-
من هنوز خواب ميبينم که دوره دوره ي وفاست
که اعتبار عشق به جاست دنيا به کام آدماست
من هنوزم خواب ميبينم
من هنوز خواب ميبينم که اين خودش غنيمت
براي ديگرون يه خواب براي من حقيقته
من هنوزم خواب ميبينم
سوته دلان يکي يکي تموم شدن
سوته دلي نمونده غير از خود من
کسي که عشق و غم و فرياد بزنه
حقيقت آدمو فرياد بزنه
هنوز تو قصه هاي من رنگ و ريا جا نداره
دروغ نميگن آدما دشمني معنا نداره
هنوز تو قصه هاي من هيچ کسي تنها نميشه
کسي به جرم عاشقي خسته و تنها نميشه
هنوز توي دنياي من هر آدمي يه آدمه
گل رو نميفروشن به هم گل مثل قلب آدمه
گل مثل قلب آدمه
سوته دلان يکي يکي تموم شدن
سوته دلي نمونده غير از خود من
کسي که عشق و غم و فرياد بزنه
حقيقت آدمو فرياد بزنه
حقيقت آدمو فرياد بزنه
-
تو سرش نیست
یه عاشق فکر سود و ضررش نیست
همه خوب و بد قصه شو میخواد
یه عاشق نگرون آخرش نیست
یه عاشق مثل من مبهوت یاره
دلش تو سینه دایم بی قراره
یه عاشق مثل من خوشبخته با عشق
کنارت راضیه از هرچی داره
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
پیشت گم کرده قلبم دست و پاشو
نمی تونم بگم حال و هواشو
یه عاشق مثل من می میره بی تو
دیگه از من نپرس چون و چراشو
دیگه گم کرده قلبم دست و پاشو
نمی تونم بگم حال و هواشو
یه عاشق مثل من می میره بی تو
دیگه از من نپرس چون و چراشو
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
یه عاشق چیزی جز عشق تو سرش نیست
یه عاشق فکر سود و ضررش نیست
همه خوب و بد قصه شو میخواد
یه عاشق نگرون آخرش نیست
یه عاشق مثل من مبهوت یاره
دلش تو سینه دایم بی قراره
یه عاشق مثل من خوشبخته با عشق
کنارت راضیه از هرچی داره
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
از عشق تو بی تابم
از عشق تو مجنونم
ناشکری نکن عشقم
ناشکری نکن جونم
-
حس تنهایی
واست بی تابم و بیخوابم و میدونی دلتنگم
واست میمیرم و درگیرم و با دنیا در جنگم
منو تنها نزار از روزگار با اینکه دل خستم
واست دیوونم و میمونم و تا آخرش هستم
داره میباره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم از بین میرم توی این دلتنگی
داره دل میگیره بی تو از بیرنگی
دارم از بین میرم توی این خاموشی
کاش میشد میبردی منو با آغوشی
نمیشه با نبودت ساده سر کرد
نمیشه سالم از این غم گذر کرد
داره میباره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
-
بد بین
از این جایی که من هستم تمام شهر معلومه
کنارم خیلیا هستن دلم پیش تو آرومه
به من بدبین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم
به جز آرامش و حسی که از صدات میگیرم
بدبین شدی چرا باور نمیکنی
تنهایی منو کمتر نمیکنی
طوفان نشو منو یک غصه دک نکن
من عاشق توام یک لحظه شک نکن
اگه دلتنگ باشی تو مثل بارون شروع میشم
که با هر قطره اشکت منم که زیر و رو میشم
همیشه ساده رنجیدی همیشه سخت بخشیدی
تو رو میبخشم این لحظه شاید بازم منو دیدی
بدبین شدی چرا باور نمیکنی
تنهایی منو کمتر نمیکنی
طوفان نشو منو یک غصه دک نکن
من عاشق توام یک لحظه شک نکن
-
عاشقانه
تا تو عاشقانه بودی شب من سحر نمی خواست
به ستاره دل نمی بست از تو بیشتر نمی خواست
تا تو عاشقانه بودی شاعرانه بود بودن
قهر بود غصه با تو دور بود گریه از من
تا تو عاشقانه بودی واژه باغی از ترانه
قصه قصه یه رنگی شعر شعر عاشقانه
من به دنبال تو بودم تو به فکر هم زبونی
من تمومه بی قراری تو تمومه مهربونی
تو به اشک اجازه دادی توی چشم من بشینه
