يك حماسه و يك عظمتآفرينى است، مطلقاً نبايد فراموش كرد؛ عرصههاى دفاع مقدس را نبايد فراموش كرد؛ پيروزىهايى را كه جوانان شما در ميدانهاى دشوار به دست آوردهاند، نبايد بگذاريد فراموش شود؛ اين پيروزىها بسيار بزرگ است؛ فقط پيروزى در يك جنگ و پيروزى بر يك دشمن متجاوز نيست؛ پيروزى بر دنياى استكبار قهار جبار جهانى است كه وقتى مىبيند در يك نقطهى حساس دنيا مثل ايران، ملتى به پا خاسته و استقلال خود را در زير سايهى دين بهدست آورده است، احساس مىكند همهى محاسبات او غلط از آب درآمده؛ لذا با همهى وجود به ميدان مبارزهى با اين ملت مىآيد. پيروزى شما در دوران بيستوپنج شش سال گذشته در ميدانهاى مختلف، پيروزى بر چنين دشمنى است. اين، براى همهى ملتها و همهى نسلهاى ما در آينده، درس است. خلاصهى اين درس هم اين است كه اگر ملتى عمل و تلاش خود را با ايمان و اعتقاد جازم همراه كند، پيروزى او در مقابل هرگونه دشمنى قطعى است. از اين درس - كه هرگز نبايد آن را فراموش كنيم - بايد براى آينده بهره بگيريم.
ما هنوز اول راهيم؛ نمىشود گفت وسط راه. ما خواستهايم كشور و جامعهى خود را طبق نظر اسلام بسازيم. طبق نظر اسلام، چه جامعهيى را بايد ساخت؟ جامعهيى كه در آن، عدل و داد باشد؛ آزادى فكر و انديشه باشد؛ رشد و شكوفايى استعدادها باشد؛ اخلاق حسنه و فاضله در روابط اجتماعى حاكم باشد؛ در آن، فقر و فساد و تبعيض نباشد؛ انسانها احساس شرف و افتخار و اميد كنند و بخواهند دنيايى را با شرف و با افتخار و با اخلاق فاضله بسازند. اسلام جامعهيى را مىخواهد كه در آن علم بجوشد و بر پايهى علم، همهى بنيانهاى اجتماعى نوسازى شود و پيش برود. اسلام جامعهيى را مىخواهد كه در آن، افراد و مجموعهى يك ملت مشعل و پرچم شاخصى باشند براى همهى ملتها؛ «و تكونوا شهداء على النّاس».
البته ما وارد اين راه شديم و قدرى هم پيش رفتيم و نتايج آن مقدار پيشرفت را هم داريم مشاهده مىكنيم. چقدر در اين مملكت كار شده است؛ چقدر از لحاظ علمى و فناورى اين كشور پيشرفت كرده است؛ چقدر اعتماد به نفس جوانان در ميدانهاى مختلف علمى، فناورى و فعاليتهاى گوناگون بالا رفته است. ملتى كه به او تفهيم كرده بودند هيچ كارى نمىتواند بكند و همه چيز را بايد ديگران بكنند و او بايد بنشيند و تماشا كند و از آنها گدايى كند، در حال حاضر به احساس استغناء و توانايى رسيده و افقهاى جديدى را در مقابل خود ترسيم كرده است. ما خيلى پيشرفت كردهايم؛ اما هنوز در اوايل راه قرار داريم و خيلى بيش از اين بايد پيشرفت كنيم.
