-
پارتی ها وشاهان اشکانی
راجع به نژاد پارتی ها مدتها بین مورخین و محققین اختلاف بود بعضی آنها را از نژاد آریانی میدانستند و برخی از نژاد اصفر(چینی و مغولی)و عده ای هم از اختلاط هر دو و لیکن پس از غور در زبان وعادات و اخلاق آنها این عقیده کاملا قوت یافته که پارتی ها از آریان های ایرانی بوده اند ولی از جهت همجواری با سک ها عادات و اخلاق و مذهب اینها در آنها اثر کرده بود قسمتی از سک ها موسوم به عشیره داه در زمان قدیم اراضی بین گرگان و کراسنوودسک امروزی را اشغال کرده بود و به همین جهت این صفحه را دهستان می نا میدند . به واسطه مجاورت پارتی ها با این مردم بین آنها اختلاطی حاصل شد و از عشیره داه طایفه آپارانی ممتاز شد و دودمان اشکانی از این طایفه بیرون آمد.
بنابرین نژاد اشکانیان به سک ها می رسید ولیکن از جهت توطن طولانی در ایران اشکانیان نیز ایرانی شده بودند.در باب وجه تسمیه اشکانیان بعضی به این عقیده اند که محل اقامت خا نواده اشکانی در آساک بوده واین اسم از اسم محل مزبور آمده(آساک را با قوچان حالیه تطبیق می کنند)
ظن قوی این است که اشکانیان خود را اشک نامیده اند تا نسبت این سلسله را به اردشیر دوم هخامنشی که نیز نامش ارشک بوده برسانند و بعدها ارشکان اشکان شده اشت.
اشک 1:ارشک اول
این شخص با طایفه خود آپارانی همدست شده در 256قبل از میلاد بیرق مخالفت با سلو کی ها بیفراشت و جنگهای متعدد با آنها نموده در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تاسیس کرد.پس از این فتح عزیمت با ختر نمود وبا این مملکت که نیز مستقل شده بود جنگ کرده در حین جنگ کشته شد.
چون ارشک بانی سلطنت اشکانیان بود شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس می کردند چنانکه به او لقب اپی فانس دادند وبه یاد بود اینکه او سر سلسله اشکانی است به اسم خود کلمه اشک را افزودند (ارشک بعدها اشک شد)مورخین هم این نکته را رعایت کرده اند.
-
اشک 2-تیرداد اول
بعد از برادر به تخت نشست واز اشغال سلوکی ها در مغرب استفاده کرد گرگان را به پارت ضمیمه کرد .بعد با دیودور پادشاه باختر متحد شد ه و سلوکوس دوم را شکست داده خود را شاه بزرگ خوانده و پارتی ها جلوس او را مبدا تاریخ قرار دادند.(248ق.م
اشکانیان برای انکه نسبت خود را به هخامنشیان برسانند می گفتند که فری یا پیت پدر ارشک و تیرداد اول پسر اردشیر دوم بوده.
پایتخت اشکانیان را یونانی ها هکاتم پیلس یعنی شهر صد دروازه نامیدهاند عقیدهای که بیشتر طرفدار دارد این است که در جنوب غربی دامغان واقع بوده بعدها ری همدان و تیسفون نیز پایتخت بوده است فوت تیرداد در 214ق.م روی داد.
اشک3-اردوان اول
بعداز تیرداد پسرش اردوان به تخت نشستو از گرفتاری آنتیو خوس سوم (کبیر)برادر سلوکوس سوم استفاده کرده ولایت مردها و ری و همدان را گرفت.ولیکن بعد که پادشاه مزبور با قشون زیاد به ایران آمد اردوان عقب نشسته پایتخت خود را هم به سلوکی ها داد.بعد آنتیو خوس به گرگان رفت ولی از عهده سوار نظام پارتی بر نیامدبا لاخره عهد نامه ای بین دولتین منعقد و اردوان رسما شاه ایران شنا خته شد.
در این جنگ آنتیو خوس معبد آناهیتا را در همدان غارت کرده ذخایر و نفایس زیاد از آنجا بر گر فت نوشته اند که چهار میلیون هشتصد هزار تومان تقریباقیمت این ذخایر بوده است.
اشک 4-فری پاپیت
پس از پدر به تخت نشست و به آسودگی سلطنت کرد زیرا با ختری ها متو جه هند بوده با پارتی ها کاری نداشتند .فوت او در 181 ق.م بود.
اشک 5-فرهاد اول
بعد از پدر به سلطنت رسید و تپورستان را تسخیر کرده طایفه مردها را مجبور نمود که در بند بحر خزر (یا چنان که اروپایی ها نامند دروازه کاسپین)و راهی را که از خراسان به ماد می رفت حفظ کنند این شاه شهر خاراکس را در ری بنا کرد.