تا غرورمو شکستم گفتی عاشقی همینه
گفتی اما دل ندادی گفتی اما دل نبستی
گفتی عاشقت نبودم ساده بودی که شکستی
ساده بودم مثه آینه تا تو عاشقانه بودی
فقط از تو می نوشتم تا تو شاعرانه بودی
تا تو عاشقانه بودی……
-
خدا با ماست
من این روزا یه حال دیگه ای دارم
همیشه هیچ وقت این طور نبودم
همیشه نیمه ی خالیو می دیدم
به فکر نیمه های پر نبودم
همیشه فکر می کردم زمین پسته
خدارو سوی قبله میشه پیدا کرد
همین دیروز سمت این حوالی بود
یکی در زد خدا رفتو درو وا کرد
من این روزا یه حال دیگه ای دارم
جهان من لباس تازه می پوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم
چون که خدا با ما نشسته چای می نوشه
من این روزا یه حال دیگه ای دارم
جهان من لباس تازه می پوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم چون که
خدا با ما نشسته چای می نوشه
ملخ افتاده توی خرمن گندم
منم مثله همه از کار بی کارم
به جای داس شونه تو دستامه
فقط به فکر گندم زار موهاتم
اگه بارون به شیشه مشت می کوبه
بیا اینجا بشین کنار این کرسی
خدا با دست من دستاتو می گیره
تو از چشم خدا حالمو می پرسی
نه این که بی خیال مزرعه باشم
دیگه از باد پاییزی نمی ترسم
نگو این اسیاب از پایه ویرون شد
خدا با ماست از چیزی نمی ترسم
من این روزا یه حال دیگه ای دارم
جهان من لباس تازه می پوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم چون که
خدا با ما نشسته چای می نوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم چون که
خدا با ما نشسته چای می نوشه
-
یه روزی
اگه آسمون گرفته
اگه خورشید پشت ابراس
اگه گریه سهم امروز
اگه تردید رنگ فرداس
اگه عشق تو دلا مرده
اگه برقی تو چشا نیس
اگه تو سکوتِ کش دار
کسی تو فکر صدا نیس
اگه یک نفس رهایی
جرم هر روز ستارس
اگه بوسیدن گلها
ترس و تهدید دوبارس
یه روزی که خیلی دور نیست
میشه نوبت پریدن
صف به صف قناری میشیم
برای ستاره چیدن
یه روزی دوباره خورشید
رد میشه از بغض ابرا
دوباره بوسه و لبخند
میشه سرگرمیِ دنیا
شعله ی بی وقفه ی عشق
میزنه رو تن ظلمت
تو همین روزای تو راه
میشکنه شیشه ی وحشت
یه روزی که خیلی دور نیست
میرسه فصل شکفتن
بی هراس از شب و تکرار
از حضور خنده گفتن
میشه فردای من و تو
لب به لب شعر رسیدن
رو تن دیوار کهنه نقش آزادی کشیدن
-
نوازش
منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی ، که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار ، تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه!
-
بغض و بارون چطور عادت کنم به دوری از تو؟؟؟
مگه میشه که از عشق تو دل کند؟
نگو تقدیره…برگرد
دلت می گیره…برگرد
وجود عاشق من،
واست میمیره برگرد…
بغل کن اضطراب لحظه هامو
بغل کن بی تو آرامش ندارم
نمی دونی چه ترسی داره دوریت
نمی دونی چه سخته روزگارم
من از بس که دلم تنگه بریدم
یه عالم درد سنگین تو سینم
من اینجا تا دلت بخواد تنهام
من اینجا تا دلت بخواد غمگینم
نگو تقدیره برگرد دلت می گیره برگرد
وجود عاشق من واست می میره برگرد
سکوت و انتظارو بغض و بارون
نه عطری نه نگاهی نه یه لبخند
چطورعادت کنم به دوری از تو
مگه می شه که از عشق تو دل کند
نگو تقدیره برگرد دلت می گیره برگرد
وجود عاشق من واست می میره برگرد
-
پلک
فقط یک پلک با من باش، نمی خوام از کسی کم شی
ازت تــصـویـر مــی گـیـرم کــه رویــای یــه قــرنـم شی!
فــقـط یـک پـلک بـا من باش، بـگم سـر تـا سرش بودی
به قــلبـم حــمـله کـن یـک بـار، بـگـم تــا آخــرش بودی!