ما بايد عدالت و اخلاق را مستقر كنيم و جامعهى خود را به معناى واقعى اسلامى كنيم. اين احتياج دارد به كار و تلاش و ايمان و عمل صالح و مجاهدت در راه خدا. آيا اين مجاهدت اثر دارد؟ آيا به نتيجه مىرسد؟ بله. دليل؛ سوم خرداد. دليل؛ فتح خرمشهر. دليل؛ هشت سال دفاع مقدس. شهيد محمد جهانآرا كه پدر بزرگوارش اينجا صحبت كرد، در كدام كلاس نظامى دوره ديده بود؟ شهداى عزيز ما كداميك از ابزارهاى پيشرفتهى نظامى را در اختيار داشتند؟
بنده در همان دوران غربت - وقتى خرمشهر در اشغال دشمنان بيگانه بود - نزديك پل خرمشهر رفتم و به چشمِ خودم ديدم وضعيت چگونه است. فضا غمآلود و دلها سرشار از غصه بود و دشمن با اتكاء به نيروهاى بيگانه كه به او كمك مىكردند - همين امريكا و غربىها و همين مدعيان دروغگو و منافق حقوق بشر - در خرمشهر مستقر شده بود. تانكهاى او، وسايل پيشرفتهى او، هواپيماهاى مدرن او، نيروهاى تا دندان مسلح او؛ بچههاى ما آر.پى.جى هم نداشتند؛ با تفنگ مىجنگيدند؛ اما با ايمان و با صلابت. همين جوانان، با دست خالى، اما با دل پُر از اميد و ايمان به خدا، بدون اينكه ابزار پيشرفتهيى داشته باشند و بدون اينكه دورههاى جنگ را ديده باشند، وسط ميدان رفتند و بر همهى آن عوامل غلبه پيدا كردند.
روز سوم خرداد، همان ساعت اولى كه رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم شهيد صياد شيرازى به من تلفن كرد - بنده آن وقت رئيس جمهور بودم - و گزارش اوضاع جبهه را مىداد. مىگفت الان هزاران سرباز و افسر عراقى صف بستهاند، براى اينكه بيايند ما دستهايشان را ببنديم و اسير شوند! قدرت معنوى يك ملت اين است. فقط خرمشهر نيست - خرمشهر يك نماد است - كربلاى 5 ما هم همينطور بود؛ والفجر 8 ما هم همينطور بود؛ فتوحات فراوان ديگر ما هم همينطور بود؛ عمليات خيبر و بدر و مجموعهى هشت سال دفاع مقدس ما هم همينطور بود. البته ناكامى و شكست هم داشتيم و شهيد هم داديم؛ ميدان مبارزه است. به بركت ايمان شهيدان ما و ايمان شما پدران و مادران و همسران - كه شماها هم پشت سر شهدا قرار داريد؛ چون اگر پدر شهيد، مادر شهيد و همسر شهيد با او همدل و همايمان نباشند، او نمىتواند برود بجنگد - توانستيد در اين مبارزه پيروز شويد. اين همان درسى است كه بايد همواره جلوى چشم ما باشد و به آن نگاه كنيم.
مبارزهى مجدانهى توأم با ايمان، در همهى مراحل با پيروزى همراه است. هميشه هم كه جنگ نيست؛ اين مبارزه در ميدانهاى اقتصادى و سياسى و اجتماعى هم هست؛ اين مبارزه در ميدان درس و بحث و در ميدان توليد هم هست. بنابراين همهجا مبارزه وجود دارد. يك وقت هم دشمن ديوانگى مىكند؛ آنگاه مبارزه در ميدان جنگ است. يك ملت وقتى به خود متكى شد، وقتى مؤمن شد، وقتى اين ايمان را با عمل صالح و جهاد همراه كرد، در همهى ميدانها پيروزى او قطعى است. درس خرمشهر براى ما اين است؛ ملت ايران اين درس را نبايد فراموش كند.