-
اشک6-مهرداداول
بعد از برادر به تخت نشست و بانی عظمت دولت پارت گردیددر این اوان دولت سلوکی به واسطه جنگ با رومی هاویهودیها ضعیف شده بود.مهرداد ابتدا مرو را از باختری ها گرفت بعد آذربایجان را از امرای محلی که در آنجا استقلال یافته بودندانتزاع نمود.پس از آن به خوزستان وپارس وبابل پرداخت وبعد به هند رفته قطعه ای را تا رود جلم به مملکت خود ضمیمه کرد.از زمان او دولت پارت بزرگ شد.
این شاه با دمتریس سلوکی جنگ کرد ولی در ابتدا بهره مندی نداشت زیرا یونانی ها با دمتریس همراهی کردندو باختر هم بر پارتی ها قیام نمود ولیکن مهردادداخل مذاکره صلح شده دمتریس را اغفال و بعد جنگ کرد واو را در زندان انداخت.این شاه بتقلید شاهان هخامنشی خود را شاهنشاه خواند.
اشک7-فرهاد دوم
بعد از پدر به تخت نشست آنتیو خوس سی ده برادر دمتریس در غیاب او مملکت سوریه را تصرف کردو به آن هم اکتفا نکرده خواست ایران را تسخیر کند. در ابتدا بهره مندی با او بود.مردمان ایران بر فرهاد شوریدندو عرصه بر او تنگ شد.زیرا تنهامملکت پارت برای او باقی مانده بود.فرهاد خواست صلح نماید ولی شرایط صلح خیلی سخت بود.توضیح اینکه فرهاد باید به مملکت پارت اکتفا کرده وباج بدهد.
شاه برای ایجاد جنگ خانگی در سوریه دمتریوس را زندان کرد تا سلطنت شامات را از برادرش استردادکندولیکن کار فرهاد ازجای دیگر درست شد.
توضیح آنکه شدت ظلم سلوکی ها مردم را به طرف فرهاد کشانیدوآنتیوخوس با سپاهی جرار به ایران آمدولی فرهاد به او فرصت نداده ناگهان بر اوتاخت ودر حین جنگ پادشاه سلوکی کشته شد.
از این به بعد سلوکی ها جرئت نکردند معترض ایران شوندوانحطاط کامل در دودمان سلوکی شروع شد.پس از این فتح گرفتاری دیگری برای فرهاد پیش آمد.
او سک ها را به کمک طلبیده بود و وعده کرده بود به آنها مبلغ زیادی بدهد.چون بی کمک آنها فایق آمد پولی نداد و انها بنای قتل وغارت را درولایات گذاشتند ودر جنگی که فرهاد با انها کرد کشته شد.
-
اشک8-اردوان دوم
اردوان دوم که عموی فرهاد بود با مردم یوئه چی جنگ کرده زخم برداشت وبر اثر آن فوت کرد.این مردم را هون ها به طرف ایران رانده بودند.بر اثر فشار آنها دولت باختربه هند منتقل گردیدبعد از شصت سال منقرض شدویوئه چی هادر باختر دولتی تاسیس کردندکه در تاریخ موسوم به کوشان است.مدت سلطنت اردوان ظاهرادو سال بود وبعد از اوپسرش مهردادبه تخت نشست.
اشک9-مهرداد دوم/بزرگ
این شاه از شاهان بزرگ اشکانی است.در زمان او ایران بر سک ها ومردمان صحرا گرد که از طرف شمال فشار به مملکت ایران وارد می نمودندفایق امد وچنان شکستی به آنها داد که دیگر مدتها متعرض ایران نشدندونیز از زمان این شاه ایران در مرحله جدیدی وارد شد.توضیح آنکه دولت عالمگیر روم تمام عالم غرب را تسخیر کرده به سر حدات ایران نزدیک گردید و اوضاع جدیدی در آسیای غربی پیش آمد.
خلاصه اوضاع از این قرار است:از یکطرف دولت روم تسخیر ایران وهند را برای برای تکمیل جهان داری خود لازم میدیدواز طرف دیگرایران که به طرف غرب بسط وتوسعه می یافت با این حریف قوی وزبردست که عالم را عاجز کرده بود قهرا مواجه میشد.
در نتیجه این پیش امدهای تاریخی ایران و روم در مدت چند قرن با هم در سر تقسیم عالم در مبارزه و جنگ شدندوکشمکش اشکانیان با رومی ها با فاصله هایی سه قرن ادامه یافت وپس از انقراض آنها هم سلسله این جنگها نگسست چه ساسانیان نیز در مدت چهار قرن با رومی ها ویونانی هادر زد و خورد بودند.
-
اشک10-سندروگ
بعد از مهرداد مدتی به فترت(جایگزینی)گذشت تا آنکه در 77ق-م.سندروگ برادر فرهاد دوم به تخت نشست.بعضی او را پسر ارشک دیکاس نوشته اند.این شاه پیروناتوان بود.و ارمنستان دراین زمان به واسطه اتحادبادولت پنت قادروزورمند لذا تیگران آذربایجان را متصرف شده جلگه فرات را غارت کرد وبه باقیمانده مستملکات سلوکی ها دست انداخته خود را شاهنشاه خواند.
