خــــــــــدایا
مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه ای همراهند .
عده ای تا مرز " منفعت "
عده ای تا مرز " مال "
عده ای تا مرز " جان "
عده ای تا مرز " آبرو "
و همگان تا مرز " این جهـــــــان "
تنها تویی که همواره میمانی ...
بمان ... بمان ... بمان ...
نمایش نسخه قابل چاپ
خــــــــــدایا
مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه ای همراهند .
عده ای تا مرز " منفعت "
عده ای تا مرز " مال "
عده ای تا مرز " جان "
عده ای تا مرز " آبرو "
و همگان تا مرز " این جهـــــــان "
تنها تویی که همواره میمانی ...
بمان ... بمان ... بمان ...
میدانی
برای گذر از
دوســـتت دارم به دوســـتت داشــتم
چه زجری باید بکشم ؟!
دِلـتـَنـگـے هــآ.....
گــآه از جـِـنـس ِ اَشـک انـב و گــآه از جـِنـس ِ بـُغـض ؛
گــآه سُـکـوت مـے شَـونـב و خـآمُـوش مــے مـانـنـב
گـاه هــق هـق مــے شَـوَنـב و مـے بـارنـב . .
בلـتـنـگے مـن بـَرایِ تو امـّـا
جِـنـسِ غَـریـبے בارב
گاه عشق گم است؛
اما هست، هست، چون نیست.
عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟
نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست.
معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست.
پیدا نیست و حس می شود. می شوراند.
منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد.
می گریاند. می سوزاند .
می کوباند و می دواند.
دیوانه به صحرا .......
خیلی سخته دوساعت تمام تنها گوشه اتاقت گریه کنی
بعد وقتی میخوای بری تو جمع آب نمک رو با سر و صدا قرقره کنی
که وقتی دیدنت بگی
اینکه این شکلی شدی بخاطر سرما خوردگیه
رفته بودی آب نمک قرقره کنی پریده تو گلوت اشکت در اومده
اونام بهت بخندن!!!
اینکه یواشکی دلتنگش باشی
خیلی بهتر از اینه که
بهش بگی و هیچ جوابی نگیری
گاهــی حجـم ِ دلــــتنـگی هایـم
آن قــَدر زیـاد می شود
که دنیــــا با تمام ِ وسعتش
برایـَم تنگ می شود ...
... دلتنــگـم...
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد...
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...
دلتنگ ِ خودَم...
خودی که مدتهـــاست گم کـر د ه ام ...
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بار از دیار …
یک بار از یاد …
یک بار از دل …
و یک بار از دست...
زمان به من آموخت که:
دست دادن معنی رفاقت نیست!
بوسیدن قول ماندن نیست!
و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست
دیوانه ات میکنند
مسئله هایی که در ذهنت
به جای اینکه حل شده باشند
ته نشین شده باشند ...
قرعه كشي تمام شد
تو به اسم ديگري درآمدي...
تقدير جاي خود...
لعنتي..
لاقل اسم مرا هم در كيسه ات ميگذاشتي!!!