دشمن، نقطهى ضعف خودش و نقطهى قوّت شما را هم فهميده. نقطهى قوّت شما ايمان و ايثار و دل دادن به مجاهدت و همچنين همبستگى و همدلىِ شماها با هم است. نقطهى ضعف او اين است كه در مقابل نيروى ملى يك ملت هيچ ابزارى ندارد. ابزار نظامى فايده و پيشرفتى ندارد؛ اين را دشمن مىداند. دشمن درصدد است اين مقاومت را درهم بشكند؛ درصدد است اين ايمان را تضعيف كند؛ در صدد است همبستگى ملى و همدلى را از بين ببرد. اگر ديديد كسى از دلدادن به بيگانه و رها كردن ايمان و مقاومت و وحدت حرف مىزند، بدانيد از زبان دشمن دارد حرف مىزند؛ چه بداند، چه نداند. همهجا اين معيار و شاخص به درد من و شما مىخورد كه بدانيم در كجا و چگونه داريم زندگى مىكنيم؛ محيط و زمان خود را بشناسيم.
انتخابات در پيش است. انتخابات يكى از ميدانهاى مهم همبستگى است. دربارهى انتخابات حرف زديم، همه حرف زدند و تا وقت انتخابات هم باز هرچه لازم باشد، عرض خواهيم كرد. آنچه مهم است، اين است كه مردم در اين ميدان گزينش، همبستگى خود را نشان دهند. ملت ايران اين فرصت گزينش را تا قبل از انقلاب اسلامى در هيچ دورهيى نداشت؛ انقلاب اسلامى است كه اين فرصت را در اختيار ملت ايران گذاشته است. قبل از انقلاب اسلامى، ملت ايران مىنشستند تماشا مىكردند تا كسى سر كار بيايد و هرچه مىخواهد، تصميم بگيرد. چه كسى آنها را سر كار مىآورد؟ دستهاى مختلف و دستهبندىهاى گوناگون سياسى دنيا؛ يك روز روسها، يك روز انگليسىها، يك روز امريكايىها. در اين قضايا، ملت ايران تماشاچى ماجرا و بىاختيارِ محض بود.
آزادى و دمكراسىيى كه انقلاب به ما داد، حتّى در دوران مصدق هم - كه دوران نسبتاً آزاد و به قول خودشان دمكراسى بود - به هيچوجه نبود. دكتر مصدق مجلس شوراى آن روز را منحل كرد - يعنى چيزى كه به حسب ظاهر نماد دمكراسى بود؛ كه البته در آن، دمكراسى هم نبود - و گفت من اختيارات مىخواهم. اختيارات را گرفت؛ اول شش ماه، بعد شش ماه ديگر. در دو سال حكومت خودش، يك سال يا بيشتر، با اختياراتِ مطلق زمامدارى كرد؛ خودش قانون وضع مىكرد، خودش امضاء مىكرد و خودش به اجرا مىگذاشت. اين كجا با نظام جمهورى اسلامى قابل مقايسه است كه يك روز در اين بيست و شش سال نشد كه مجلس شوراى اسلامى و نمايندگانِ مردم نداشته باشد؟ در همهى اين دوران، انتخابات، پىدرپى برگزار مىشد. بيست و شش سال از عمر جمهورى اسلامى دارد مىگذرد و ما حدود بيست و پنج شش انتخابات داشتهايم؛ اين فرصتى است براى ملت ايران؛ اين فرصت را اسلام و انقلاب و جمهورى اسلامى به ما داد. بعضى نمك خوردهاند و نمكدان مىشكنند و نسبت به جمهورى اسلامى ناشكرى مىكنند.
امروز هم طمع دشمنان اين ملت و طمع امريكايىها اين است كه باز بيايند همان آش و همان كاسه را در اين كشور برقرار كنند و ديكتاتورىيى را به شكلهاى جديدتر و مدرنترى بهوجود بياورند تا خيلىها نفهمند در اين كشور چه دارد مىگذرد. اما ملت ما ايستاده است و باز هم مىايستد. ملت ايران قدر اين آزادى و قدر اين حضور مردمى و قدر اين اختيار مردمى را بايد خيلى بداند؛ همهى ما بايد قدر بدانيم. اين را انقلاب و اسلام به ما داد. اين، نعمت الهى است؛ بايد آن را شكر بگزاريم؛ شكرش هم به اين است كه در اين ميدان وارد شويم. با برادرى و محبت، فضا را فضاى محبت كنند.
