آرزویی کن
گوشهای خدا پر از آرزوست و
دستهایش پر از معجزه
آرزویی کن
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد .
نمایش نسخه قابل چاپ
آرزویی کن
گوشهای خدا پر از آرزوست و
دستهایش پر از معجزه
آرزویی کن
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد .
فرار هم دردی دوا نخواهد کرد!
می مانم در تاریکی
با اینکه فانوسی در دست دارم
ولی در تاریکی محضی که دارم می مانم
فرار و ماندن برای این خاموشی مطلق یکسان است . . .
خیلی وقت اینجا پرسه می زنم
جای رد پات و من نیستی و بوسه می زنم
اگه حتی تو جوابم و ندی
من بازم با عکس تو حرف می زنم
تسلیت قلب صبورم آن دیگه دوست نداره
سهم آن یه عشق تازه است
سهم تو طناب داره
بسته اشکاتو نگهدار غم تو یکی دو تا نیست
پا نذار روی غرورت جای آن به زیر پا نیست
جای آن به زیر پا نیست....
دل به دلم " ندادی"
دست در دستم "هم نگذاشتی"
پا به پا "با من نیامدی"
تو را به خدا برو ..
"سر به سرم " نگذار
قولش را به بیابان داده ام..
شعر هایم را میخوانی ...
میگویی روان پریش شده ام.....
پیچیده است .......
قبول !
اما ....
من فقط
چشمان تو را مینویسم ....
تو ساده تر نگاه کن .....
سفر که میروی
یاد ِ مرا ...
در کوله بارت بریز
قول می دهم سنگینی نکنم !
چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.
چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.
چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.
چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.
چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.
چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………
يک دلخوريــــ کوچک بود !
گفتم " بيا فراموش کنيــمــــــ "
رفتی و پشت سرت را هم نگاه نکرديــــــ ....
فراموش شدمــــــ !
وقتـــی خــــودم بهـــت بــال و پـــــر میــــدم ...
شــــک نــکن کـــه بــلـــدم چـــه شــکلی پـــرتــو بچـــینـــم ...!
__________________
http://www.senatorha.com/forum/image...2011/11/21.pngمن محتاج درک شدن نیستم
فقط دردم می آد خـــــر فرض شوم ..!
من نفهم و بی شعور نیستم
فقط سکوت میکنم تا ببینم تو چقدر می فهمی...!!!