نمی شی عشق ثابت
پس بیا و اتفاقی باش
یه فصلو که نمی مونی
تو یک لحظه اقاقی باش
نمیشه با تو که خوبی
به ظاهر هم کمی بد شد
به آدمهای شهرت هم
علاقه مند باید شد
فقط یک پلک با من باش
فقط یک پلک با من باش
دارم یه قصه می سازم ، از این تنهایی بی تو
بیا بشکن روایت رو ، تو نقش تازه وارد شو
کجای نقطه پایان می خوای تو فال من باشی
نخواستم بگذرم از تو ، که تو دنبال من باشی
اگه قلبت یه جا دیگه ست
با چشمات صحنه سازی کن
اگه دیدی نمی تونی
توی دو نقش بازی کن
نمی شی عشق ثابت
پس بیا و اتفاقی باش
یه فصلو که نمی مونی
تو یک لحظه اقاقی باش
نمیشه با تو که خوبی
به ظاهر هم کمی بد شد
به آدمهای شهرت هم
علاقه مند باید شد
فقط یک پلک با من باش
فقط یک پلک با من باش
-
غریبه نمی دونم توکی هستی
غریبه تو سکوتمو شکستی
کبوتروار در باغ سکوتم
از این شاخه به اون شاخه نشستی
از غصه نترسیدی
برام زدی و رقصیدی
از غصه دلم خون بود
برام خوندی و خندیدی
تو باغ سکوت من
برام هزارتا گل دادی
از غصه رهام کردی
گفتی دیگه آزادی
ازدنیا دلم خون بود
که اون چشم تو پیدا شد
همون دنیای بی ارزش
برام یک دفعه دنیا شد
تو رنگ صدات جونه
پر از دوا ودرمونه
آهنگشو می شناسم
-
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد!
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س، نه رؤیا قشنگه
دلم بی تو خونه، دلم بی تو تنگه
یه فانوسِ مُرده تو برقِ چشامه
بدونِ تو حسرت همیشه باهامه
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد
-
ای که با حسرت به دنیا، آمدی حرفی بدانی
آمدی عمری بمانی، حسرت آلود
این دو روز عمريست که مونده
امروز و دیروز و فردا
آمدی عمری بمانی، حسرت آلود
این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود
این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود
ای که با حسرت به دنیا، آمدی حرفی بدانی
آمدی عمری بمانی، حسرت آلود
این دو روز عمريست که مونده
امروز و دیروز و فردا
آمدی عمری بمانی، حسرت آلود
این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود
این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود
-
اشکایی که بی هوا روگونه هام میریزه
ابری که از همه خاطره هات لبریزه
دلی که میخواد بمونه تنی که باید بره
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه
مثه تنهایی میمونه با تو همسفر شدن
توی شهر عاشقی بیخودی در به در شدن
حال و روزمو ببین تا که نگی تنها رفت
اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه
-
از عذابِ جاده خسته نرسيده و رسيده
آهي از سر رسيدن نكشيده و كشيده
غمِ سرگردونيامو با تو صادقانه گفتم
اسمي كه اسمِ شبم بود با تو عاشقانه گفتم
با تنم زخمي اگه بود بي رمق بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم اگه كهنه بود دردام
منِ سرگردونِ ساده تورو صادق مي دونستم
اين برام شكسته امِا تورو عاشق مي دونستم
تو تموم طول جاده كه افق برابرم بود
شوق تو راهتوشه من اسمِ تو همسفرم بود
منِ دلشيشه اي هر جا هر شكستن كه شكستم
زيرِ كوه،بارِ غصّه هر نشستن كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد كه نحيفم و پياده
تورو فرياد زدم و باز خون شدم تو رگِ جاده
نيزه نمبادِ شرجي وسط دشت تابستون
تازيانه هاي رگبار توي چلّه زمستون
نتونستن،نتونستن جلوي منو بگيرن
از منِ خستة خسته شوق رفتنو بگيرن
حالا كه رسيدم اينجا پرِ قصّه براگفتن
پر نياز تو براي آه شنيدن و شنفتن
تورو با خودم غريبه از خودم جدا مي بينم
خودمو پر از ترانه تورو بيصدا مي بينم
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شکسته اما و رو عاشق ميدونستم
اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت آخه چشمات ميگه نيستي
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شکسته اما و رو عاشق ميدونستم
-
آن لحظه كه از نياز انسان
دارد نه كم از هواي حيوان
يك دانه گندم طلايي
از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه هاي ناگهاني
سالم از مريض مبتلاتر
آسوده مباش كه بي نيازي
يك آن دگر از پر نيازي
آنجا كه تو فرعون زماني
در تير رس باد خزاني
-
پشت قاب شيشه پنجره اي که شباي منو با خود مي بره
جايي که گذشته هام مثل تصوير از تو باغش مي گذره
پشت قاب بي نفس مثل او پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل يه حقيقت رفته به باد منو با خود ميبره مثل يه رويا توي خواب
شهر من من به تو مي انديشم نه به تنهايي خويش
از پس شيشه تو را مي بينم که گرفتي مرا در بر خويش
من وضو با نفس خيال تو ميگيرم و تو را مي خوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم ديد چشم به راه مي مانم
تن من پاره اي از آن تن توست
و قشنگترين شباي پر ستاره شب توست