مدت زمان سلطنت سندروک را 7 سال نو شته اند.
اشک11-فرهاد سوم
بعد از پدر به تخت نشست.در زمان این شاه باز دولت ایران با دولت روم ارتباط یافت.وقتی پومیه که تازه به آسیای صغیر وارد شده بود و ارمنستان قوت داشت رسولی نزد فرهاد فرستاده تکلیف کرد که اگر شاه ایران به ارمنستان قشون کشی کند دو شهر کردون و آدیابن از ان ایران خواهند شد.
فرهاد با قشون زیاد وپسر ارشد تیگران وشاهزاده های ارمنی که در دربار ایران بودند به ارمنستان حمله برده آرتاکساتا را محاصره نمود .ولی تیگران به طرف کوهها فرار کرد .بعد شاه ایران پنداشت که کار خاتمه یافته و مراجعت نمود.ولی تیگران همین که خبر مراجعت اورا شنیدبرگشت وقشون محاصره را بپراکند.
بعد که پویه ارمنستان را مغلوب ودست نشانده نمودونخواست وعده خود را بجا ارد رفتار مذکور ونیز اینکه پومیه نمی خواست فرهاد را شاهنشاه خطاب کند باعث کدورت بزرگ بین شاه ایران واو گردید.
در ابتدا سردار رومی می خواست با ایران جنگ کندولیکن پس از قدری تامل فهمید کار خطرناکیست وباز ایستادبعد این مسئله بین ایران و روم به حکمیت تسویه گردید.
پومیه مادامی که در آسیا بود با ایران مدارا میکردو لیکن اوضاع بخوبی نشان می دادکه بزودی دو دولت بزرگ ایران وروم خصمانه مواجه خواهند شدزیرا فرهاد از پومیه خواست که فرات سر حد دولتین گرددو او جواب مساعدی ندادودیگر اینکه پومیه با خوزستان وپارس وآذربایجان روابطی ایجاد می کرد فرهاد را دو پسر او مهرداد و ارد مسموم کردند.
-
اشک12-مهردادسوم
مهرداد پس از پدر به تخت نشستوچهار سال سلطنت کرد.ولیکن از جهت سختی وسفاکی او نجبا ومردم بر او شوریده( ارد )برادر کوچکترش را به تخت نشاندند. مهرداد نزد گابی نیوس والی روم در سوریه رفت ودر ابتدا والی مزبور این موقع را بهانه مناسبی برای دخالت در امور ایران پنداشت ولی بزودی متوجه امور مصر شده از خیال همراهی با مهرداد منصرف گردید.
-
اشک13- ارد اول
یکی از شاهان نامی اشکانی است .برادر اومهردادبعد از یاس از والی سوریه باز از پای ننشست وبر ضد برادر اقداماتی کردولیکن بزودی در بابل گرفتار و کشته شد.
جنگ اول ایران وروم در زمان ارود رویدادوبه غلبه ایران خاتمه یافت.توضیح انکه کراسوس یکی از روسای سه گانه ممالک وسیعه روم حکمران سوریه و متصرفات روم در تسیای پیشین شد.
این شخص که تسخیر ایران وهند را جدا جزو نقشه خود قرار داده بود با این مقصود در دفعه اول پی با لژیونهای رومی به بین النهرین تاخت و پیشرفتی یافته بعد به شام برگشت 54ق-م در این حال ارتاوردس پادشاه ارمنستان او را ملاقات نموده وعده دادکه شانزده هزار سوار وسی هزار پیاده به او بدهد ونیز به کراسوس گفت که اگر در ارمنستان با ایران جنگ نماید سواره نظام ایران نخاهد توانست عملیاتی کند وپیاده نظام روم که به کوهستان عادت کرده بهره مندی تام خواهد یافت.
ولیکن کراسوس که بین النهرین را به واسطه سفر قبل بهتر می شناخت ترجیح داد از این راه به ایران حمله کند. در این موقع ارود سفیری نزد کراسوس فرستاد که این پیغام را برساند:
اگر مردم روم می خواستند با من جنگ کنند من جنگ می کردم وازبدترین عواقبان بیمی نمی داشتم ولیکن اگر چنانکه فهمیده ام شما برای منافع شخصی به خاک ایران دست اندازی می کنید حاضرم به سفاهت شما رحم کرده اسرای رومی راپس بدهیم!
کراسوس به سفیر گفت که جواب پادشاه شما را در سلوکیه خواهم داد .سفیر خندیده وجواب داد اگر از کف دست من ممکن است مویی بروید شما هم سلوکیه را خواهید دید.
