پنجره را باز کن و از هوای مطبوع بارانی لذت ببر
خدا را شکر باران ارث پدر هیچکس نیست
نمایش نسخه قابل چاپ
پنجره را باز کن و از هوای مطبوع بارانی لذت ببر
خدا را شکر باران ارث پدر هیچکس نیست
دلگیرم از تنهایی های مکرر . . .
از مردمانی که بودنشان را ادعا میکنند . . .
و از زمانه که محبت طلب کردم و هیچ نبود .. . .نه دستی . . .نه دوستی . . .
و باز تنهایی...!!!
حرف دلم :
گاهـ ـي حجـ ـم ِ دلــــتنـگي هايـ ـم
آن قــَ ـــ ـدر زيـاد ميشود
که دنيــــا
با تمام ِ وسعتش
برايـَم تنگ ميشود ...
... دلتنــگـم...
دلتنـــــگ کسي کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسيــــد
از حرکـت ايستـاد...
دلتنگ کسي که دلتنگي هايم را ديگر نمي بيند ..
یاد سهراب بخیر
ان سپهری که تا لحظه خاموشی گفت :
تو منو یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود یا نشود
حرفی نیست .............
اما
نفسم میگیرد در هواییی که نفس های تو نیست .....
بعضی وقتهــآ...
از شدت بی کســـی،
گریه که هیچ...!!!
دلــــَت می خــوآهــَد ؛
هــآی هــــآی بمیــــری...!
یک بار که تنها بمانی ...
یک بار که بشکند ...
دلت ...
غرورت ...
اعتمادت ..
همین یک بار ها کافیست تا یک عمر ..
از پــــشت نگاهی ترک خورده به آدمها بنگری ...
انقدر تیز و برنده میشوی که ...باید تابلوی ورود ممنوع را به خودت نصب کنی ...
بی درد وا نشد دل غفلت گرفتهام
قفلی که زنگ بست، شکستن کلید اوست . . .
.
.
.
بزرگترین مزیت راستگویی اینه که نیازی نیست به یاد بیاری چی گفتی . . .
.
.
.
در نهایت، آنچه در ذهن ما خواهد ماند
حرفهای دشمنانمان نیست بلکه سکوت دوستانمان است . . .
(مارتین لوترکینگ)
.
.
.
صدای باران زیباترین ترانه خداست
که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛
نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم . . .
.
.
.
روزگاری بیدی را شکستند
به نامردی تبر بر ریشه اش بستند
ولی افسوس همانهایی شکستند
که رورزی زیر سایه اش می نشستند . . .
.
.
.
هر که گردد پاک طینت محرم دلها شود
هر که در خون صاف گردد قابل مینا شود
از دهان گل شنیدم بر سر بازار گفت
هر که با ناکس نشیند عاقبت رسوا شود . . .
.
.
.
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته بی مغز چون لب واکند رسوا شود . . .
.
.
.
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .
.
.
.
چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند . . .
(ویکتور هوگو)
.
.
.
تو در مقام فتوت ، کم از درخت مباش ، که سنگ می خورد و بار بر زمین ریزد . . .
.
.
.
آنچه انسان را غرق می کند، در آب افتادن نیست
بلکه زیر آب ماندن است.
(کوییلو)
.
.
.
عشق هنگامی که شما را می پرورد
شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . . .
(جبران خلیل جبران)
.
.
.
گاهی
درست در لحظهی سقوط
فرصت پرواز هم هست
انتخاب با توست . . .
.
.
.
دهان و کیف پولت را با احتیاط باز کن،
زیرا بدین وسیله دست کم حیثیت و پرستیژت دست نخورده باقی خواهد ماند . . .
(جرج فون)
.
.
.
خوشی با خوبی فرق دارد، بخاطر خوبیها از خیلی خوشیها باید گذشت
در خزانی که پر از برگ و بر است...
که پر از زیبایی است...
عشق ما به خود آوازه گرفت
دوستی ها رنگ تازه گرفت...
من به تو دل دادم
بازهم پاییز است....
ولی از آن پاییز آن همه رنگی و ناز ...
چهره زرد فسون کرده غم
میزند لبخند به من و من از خواهش عشقی دلکش
شده ام سر تا پا مست....
شده ام بی کس کس
میروم خسته و درمانده و زار...
به سراغ غم تنهایی دل
گریه شد مرهم شبهای دراز...
گریه شد اوج نیازم نیاز
در پاییز عاشق شدم
در پاییز مرد سرنوشتم وارد زندگیم شد
در پاییز تولدش هست
در پاییز....حالا نمیدانم پاییز را دوست داشته باشم یا ازش متنفر باشم
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم
و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ...
می خواهم امروز را زندگی کنم ...
خواستی باش ...
نخواستی نباش...
احساس تو طراوت باران است
بر زخم شکوفه های گل درمان است
هروقت که در هوای تو میچرخم
انگار نفس کشیدنم آسان است