-
لحظه اي با من باش، تا که از آن لحظه برويم تا گل
که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه اي با من باش، تا که از تو نفسي تازه کنم
تا از آن لحظه با تو، سفر آغاز کنم
سفري تا ته بيشه هاي سر سبز خيال
تا به دروازه هاي شهر آرزوهاي محال
سفري در خم و پيچ گذر ستاره ها
از ميون دشت پر خاطره ترانه ها
لحظه اي با من باش
لحظه اي با من باش
لحظه اي با من باش تا به باغ چشم تو پنجره اي باز کنم
از تو شعر و قصه و ترانه اي ساز کنم
شعري هم صداي بارون رنگ سبز جنگل و آبي دريا
قصه اي به رنگ و عطر قصه هاي عاشقاي دنيا
از يه لحظه تا هميشه، ميشه از تو پر گرفت تا او ج ابر ا
کوچه پس کوچه شهر و با خيالت پرسه زد تا مرز فردا
لحظه اي با من باش
لحظه اي با من باش
-
وقتی که دلتگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه
قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم
این روزا دنیا واسه من از خونم کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم می شه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که می خوان شب و روز
به هم دیگه دروغ بگن
ساعت ها هم دقیق شدن
-
رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم!
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم!
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شكستم!
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم!
-
هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد!
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد!
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش!
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش!
هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش!
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!
-
کسي آمد که حرف عشقو با ما زد !
دل ترسوي ما هم دل به دريا زد !
به يک درياي طوفاني دل ما رفته مهماني ...
چه دوره ساحلش از دور پيدا نيست ...
يه عمري راهه و در قدرت ما نيست ...
بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
به اميدي که ساحل داره اين دريا !
به اميدي که آروم ميشه تا فردا !
به اميدي که اين دريا فقط شاه ماهي داره !
به عشقي که نمي بيني شباشو بي ستاره !
دل ما رفته مهماني به يک درياي طوفاني ...
بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
-
رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می گفتم محرمه با من
کاشکی می دیدی بی تو چه کرده
ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من
با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمهء روشن
بی تو یه جادم که سوت و کورم
چشمهء اشکم بی تو سرابه
خونهء عشقم بی تو خراب
شادیا بی تو مثل حبابه
سایهء آهه نقش بر آب
رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
-
نگو نمیام
نگو نگو نميام
نگو نگو نميام
اميد رو پر دادن
ديگه سخته برام
حالا که دست گلدون
به ساقه گل رسيده
حالا که عطر آشتی
تو خونمون پيچيده
حالا که خوب می دونی
دلم هوا تو کرده
حالا که بغض و کينه
پاشو کنار کشيده
نگو نگو نميام
نگو نگو نميام
اميد رو پر دادن
ديگه سخته برام
آلاله غنچه کرده
کاش بودی و ميديدی
کبوتر بچه کرده
کاش بودی و ميديدی
گلها چشم انتظارن
تا از در برسی تو
گلها قرق بهارن
کاش بودی و ميديدی
ميگن وقتی قاصدک
رو دوش گل سواره
خوشبختی مياره
کاش بودی و ميديدی
يه قمری توی ايوون
داره لونه میزاره
ميگن اومده کاره
کاش بودی و ميديدی
حالا که دست گلدون
به ساقه گل رسيده
حالا که عطر آشتی
تو خونمون پيچيده
حالا که خوب می دونی
دلم هوا تو کرده
حالا که بغض و کينه
پاشو کنار کشيده
نگو نگو نميام
نگو نگو نميام
اميد رو پر دادن
-
بهونه
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
من خسته و بیمارم درمان منی
شور شعر و آوازی در جان منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
بر جان من آتش بزن ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی آتشم تا تن در این آتش کشم
من تو شوم تو قصه ها تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مردن است این معنی عشق من است
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه ت
-
افسانه هستی
عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله مستانه نبود
نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت
سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود
من و جام می و دل نقش تو در باده ناب
خلوتی بود که در آن ره بیگانه نبود
کاش آن تب که تو را سوخت مرا سوخته بود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
تو چرا شمع شدی سوختی ای هستی من
آن زمانی که تو را سایه پروانه نبود
من جدا از تو نبودم بخدا در همه عمر
قبله گاه دل من جز تو در این خانه نبود
کاش آن تب که تو را سوخت مرا سوخته بود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله مستانه نبود
نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت
سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود
من و جام می و دل نقش تو در باده ناب
خلوتی بود که در آن ره بیگانه نبود
کاش آن تب که تو را سوخت مرا سوخته بود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
تو چرا شمع شدی سوختی ای هستی من
آن زمانی که تو را سایه پروانه نبود
من جدا از تو نبودم بخدا در همه عمر
قبله گاه دل من جز تو در این خانه نبود
کاش آن تب که تو را سوخت مرا سوخته بود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
بفدای تو مگه این دل دیوانه نبود
-
بزن تار
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
براه عاشقی بردن به خنجر دل سپر کردن
واسه هرکی که آسون نیست
برای جاودان بودن واسه عاشق دیگه راهی
بجز دل کندن از جون نیست
بزن تا بخونم همینو میتونم
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
-
عروسک
عروسک جون فدات شم
تو هم قلبت شکسته
که صد تا شبنم اشک
توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم
یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت
توی چشمام گذاشتن
چه تهمتها شنیدیم
چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی
چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون زمونه
منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت
برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته
مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو
زغم ویرون ببینه
عروسک جون نگام کن
چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم
که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم
تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست
در گلخونه بسته
چه تهمتها شنیدیم
چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی
چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون زمونه
منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت
برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته
مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو
زغم ویرون ببینه
دلم میخواد یه روزی بعد سالها
پرستوی سعادت رو ببینی
نمیخوام بیش از این تو صورت من
نشون یاس ووحشت رو ببینی
نمیخوام بیش از این تو صورت من
نشون یاس ووحشت رو ببینی
دلم میخواد یه روزی فارغ از غم
تبسم روی لبهامون بشینه
شاید اونروزدوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون تو سینه
شاید اونروزدوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون تو سینه
چه تهمتها شنیدیم
چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی
چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون نگام کن
چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم
که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم
تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست
در گلخونه بسته
در گلخونه بسته
در گلخونه بسته
در گلخونه بسته
نه اینکه باغبون نیست
در گلخونه بسته
نه اینکه باغبون نیست
در گلخونه بسته
-
وفای دل
خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
دلمو شکستی اما بازم وفاداره دل
عشقو نمیندازه دور آخه مگه بیکاره دل
آخه مگه بیکاره دل
زندگی همش شکل گل و جوونه س
زندگی همش حرفای عاشقونه س
زندگی همش حرفای عاشقونه س
این جداییها قصه روزگاره
زندگی هنوز خوشگلیهاشو داره
زندگی هنوز خوشگلیهاشو داره
خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
دنیای دیوونه ها دنیای دوست داشتنه
دنیای دیوونه ها دنیای دوست داشتنه
فدای چشمات میشم وقتی نگات با منه
وقتی نگات با منه
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
هر چی که از تو گفتم زمزمه رازمه
شور و شر عاشقی خنده و آوازمه
شادی لحظه هامو همیشه با تو داشتم
رو اسم و رسم دنیا دیدی که پا گذاشتم
دیدی که پا گذاشتم
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
دنیای دیوونه ها دنیای دوست داشتنه
دنیای دیوونه ها دنیای دوست داشتنه
فدای چشمات میشم وقتی نگات با منه
وقتی نگات با منه
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
بدنبال دلم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت
خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
عاشقم و عاشقم باش وقتی تو رو می پرستم
-
اين اهنگ عشقمههههههههههههههههههههه هههههههههه
ساقی
سلام من به تو یار قدیمی
منم همون هوادار قدیمی
هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم
همه تشنه لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه تزوير
وای شده خونه تزوير
تو محراب دل ما
تويی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیريم و میخونیم سر ساقی سلامت
یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی و قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت
میگن مستی گناه به انگشت ملامت
باید مستها رو حد زد به شلاق ندامت
سبوی ما شکسته در میکده بسته
امید همه ما همت تو بسته
به همت تو ساقی تو که گره گشایی
تو که ذات وفایی همیشه یار مایی
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت
سر ساقی سلامت وای سر ساقی سلامت
سر ساقی سلامت وای سر ساقی سلامت
-
عسل چشم
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
هر دو عاشق هر دو دلتنگ
بیا با غم بکنیم جنگ
دو تا باشیم آخ چه زیباست
عدد یک همیشه تنهاست
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
من مثل آب روونم تو مثل شاخه بیدی
کاش توی آینه چشمام قد و بالاتو میدیدی
دل من جام شرابه تو که جامو سر کشیدی
بپا بر سنگ نزنی تو
تو تو دنیا یه دونه من تو دنیا یه دونه
دونه دونه هر دونه اونو از خود میدونه
بیا تا کنار هم من و تو دو تا بشیم
عدد یک همیشه تک و تنها میمونه
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
من مثل آب روونم تو مثل شاخه بیدی
کاش توی آینه چشمام قد و بالاتو میدیدی
دل من جام شرابه تو که جامو سر کشیدی
بپا بر سنگ نزنی تو
تو تو دنیا یه دونه من تو دنیا یه دونه
دونه دونه هر دونه اونو از خود میدونه
بیا تا کنار هم من و تو دو تا بشیم
عدد یک همیشه تک و تنها میمونه
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت
عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
-
نمی خوام
میخوام امروز همه نگفتنی ها رو بگم
قصه عشق گذشته قصه شادی و غم
تو گمون کردی بری دنیا تمومه واسه من
شادی از غم میمیره خنده حرومه واسه من
من نگاهم دیگه دنبال تو نیست
دلمو پس میگیرم مال تو نیست
دیگه هرگز ننویس قصه برام
برو من عشق دروغی نمیخوام
دیگه من عشق دروغی نمیخوام
نمیخوام نمیخوام نمیخوام
کاری از من نمیاد اون دلو برد
شعله عشق تو خاموش شد و مرد
وقتی دستاشو تو دستام میذاره
واسه من گرمی آفتابو داره
نگاهاش جادوییه رویا داره
طعم شیرین شکرآبو داره
من نگاهم دیگه دنبال تو نیست
دلمو پس میگیرم مال تو نیست
دیگه هرگز ننویس قصه برام
برو من عشق دروغی نمیخوام
دیگه من عشق دروغی نمیخوام
نمیخوام نمیخوام نمیخوام
میخوام امروز همه نگفتنی ها رو بگم
قصه عشق گذشته قصه شادی و غم
تو گمون کردی بری دنیا تمومه واسه من
شادی از غم میمیره خنده حرومه واسه من
من نگاهم دیگه دنبال تو نیست
دلمو پس میگیرم مال تو نیست
دیگه هرگز ننویس قصه برام
برو من عشق دروغی نمیخوام
دیگه من عشق دروغی نمیخوام
نمیخوام نمیخوام نمیخوام
-
گل سنگم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
مثل آفتاب اگـه بـر من
نتابی سردم و بیرنگم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
مثل آفتاب اگـه بـر من
نتابی سردم و بیرنگم
هـمـه آهـم همه درم
مـثـل طـوفـان پر گردم
هـمـه آهـم همه درم
مـثـل طـوفان پر گردم
باد مـسـتم کـه تـو صـحـرا
می پیچم دور تو می گردم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
مثل آفتاب اگـه بـر من
نتابی سردم و بیرنگم
مثل بـارون اگه نـبـاری
خبر از حال من نـداری
بی تو پرپر می شم دو روزه
دل سنگـت برام می سوزه
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
مثل آفتاب اگـه بـر من
نتابی سردم و بیرنگم
مثل بـارون اگه نـبـاری
خبر از حال من نـداری
بی تو پرپر می شم دو روزه
دل سنگـت برام می سوزه
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
مثل آفـتـاب اگه بر من
نتابی سردم و بیرنگم
همه آهم همه درم
مثل طوفان پر گردم
همه آهم همه درم
مثل طوفان پر گردم
اد مـسـتم کـه تـو صـحـرا
می پیچم دور تو می گردم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
گل سـنگم گل سنگم
چی بـگم از دل تـنـگم
-
حرف تازه
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
تو معنی بهترین کلامی مفهوم تمام شعرهامی منظور و مراد هر پیامی
تو قبله هر امیدواری تو مظهر فخر هر تباری برتر ز لطافت بهاری
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
تو رئوفی تو شریفی تو به حرمت سکوتی تو عزیزترین عزیزی تو به عمق ملکوتی
تو رئوفی تو شریفی تو به حرمت سکوتی تو عزیزترین عزیزی تو به عمق ملکوتی
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
تو معنی بهترین کلامی مفهوم تمام شعرهامی منظور و مراد هر پیامی
تو قبله هر امیدواری تو مظهر فخر هر تباری برتر ز لطافت بهاری
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
من از لب تو منتظر یه حرف تازه ام تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم
-
کاشکی دوست نداشتم
خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
گریه ی من حقیقی و خنده ی من دروغه
روزایی که نیومدی وای که چه حالی داشتم
مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم
عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال
عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال
وای بیا تا همیشه خودم را واسه تو یه همراه بدونم
نذار با دل ساده بی تو , تو فصل جدایی بمونم
چه التماسی واسه تو تو این صدامه
اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه
چه التماسی واسه تو تو این صدامه
اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه
خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
گریه من حقیقی و خنده من دروغه
روزای که نیومدی وای که چه حالی داشتم
مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم
کاشکی دوست نداشتم
کاشکی دوست نداشتم
کاشکی دوست نداشتم
-
کجا برم خدایا
آه
کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه
بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه
مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه
بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
آه
کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
این منم که قمارو باخته
-
مگیر از من خدایا...
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان آه
وای از این بیداد
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
-
سال
هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه
هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه
هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
وای دل چه خونه
ازکار این زمونه
حسرت کشیدن
سخته خدا میدونه
وای وای خدایا
دل زده از خوشی ها
با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه
هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه
هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
وای دل چه خونه
ازکار این زمونه
حسرت کشیدن
سخته خدا میدونه
وای وای خدایا
دل زده از خوشی ها
با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه
هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه
هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
سال سال این چند سال
امسال پارسال پیرار سال
هر سال میگیم دریغ از پارسال
-
تو ای خدای مهربان
خودم تنها ، تنها دلم چو شام بی فردا دلم
چو کشتی بی ناخدا به سینه ی دریا دلم
به سینه ی دریا دلم
تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
چو شیشه مینا دلم
تو هم برو ای بی وفا مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بیگانه شد نمی خواهد دیگر تو را
نشان من دیگر مجو ، حدیث دل دیگر مگو
دلم شکسته زیر پا نمی خواهد دیگر تو را
نمی خواهد دیگر تو را
تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
چو شیشه مینا دلم
تو هم برو ای بی وفا مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بیگانه شد نمی خواهد دیگر تو را
نشان من دیگر مجو حدیث دل دیگر مگو
دلم شکسته زیر پا نمی خواهد دیگر تو را
نمی خواهد دیگر تورا
تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
چو شیشه مینا دلم
-
زندگی قشنگه
غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
پیر نمیشه تو دنیا کسی که شوخ وشنگه
دو رنگ نباش با هیچ کس که دنیا رنگارنگه
دو رنگ نباش با هیچ کس که دنیا رنگارنگه
سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه
غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
قشنگه
قشنگه
قشنــــــــــگه
اون که یه روزگاری
عشقمو ایمونم بود
اون که فقط نگاهش
دردمو درمونم بود
اما حالا میبینم
که آفت جونم بود
اما حالا میبینم
که آفت جونم بود
آآآآآآآآ
سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه
غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
قشنگه
قشنگـــــــــــــــــه
یه عمر در انتظارش به گوشه ای نشستم
از همه دل بریدم از همه کس گسستم
دل به غریبه ها بست
نمک نداره دستم
دل به غریبه ها بست
نمک نداره دستم
سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه
غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
قشنگه
قشنگه
قشنــــــــــگه
قشنگه
قشنگه
قشنــــــــــگه