پس ان کراسوس با سپاهی جرار که مرکب از لژیونرهای ورزیده و عده نفراتشان جمعا به 42000هزار بالغ بود عازم بین النهرین گردید اما ارود با پیاده نظام خود با نهایت سرعت داخل ارمنستان شده این مملکت را اشغال نموده تا پادشاه ان نتواند سواره نظام خود را به کمک کراسوس بفرستد.
-
ادامه مطلب قبلی
بعد از انجام این کار سورنا را که یکی از سرداران رشید وقابل بود با تمام سواره نظام پارتی به جنگ کراسوس فرستاد اما کراسوس که در ابتدا می خواست متابعت ساحل فرات را کرده در مقابل سلوکیه جنگ کند به اغوای یکی از مشایخ عرب که از متحدین ارد بود نقشه خود را تغییر داده وارد جلگه های بین النهرین گردید وتا نزدیکی حران (کاره)پیش رفت.
در اینجا ناگهان قشون سورنا پیدا شد سردار ایرانی حیله ای بکار برد.توصیح انکه برای اغفال رومی ها فسمتی از سواره نظام ایران را از حیث عده کم کرد و رومی ها که پنداشنتد فتح خیلی آسان است قبل از اینکه به قشمن خود برای رفع خستگی وعطش فرصت دهند جنگ را شروع کردند.
لژیونرهای رومی به طرف دشمن حرکت کردندکه اول زوبینهای خود را بکار برده بعد با شمشیر جنگ تن به تن نمایند.صفوف مزبوره مرکب بود از سربازان ورزیده که تنگبهم چسبیده بودندهمین که صفوف رومی به حرکت آمد صدای طبل از سپاه ایران برامدوسوارهای ایرانی که پنهان شده بودنداز هر طرف جمع شده و لباس رویی را کنده شروع بجنگ نمودندتیرهای رومی به سواره نظام ایرانی کارگر نبود زیرا پارتی ها از جهت مهارتی که در تیر اندازی داشتند از دور جنگمی کردندبعد که پیاده نظام رومی نزدیکشد سواره نظام پارتی اسلوب جنگوگریز را بکار برد یعنی قدری جنگکرده وبعد از هر طرف فرار نموده قیقاج تیر انداخت تا انکه رومی ها را به جاهای بی آبوعلف کشانید پس از ان از هر طرف برگشته حمله به لژیونرهای رومی کرد و تلفات تلفات زیاد بر انها وارد نمودند.
در این احوال فابیوس پسر کراسوس که زیر دست بزرگترین سردار روم یولیوس سزار(توی کتاب نوشته یولیوس ولی من شک دارم اشتباه چاپی باشه وژولیوس باشه) در مملکت گل (فرانسه)فنون جنگی را آموزش دیده بود با 1400نفر سوار در رسید وبه کمک کراسوس شتافت ولی سواره نظام گل باوجود رشادت غریبی که از ابراز کرد نتوانست از عهده سواران پارتی براید آنها از پیش روی فابیوس باز فرار کرده وبعد برگشته از هر طرف به او تاختند ودر حینی که کراسوس می خواست فرمان حمله به قشون خود دهد نا گاه دید سر پسرش بر سر نیزه ها در میان پارتی ها بلند است.
سواران پارتی همین که سر را دیدند بر جرئت وافزوده شد و عرصه را چنان بر رومی ها تنگکردند که او کتاویوس یکی از صاحب منصبان ارکان حرب وقیصر زمان بعد در روم تصمیم به عقب نشینی گرفت قشون رومی می خواست به کوهستان رود تا از حملات سواره نظام ایران در امان باشد ولیکن به اشتباه بلدی که قشون مزبور را هدایت می کرد این مقصود حاصل نشد زیرا محلی را که قشون رومی اشغال کرد مانع از عملیات سواره نظام ایران نبود پس از ان سورنا تکلیف متارکه به کراسوس نمود واو را متقاعد کرد که بطرف رودخانه رفته متارکه را امضا کند کراسوس مطمئن شده تنها با سورنا به طرف رودخانه عازم شد.
-
پس از حرکت کراسوس صاحب منصبان ارکان حزب او نگران شدند که مبادا نسبت به او خیانتی شود ودنبال او رفتنددر این حال جنگی میان سواران پارتی ورومی در گرفتوکراسوس کشته شد.همین که قشون رومی خبر کشته شدن او را شنید سخت متوحش شدند وبه استثنای دو هزار نفر که موفق به فرار شدند باقی اسیر پارتی ها گشته یا به دست اعراب افتادند.
تلفات قشون کراسوس را در این جنگ 20000نفر نوشته اند.عده اسرایی که پارتی ها گرفته به مرو فرستادندنیز قریب 20000نفر قلمداد شده است.
بعضی کشته شدن کراسوس را منتسب به شورشی در قشون روم کردهاند وگویند سورنا در این شورش دست داشته است. موافق روایت اولی اقدام او خائنانه بوده ولی روایت اخری به نظر صحیح تر می اید زیرا احوال رومی ها بسیار بد و عقب نشینی برای احتراز از شورش اختیار شده بود.