من به همهى كسانى كه نامزد انتخابات رياست جمهورى هستند و طرفداران آنها صميمانه عرض مىكنم كه فضاى كشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نكنند. البته ملت اينطور نيستند؛ گروهى هستند كه اگر مجموعشان را بشمريم، به چند هزار نفر نمىرسند - بالاخره هر كس طرفدارانى دارد - اينها فضاى روزنامهها و دستگاههاى ارتباط جمعى را متشنج مىكنند. فضا بايد دوستانه باشد؛ هر كس حرفهاى خودش را بزند و برنامههاى خودش را بگويد و كارى را كه خودش مىتواند بكند، بيان كند؛ به ديگران چه كار دارند؟ فضا را متشنج نكنند؛ فضا را برادرانه و صميمانه بكنند.
مردم هم نگاه كنند و اصلح را انتخاب كنند. اصلح كسى است كه با نيازى كه شما براى جامعه مىفهميد، تطبيق كند و بتواند نيازهاى جامعه را برآورده سازد. بعضىها در شناخت اصلح دچار وسواس و دغدغهى زياد مىشوند. شما تلاش خود را بكنيد؛ مشورت خود را بكنيد؛ از كسانى كه فكر مىكنيد مىتوانند شما را راهنمايى كنند، راهنمايى بخواهيد؛ به هر نتيجهيى كه رسيديد، عمل كنيد و رأى بدهيد؛ اجر شما را خداى متعال خواهد داد. ما مأموريم كه به آنچه مىفهميم و به آنچه تكليف الهى تشخيص مىدهيم، عمل كنيم؛ مطابق با واقع شد يا نشد، اجر ما محفوظ است. اجر كسى كه عامل به تكليف است، پيش خداى متعال محفوظ است.
امروز كشور براى كار، ميدان وسيعى است. مديران كارآمد اگر بيايند كار و تلاش كنند و نشاط به خرج دهند، ميدان براى كار خيلى باز است. ما مىتوانيم بسيارى از مشكلات مادى جامعه را برطرف كنيم. خوشبختانه در دولتهاى قبلى زيربناهاى خوبى در كشور فراهم شده و كارهاى خوبى صورت گرفته است - اين را من بارها گفتهام - اين كارها را بايد به زندگى مردم وصل كنند؛ كارى كنند كه مردم طعم شيرين خدماتى را كه در كشور انجام مىگيرد، بچشند؛ در هيچ نقطهيى از كشور فقر نباشد - عدالت برقرار باشد - فساد نباشد و افراد مفسد از دستگاههاى تصميمگير طرد شوند و امكان دخالت پيدا نكنند؛ اينها چيزهايى است كه ما بايد مورد توجه قرار دهيم. مطمئن باشيد وقتى نيت من و شما خير باشد و بخواهيم براى خدا كار كنيم و از خداى متعال كمك بخواهيم و آنچه در وسع داريم، انجام دهيم، يقيناً خداى متعال نتيجهى شيرين را لطف خواهد كرد و به حول و قوهى الهى در اين آزمايش بزرگ هم ملت ايران سرافراز بيرون خواهد آمد.
پروردگارا! ارواح طيبهى شهداى عزيز ما را با روح مطهر سيدالشهداء و شهداى كربلا محشور كن. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوار ما را - كه اين راه را او به روى ما باز كرد و او ما را به اين كار هدايت كرد - با ارواح انبيا و اوليا محشور بفرما. پروردگارا! جانبازان عزيز ما را مشمول عافيت و لطف و تفضل و شفاى عاجل خود قرار بده. پروردگارا! به خانوادههاى شهدا، جانبازان و همهى ايثارگران صبر و تحمل و اميد و روشنايى عنايت بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد قلب مقدس ولى عصر(ارواحنا فداه) را از ما راضى و خشنود كن و در فرج آن بزرگوار تعجيل بفرما.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته