به نام خدا
سلام عليكم؛
و عرض تشكر بابت شروع چنين بحث مفصل و مهمي، در حد توان اندكم، و بطور خيلي مختصر به برخي سؤالات جواب خواهم داد:
متوجه شديم كه در تعريف اهل سنت همگي صحابه عادل هستند اما اهل بيت عليهم السلام با استناد به قرآن و روايات صحابه را هم مؤمن معرفي مي كند
و هم منافق از جمله در قرآن كريم داريم:
در بين صحابه مومنانى هستند كه خداى سبحان در قرآن كريم آنان را ستوده و درباره بيعت شجره فرموده :
لقد رضى الله عن المومنين اذ يبا يعونك تحت الشجره فعلم ما فى قلوبهم فانزل السكينه عليهم و اثابهم فتحا قريبا.
خداوند از مومنان - هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند - راضى شد و مى دانست كه در دلهاشان چه مى گذرد، از اين رو، آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزى نزديك را پاداششان داد.(1)
همانگونه كه مشهود است ، اين ستايش ويژه مومنان حاضر در بيعت شجره است و شامل منافقان حاضر مثل عبدالله بن ابى و ديگران نمى شود. (2)
مكتب اهل بيت عليه السلام ، همچنين با پيروى از قرآن كريم ، در ميان صحابه منافقينى را مى بيند كه خداوند در آيات بسيارى آنان را نكوهش كرده است . مانند اين سخن خداى متعال كه مى فرمايد:
و ممن حولكم من الاعراب منافقون و من اهل المدينه مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الى عذاب عظيم .
برخى از كسانى كه پيرامون شمايند، از اعراب باديه نشين ، منافقند، و از اهل مدينه گروهى سخت پاى بند نفاقند. تو پيامبر آنها را نمى شناسى ، ولى ما آنها را مى شناسيم . بزودى آنها را دوبار مجازات مى كنيم ، سپس بسوى عذاب عظيم رانده مى شوند.(3)
آرى ، در ميان صحابه افرادى بودند كه خداوند از افك (4) و تهمت آنان بر حريم رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داده است - پناه بر خدا از چنين گفتارى !!
و نيز، در بين صحابه كسانى بوده اند كه خداوند درباره آنان فرموده :
و اذا راوا تجاره او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما.
هنگامى كه تجارت يا لهو و بازيچه اى را ببينند پراكنده مى شوند و به سوى آن مى روند و تو پيامبر را ايستاده به حال خود رها مى كنند. (5)
اين واقعه هنگامى روى داد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد خويش در حال قيام خطبه جمعه مى خواندند.
و اما در روايات:
رسول خدا صلى الله عليه و آله در بيان حال برخى از صحابه در روز قيامت مي فرمايد:
و انه يجاء من امتى ، فيوخذ بهم ذات الشمال فاقول يا رب اصيحابى ، فيقال : انك لاتدرى ما احدثوا بغدك ، فاقول كما قال العبد الصالح : و كنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما چ كنت انت الرقيب عليهم فيقال : ان هولاء لم يزالوا مرتدين على اعقابهم منذ فارقتهم .
در روز قيامت افرادى از امتم را به صحنه آورده و به سوى جهنم مى رانند! من مى گويم : پروردگارا! اصحاب من !
گفته مى شود: تو نمى دانى بعد از رفتنت چه بدعتها گذاردند! پس من نيز همان را مى گويم كه بنده صالح خدا عيسى بن مريم عليه السلام گفت : من تا زمانى كه در ميانشان بودم بر حالشان آگاهى داشتم ، ولى هنگامى كه مرا از ميان آنها برگرفتى تو خود مراقب آنان بودى .
پس گفته مى شود: اين گروه از هنگامى كه از آنان جدا شدى ، پيوسته از دين روى گردان و به گذشته هاى خود بازگشتند.(6)
حتي در كتب اهل سنت :
در صحيح مسلم چنين آمده است :
ليردن على الحوض رجال ممن صاحبنى حتى اذا رايتهم رفعوا الى اختلجوا دونى ، فلا قولن : اى رب اصيحابى ، فليقالن لى : انك لاتدرى ما احدثوا بعدك .
مردمانى از اصحابم را بر حوض كوثر نزد من آرند كه تا آمدنشان به سوى خود را مى بينم از من جدايشان به سوى خود را مى بينم از من جدايشان كنند! مى گويم : پروردگارا اصحاب من ! به من گفته مى شود: تو نمى دانى بعد از رفتنت چه بدعتها گذاردند(7)
به خاطر همه اينها، پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام در گرفتن معالم و معارف دين خود از صحابه اى كه با على - عليه السلام - دشمنى كرده و او را دوست نداشتند، احتياط مى كنند. زيرا، پرواى آن دارند كه آن صحابى از منافقينى باشد كه جز خداوند كسى آنان را نمى شناسد.
و اما آيا مداركي بر سب و لعن صحابه هم در آيات و روايات موجود است ؟؟
پاسخ به اين سؤال بسيار مفصل است و در اين مجال نميگنجد ، اما براي تكميل بحث و من باب مثال عرض ميكنم كه :
در قرآن كريم 9 گروه مورد لعن قرار گرفته اند :
1. شياطين;
2. كافران;
3. كتمان كنندگان حقايق;
4. آزار دهندگان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم);
5. ستمكاران;
6. فسادگران در زمين;
7. نسبت دهندگان دروغ به خداوند بزرگ;
8. رهبرانى كه مردم را به سوى آتش فرا مى خوانند;
9. نسبت دهندگان به فحشا ـ زنا و ... ـ .
و در روايات؛ پيامبر اسلام و ساير پيامبران چند گروه را لعن كرده اند:
1. كسى كه در كتاب خدا چيزى بيفزايد;
2. كسى كه قضا و قدر الهى را انكار نمايد;
3. كسى كه با سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مخالفت كند;
4. كسى كه حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كند;
5. كسى كه با زور سر نيزه و حكومت استبدادى بر امور مردم مسلط شود;
6. كسى كه اموال و ثروت هاى عمومى و ملى را به غارت ببرد و حيف و ميل نمايد.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!
(در هر مورد مدارك موجود است كه در صورت نياز ارائه مي كنم)
در روايات بسياري بصورت مستقيم و غير مستقيم سب و لعن صحابه به چشم مي خورد:
لعن صحابه از ديدگاه شيعه و اهل سنت:
اميرمؤمنان(عليه السلام) در قنوت نماز افرادى مانند معاويه، عمروعاص، ابى موسى و ابى اعور سلمى را لعنت كرده است،(8)
و در روايات اهل سنّت آمده كه عايشه، عثمان را لعن كرده است.
تفتازان در پاسخ كسانى كه مى گويند: «چنانچه طعن، لعن، فاسق دانستن و گمراه دانستن صحابه بدعت و خروج از دين است، چرا خود صحابه با شمشير به جنگ يكديگر رفته و با زبان خود هر گونه سخن ناپسند را جارى ساختند و اين خود غيبت و طعن و لعن است»،
مى نويسد: آنچه بين صحابه پديد آمده و در كتاب هاى تاريخى، از طريق افراد ثقه و مورد اطمينان نقل شده، دلالت دارد كه برخى از صحابه از طريق حق خارج شده و به حد ظلم و فسق رسيدند. سرچشمه اين برخوردها، كينه، عناد، حسادت، مقام دوستى، جاه طلبى و گرايش به لذات و شهوات بود; چرا كه صحابه معصوم نبودند، جز آن كه علما به خاطر حسن ظن به صحابه، براى رفتار آنان تأويل و توجيهاتى را ذكر نموده اند، و بر اين رفته اند كه صحابه از آنچه موجب گمراهى و فسق شود محفوظ مى باشند; بويژه مهاجران و انصار.
و اما آنچه پس از آنان از ظلم و ستم بر اهل بيت(عليهم السلام)وارد شده به گونه اى آشكار است كه جاى هيچ گونه توجيه و پنهان كارى ندارد. آن رفتار چنان شنيع بوده كه جاى شبهه اى درباره آن باقى نمى ماند، زيرا جمادات و نباتات گواهى مى دهد، و زمين و آسمان گريه مى كند، كوه ها تكان مى خورد و صخره ها ـ در بزرگى آن ـ شكاف برمى دارد. نتيجه و آثار بسيار زشت اين اعمال بر تارك روزگار و ايام باقى است.
«فلعّنه الله من باشر، او رضى، او سعى، و لعذاب الآخر أشد و أبقى»;
پس لعنت خدا بر كسى كه بر ظلم به اهل بيت(عليهم السلام) مباشرت نموده، يا بر آن رضايت داشته و يا در انجام آن كوشش كرده است و همانا عذاب آخرت شديدتر و ماندگارتر است.
سپس در پاسخ اين كه، اگر گفته شود برخى از علماى مذهب، لعن يزيد بن معاويه را جايز نمى دانند در عين اين كه او را مستحق لعن دانسته اند، مى گويد:
«انگيزه جلوگيرى از لعن يزيد آن است كه جواز آن موجب مى شود كه لعن او دامن كسانى را نيز كه پيش از يزيد بوده اند بگيرد. چنان كه شعار شيعيان است از اين رو براى جلوگيرى آن در بين عموم مردم اين روش را پيش گرفته اند، در صورتى كه كسى در جواز و استحقاق آن شكى ندارد».(9)
يكى از عوامل مهمى كه سبب شده بسيارى از اهل سنّت از لعن پاره اى از صحابه جلوگيرى كنند، گسترش آن به خلفاى سه گانه مى باشد.
به عبارت ديگر چنانچه پاره اى از صحابه - كه پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در برابر اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت بويژه حضرت على(عليه السلام) به جنگ پرداخته و موجب كشتار بسيارى از ياران خوب پيامبر شدند و رفتار آنان موجب شد تا مسلمانان در نسل هاى بعدى نيز با مشكلات بزرگترى روبرو شوند نظير معاويه و يزيد ـ لعن شوند در اين صورت ممكن است اين لعنت به عثمان نيز كه خود زمينه هاى بى عدالتى و حاكميت امويان را در جامعه اسلامى پديد آورده سرايت كند.
از قول پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده است كه فرمود:
«من سب علياً فقد سبنى و من سبنى فقد سب الله عزوجل»;(10)
كسى كه على را ناسزا گويد به من ناسزا گفته است و هر كس به من ناسزا گويد، خداى بزرگ را دشنام داده است.
مغازلى روايت مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود:
«حرمت الجنة على من ظلم اهل بيتى...»،
بهشت بر ستمگران به اهل بيت و كشندگان و كمك كنندگان بر قتل آنان حرام شده است.(11)
و احاديثي كه بصورت مستقيم به لعن صحابه اشاره شده است:
ابوسفيان همراه معاويه به سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى آمدند، آن حضرت فرمود: «اللهم العن التابع و المتبوع، اللهم عليك بالأقيعس، قال ابن البراء لأبيه: من الأقيعس؟ قال: معاويه»;(12)
بار خدايا جلودار و پيرو را لعنت كن، خدايا اقيعس را به تو واگذار مى كنم، ابن براء مى گويد: به پدرم گفتم اقيعس كيست؟ پاسخ داد: معاويه.
محمد بن ابوبكر در نامه اى خطاب به معاويه نوشت: «و قد رأيتك شامية و أنت أنت، و هو هو أصدق الناس نية و افضل الناس ذرية، و خير الناس زوجة، و أنت اللعين بن اللعين، لم تزل أنت و ابوك تبغيان لرسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)الغوائل، و تجهدان فى اطفاء نور الله...»;(13)
تو را ديدم; اما على صادق ترين مردم در نيت است، و برترين ذريه است در بين مردم، بهترين مردم است از حيث همسر و تو ملعون و نفرين شده و پسر نفرين شده اى ـ توسط پيامبر نفرين شده اى ـ همواره تو و پدرت عليه رسول خدا طغيان نموده و در جهت خاموشى نور خدا تلاش مى كرديد.
در صحيح بخارى نيز اين گونه روايات آورده شده است. عبدالله عمر مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در روز جنگ احد پس از مجروح شدن و شكسته شدن دندان مباركش و همچنين مثله نمودن جنازه عمويش حمزه چنين نفرين نمود:
«اللهم العن أباسفيان، اللهم العن الحارث بن هشام، اللهم العن سهيل بن عمرو، اللهم العن صفوان بن أميه»(14)
آن گاه از خداوند درخواست نمود كه جزاى چنين اعمالى را به بالاترين وجه به آنان دهد.
و اما بدعت ها و هتك حرمت هايي كه توسط برخي صحابه (از جمله عمر) صورت گرفته ، و در روايات بسيار به چشم ميخورد از جمله دلايلي است
كه مشمول لعن كنندگان در قرآن و روايات كه در بالا ذكر كرديم جاي ميگيرد....
ــــــــــــــــــ منابع ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
1- سوره فتح ، آيه : 18.
2-به داستان بيعت شجره = رضوان در مغازى واقدى و خطط مقريزى مراجعه شود.
3-سوره توبه ، آيه : 101.
4-اشاره است به داستان افك در سوره نور آيات : 11 - 17 نازل شده در برائت عايشه بر تهمتى كه بر او زدند، به روايت خود او، يا در برائت ماريه از اين تهمت ، بنابر روايت غير عايشه ، چنانكه در جلد دوم متن عربى احاديث ام المومنين عايشه آمده است .
5-سوره جمعه ، آيه 11.
6-بخارى ، تفسير سوره مائده ، باب يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك و تفسير سوره انبيا. ترمذى ، ابواب صفت قيامت ، باب روايات وارد در شان حشر، و تفسير سوره طه .
7-صحيح مسلم ، كتاب فضائل ، باب اثبات حوض نبينا. حديث 40.
8-بحارالانوار، ج 8، ص 566; در كتاب نصر بن مزاحم آمده كه حضرت على(عليه السلام) پس از نماز صبح و مغرب نفرين مى كرد: اللهم العن معاوية و عمراً و ابا موسى و حبيب بن مسلمه; سفينة البحار، ج 2، ص 514.
9. شرح مقاصد، سعدالدين تفتازانى، ج 4 ـ 5، ص 311 ـ 310.
10. عيون أخبار الرضا، ج 2، ص 68; مسند، احمد، ج 6، ص 326 و خصائص الامام على، نسايى، ص 24.
11. مناقب، مغازلى، ص 41.
12. الاستيعاب، ج 1، ص 217; سيره حلبيه، ج 1، ص 317 و الغدير، ج 8، ص 245.
13. مروج الذهب، ج 3، ص 14 ـ 16.
14. مسند احمد، ج2، ص93