سر کراسوس را برای ارد وقتی که در ارمنستان بوده بردندوبه پای او افکندند.در این موقع نمایشی که از تصنیفات اوریپید مصنف یونانی به مناسبت عروسی پاکر پسر ارد با دختر پادشاه ارمنستان در دربار میدادند ویکی از بازیگران یونانی سر را بلند کرد وشعری از اورپید به مناسبت احوال بخواند.
سورنا چنانکه از مورخین رومی استنباط میشود اثر غریبی در رومی ها گذارده و جالب توجه مخصوص شده بود این سردار ده هزار نفر سوار از املاک و علاقجات خود را برای این جنگ تجهیز کرده به دشت برد .
بعد از فتح حران ارود عزم تسخیر سوریه را کرده با کاسیوس که بقت السیف فشون رومی را به ان مملکت مراجعه داده بود جنگ نمود.اینجا رومی ها به اسلوب پارتی ها عمل کرده و قشون ایران را به کمینگاهی کشیده شکست دادند.
پس از ان متارکه ممتدی بین ایران وروم وقوع یافت .باز در 39 قبل از میلاد ارود پاکر را با سپاهیان زیاد و لابی نیوس سردار رومی که در خدمت شاه ایران بود برای تسخیر سوریه فرستاد.در ابتدا او موفق شد ولیکن بعد از امدن وینتیدیوس باسوس به سوریه بهره مندی با رومی ها گردید . توضیح انکه پاکر در این جنگ کشته شد و ارود از تسخیر سوریه صرف نظر کرد وبعد بواسطه فوت پسرش از سلطنت بیزار شده ان را به پسر بزرگترش فرهاد واگذار کرد.
جنگ حران در تاریخ ایران از اهمیت زیادی برخوردار استزیرا رومی ها تا این زمان در همه جا فاتح بودند و این شکست بر صولت انها سایه سایه افکنده نام دولت پارت را در عالم بزرگ کرد.
جنگ حران نظیر جنگ ماراتن است چنانکه در ان زمان دولت هخامنشی در نهضت خود به غرب در دفعه اولی به دیوار محکم یونان برخورد وتوسعه ی ان متوقف شد.همچنان دولت روم برای مرتبه اولی با سد متین ایران تصادف نمود واز ان به بعد توسعه ان در آسیا خاتمه یافت.
-
اشک14-فرهادچهارم
پسر ارد اول بود ، که از سوی پدر به جانشینی انتخاب شد . مادر او رامشگری یونانی بود .فرهاد چهارم در نخستین اقدام خود پس از ریسدن به قدرت ، دست به کشتار بزرگی در دودمانش زد ، روایت شده که همه برادرانش را بکشت و سپس به خیال نابودی پدر افتاد و او را نیز کشت.
فرهادچهارم این کشتار را متوجه بزرگان نیز کرد و عده زیادی از آنان را نیز بکشت . در این میان آنتونیوس سردار روم تصمیم گرفت تا از نارضایتی ایرانیان از فرهاد چهارم استفاده کرده و به ایران حمله کند ، اما در انتها با 24 هزار کشته مجبور به عقب نشینی گردید . تنوانست پس از آن ارمنستان را نیز مجددا" تسخیر و پادشاه آنجا یعنی آرتاوازدس را مغلوب نماید .
بعد از آن چون فرهاد خود را در جبهه جنگ با روم پیروز دید ، مغرور گشته و ستم و بیداد را پیش گرفت . لیک مردم به رهبری تیرداد در سال 33 قبل از میلاد بر او شوریدند .مجبور به فرار از ایران شد و به روایتی تمام زنانش را کشت تا به دست دشمن نیفتند . از این سوی نیز تیرداد به تخت سلطنت نشست . اما فرهاد به یاری سکاها مجددا" به ایران بازگشت و مجددا" بر تخت سلطنت نشست . تیرداد نیز پسر کوچک فرهاد را برداشته به نزد اکتاویوس قیصر روم که در آن زمان در سوریه به سر می برد رفت . در انتها در سال 20 قبل از میلاد ، فرهاد پذیرفت پرچمها و اسرای رومی را که در جنگ حرّان به چنگ ایرانیان افتاده بود با پسرش معاوضه نماید و این کار باعث شور و شعف بسیار در روم گشت . از آن سوی اکتاویوس به منظور حفظ روابط دوستانه با ایران کنیزی ایتالیایی به نام موزا را به عنوان هدیه برای او فرستاد . فرهاد بعدها از موزا صاحب پسری به نام فرهادک شد .
فرهاد نیز چهار پسر خود را به روم فرستاد تا مقیم روم باشند ، و بدلیل این حسن تدبیر ، جنگ میان ایران و روم به مدت 100 سال متوقف گشت ، در اواخر عمر اوپسر خود فرهادک از ملکه موزا را به عنوان ولیعهد خود انتخاب کرد ، اما فرهادک منتظر مرگ طبیعی پدر نشد و با کمک مادرش زهری را ترتیب داده و پدر را به وسیله آن کشت .مدت حکومت فرهاد چهارم حدود 35 سال از 37 تا 2 قبل از میلاد بود .
-
اشک15-فرهاد یا فرهادک
پسر فرهاد چهارم از کنیز رومی اهدایی آنتونیوس به نام موزا ، بود که سرانجام با همدستی مادرش بر تخت سلطنت نشست . بر سکه هایفرهادک نقش صورت او به همراه مادرش دیده می شود که به روایتی با هم ازدواج کردند .فرهادک در ابتدای امر سفیرانی را به نزد قیصر روم فرستاد تا برادرانش را برگردانند ، اما قیصر روم شاهی فرهادک را به رسمیت نشناخت و او را غاصب سلطنت خواند . قیصر تهدید کرد که یکی از برادران فرهادک را به تخت سلطنت بنشاند و بدینگونه روابط ایران و روم به تیرگی گرایید . در انتها فرهادک پذیرفت که در امور ارمنستان دخالتی نکند و در عوض دولت روم هم شاهی او را به رسمیت بشناسد .
از آنجا که مادر فرهادک کنیز رومی بود و همچنین به دلیل اینکه اومبادرت به کشتن پدرش کرده بود و شاید مهمتر از همه به دلیل صرف نظر کردن او از ارمنستان ، آنهم پس از آن پیروزیهای درخشان پدرش بر روم و ارمنستان ، سبب گردید که بزرگان و نجبای ایران به مخالفت با فرهادک برخیزند ، و سرانجام اورا از سلطنت خلع و کشتند . مدت حکومت فرهادک 6 سال از 2 قبل از میلاد تا 4 میلادی بوده . از مهمترین اتفاقات جهان در سالهای حکومت او ظهور حضزت عیسی میسح پیامبر خدا بود .
-
اشک 16-ارد دوم فردی از دودمان سلطنتی اشکانی بود . اما نسب او به طور دقیقنامشخص است . وی از ترس فرهادک به گوشه ای پناه برده و به طور گمنام می زیست و هیچ انتظار نداشت که روزی او را به سلطنت بخواهند . اما شورشیانی که فرهادک را کشتند ، او را به قدرت رسانیدند . اگر چه او با چنین شرایطی که به قدرت رسیده بود می بایست رفتاری خوب از خود نشان دهد . لیک همین که به تخت نشست . بنای سختگیری و ظلم و ستم را گذاشت . به نحوی که مردم از او متنفر شده و او را به هنگام جشن و یا شکار کشتند . مدت حکومت او 4 سال یعنی از 4 تا 8 میلادی بوده است.
-
اشک17-وانان
بعد از ارد دوم مغستان (مجلس امرا ومغ ها)از امپراتور روم خواست که از پسرهای فرهادکسی را روانه کند تا به تخت بنشیندوام وانان را فرستاد(رومی ها اسم او را ونونس نوشته اند)وانان چون به اخلاق رومی ها عادت کرده بود نتوانست سلطنت کند و به جای او اردوان به تخت نشست(تقریبا 16 م.)
-
اشک18-اردوان سوم
در ابتدا میان طایفه داهه در دهستان در سواحل دریای خزر ساکن بود و سپس به حکومت آتروپاتن و یا آذربایجان رسید . نسب او دانسته نیست ، لیک برخی مادرش را از شاهزادگان اشکانی دانسته اند . از آنجا که بزرگان اشکانی بر وُنن شوریدند ، اردوان سوم را از آذربایجان فرا خواندند و به تخت سلطنت نشاندند .
اردوان سوم نیز پس از دو جنگ با ونن سرانجام توانست بر او غالب گردد. پس از چندی روم دخالت خود را در ارمنستان آغاز کرد و آرتاکسیاس را به پادشاهی آنجا رسانید . بسیار خشمگین شده به ارمنستان رفت و پسرش ارشک را در آنجا حاکم ساخت ، اما ایبریها ارشک را در ارمنستان گرفته و کشتند ، اردوان سوم در بهار سال 36 سپاه بسیاری جمع کرد و به قصد گرفتن انتقام به ارمنستان تاخت ، اما در همان هنگام به تحریک روم شورشی در ایران علیه اودرگرفت و اردوان به زادگاهش داهه رفته و درصدد فرصتی برای حکومت دوباره ماند . از آن سو نیز روم تیرداد – برادرزاده فرهاد – را به تخت سلطنت نشانید . اما کم کم نجبا از او روی بر تافتند ، و از سوی دیگر ،اردوان سوم نیز به کمک قوم داهه توانست بر تیرداد تاخته ، تخت سلطنت را باز پس گیرد .
اردوان چون باز به قدرت رسید تمام دشمنان خود را بخشید . در زمان اوبه دلیل تعدی یهود به بابل ، مردم بابل با یهودیان دشمن شدند و جون یهودیان دیدند که نمی توانند در بابل بمانند ، کوچ کرده به سلوکیه رفتند ، یونانیان و سریانیان نیز در اتحاد با هم ، بر ضد یهود قیام کردند ، در منازعاتی که روی داد حدود 50 هزار یهودی کشته شدند و مابقی به تیسفون رفته ، از آنجا به شهرهای کوچک مهاجرت کردند . اردوان سوم در حدود 42 میلادی درگذشت . مدت حکومت او 25 سال از سال 17 میلادی تا 42 میلادی بود.
-
اشک19-وردان
پسر اردوان سوم بود که پس از او به قدرت رسید . وردان در آن زمان دور از دربار پارت بود اما با دعوت مجلس مهستان ، خود را به سرعت به پایتخت رسانید .
وردان موفق شد شهر یونانی نشین سلوکیه را که در زمان پدرش از ایران جدا شده بود به سال 46 میلادی به اطاعت از خود در بیاورد . پس از سرکوب شورش سلوکیه ، وردان به فکر چنگ انداختن به ارمنستان افتاد . لیک در همان هنگام خبر از شورش برادر ش – گودرز – به او رسید ، در حدود گرگان تا هرات جنگی میان دو برادر درگرفت و سرانجام گودرز شکست خورد .
اما از این پس او به دلیل اینکه شورش برادر به گمان او از جانب نجبای اشکانی بود ، بنای شقاوت و ستم را نسبت به نجبا گذاشت و نجبا نیز روزی در حین شکار ، نابودش کردند . مدت حکومت وردان 4 سال از سال 42 تا 46 میلادی بود
-
اشک20-گودرز
پسر اردوان سوم بود که بعد از برادرش وردان به قدرت رسید ، گودرز مدت چند روز پس از پدرش به تخت سلطنت رسید اما به سبب قساوتی که به خرج داد توسط مجلس مهستان از حکومت خلع شد ، سپس دوبار در زمان حکومت برادرش به او شورید که هر دو بار سرکوب شد . چون مجددا" به قدرت رسید ، هنوز شقاوتش با او بود و دست به کشتار در خاندانش زد و ابتدا برادرانش را بکشت ، اطفال و زنان باردار را نیز بکشت ، بزرگان نیز از او ناراضی گشته و سفیری را به روم فرستادند تا مهرداد – پسر وُنُن نوه فرهاد چهارم – را که در روم به سر می برد به ایران بفرستند تا به تخت سلطنت بنشیند ، اما در جنگی که میان مهرداد و گودرز در گرفت مهرداد دستگیر شد ، و گودرزنیز برای اینکه دیگر مهرداد نتواند مدعی سلطنت باشد گوشهای او را برید و به مناسبت این پیروزی دستور داد تا نقش او را که بر مهرداد پیروز گشته بر کتیبه ای در کوه بیستون ثبت سازند .
بنا به دو روایت گودرزدر اثر بیماری و یا در اثر یک توطئه مرد . مدت حکومت گودرز سال از سال 46 تا 51 میلادی بوده است . در جهت شرقي نقش برجسته ميتريدات دوم در بیستون بر روي همان صخره تصویرگودرز( 46-51 م ) کتيبه و نقش کنده کاري شده است .
در اين نقش پيروزي گودرزبر رقيبش مهرداد نشان داده شده است .اين نقش دو سوار مسلح به نيزه را نشان مي دهد درحالي که يکي ديگري را به زمين مي افکند . در بالاي سر گودرز فرشته اي در حال پرواز است . در دست فرشته حلقه گل پيروزي ديده مي شود غير از فرشته بالدار پيروزي که بر سر شاه پيروزمند تاج گل مي نهد و منشاء يوناني دارد . نقشهاي ديگر اين نقش برجسته کاملاً ايراني است . در پشت سرگودرزنقش يکي از نزديکانش ديده مي شود . کتيبه اي به خط يوناني قديم نام اين دو پادشاه را در برداشته است . عبارات کتيبه به نوشته ويليام جکسن چنين بوده : « مهرداد پارسي .... گودرز شاه شاهان ، پسر گيو » اما امروز تمامي کتيبه جز نام گودرز که هنوز هم به آشکارا خوانده مي شود محو شده است . نقش برجسته ذکر شده اثر ارزنده و معدودی است که از دوره اشکانيان در ايران شناخته شده است.
-
اشک21-وانان دوم
از آنجا که گودرز به کشتار همه برادران و اقوامش پرداخته بود ، چنین به نظر می رسد که وانان نسبت بسیار دوری با گودرز داشته است . گوتشمید او را برادر اردوان سوم دانسته است . به هر حال نجبا پس از گودرز ، وانان دوم را که والی ماد بود به سلطنت فرا خواندند . واقعه مهمی از سلطنت وی ذکر نشده و حتی مدت حکومت او دانسته نیست . احتمالا" حدود 2 سال بوده است . برخی معتقدند که وی در زمان حکومت خود بلاش را در امور مملکتی ، شریک خود ساخته بود.
-
اشک22-بلاش اول
پسر وانان دوم از زنی غیر عقدی بود که پس از وی به قدرت رسید . وی دو برادر به نامهای تیرداد و پاکرو داشت که پاکرو را حاکم پارت کرد و سپس خواست تا ارمنستان را برای تیرداد تصرف کند .
ارمنستان در ابتدا سر تسلیم فرو آورد ، اما چندی بعد به دلیل شیوع بیماری واگیردار مهلکی بلاش اول مجبور به عقب نشینی شد . در جنگهای زیادی که درزمان بلاش اول بین ایران و روم بر سر ارمنستان در گرفت عاقبت دو طرف توافق کردند که تیرداد – برادربلاش اول شاه ارمنستان باشد اما تاج خود را از قیصر روم بگیرد .
پس در سال 66 میلادی تیرداد به همراه خانواده اش به همراه 3000 تن از نجبا برای دریافت تاج از قیصر به ایتالیا رفت . تیرداد برطبق مراسم رومی می بایست بدون شمشیر به حضور قیصر حاضر شود . اما چون تیرداد راضی به اینکار نشد . قرار شد که با شمشیر برود اما تیغه شمشیر به غلاف آن میخکوب گردد . بدینگونه تیرداد تاج خود را از نرون گرفت و بازگشت . در سال 75 آلانها با ایبریها متحد گشته و دو برادر او را شکست دادند ،بلاشاز روم تقاضای کمک کرد اما هیچ کمکی از جانب روم نشد و اندکی بعد بلاش اول به مرگ طبیعی درگذشت .
بلاش اول برخلاف برادران و پدرانش به کشتار خاندان خود نپرداخت ، و بر عکس برادران خود را با کوشش بسیار حاکم نواحی مختلف ساخت . وی همچنین به دین زرتشت پایبند بود و امر به جمع آوری اوستا – که در زمان حمله اسکندر از میان رفته بود – داد . برای اولین بار در زمان اوست که نقش آتشکده و موبد بر روی سکه ها دیده می شود . مدت حکومت بلاش اول 27 سال از سال 51 تا 78 میلادی بود .
-
اشک23-پاکور
به طور دقیق مشخص نیست که پس از بلاش چه کسی به قدرت رسیده است، چنین به نظر می رسد که منازعاتی بر سر قدرت وجود داشته و چند نفر همزمان ادعای حکومت داشته اند . حتی نسبت به پاکور به طور قطع اطمینان نیست .
اما برخی او را پسر بلاش اول دانسته اند . در زمان پاکورشخصی در روم قیام نمود و خود را نرون نامید . اما بهره مند نشد و فرار کرد و به پارت گریخت . و پاکور او را به روم تحویل داد . اونسبت به توسعه تیسفون پایتخت اشکانیان کوشش کرد و آن را تزیین نمود . از آنجا که وقایع زمان پاکوراحتمالا" به علت منازعات داخلی اشکانیان به طور دقیق دانسته نیست . مدت حکومت او نیز دانسته نمی باشد ، لیک احتمال داده اند که وی حدود 30 سال از سال 78 تا سال 108 میلادی حکومت کرده است .
-
اشک24-خسرو
خسرو برادر پاکور بود ، اگرچه پاکور دو پسر داشت اما مجلس مهستان رای به جانشینی خسرو داد .
بار دیگر پس از 50 سال جنگ میان ایران و روم در گرفت ، و تراژان قیصر روم توانست با حیله و قدرت ارمنستان و بین النهرین را از چنگ ایرانیان خارج کند . خسرو به شیوه جنگ پارتی رو به گریز نهاد تا بتواند ارتش روم را به دنبال خود به قلب خاک ایران بکشاند و رومیها هم در راه تا خلیج فارس دست به غارت و چپاول و کشتار زدند . اما تراژان در این میانه درگذشت و خسرو با حمایت مردم که از رومیها به ستوه آمده بودند ، موفق شد تمامی بین النهرین علیا و خسرون را به تصرف خود درآورد و پارثاماسپات - شاهزاده اشکانی - با تایید آدریان- قیصر جدید روم - به حکومت ارمنستان رسید . آدریان چندی بعد با خسرو در مرز ایران روم ملاقات کرده و دختر خسرو را که در زمان تراژان به همراه تخت زرین به چنگ رومیها افتاده بود ، به او بازگردانید و وعده داد که تخت زرین را نیز به زودی پس دهد . خسرو اندکی پس از آزادی دخترش و دیدن او درگذشت . مدت حکومتش 22 سال از سال 108 تا سال 130 میلادی بوده است .
-
اشک25-بلاش دوم
نسبت بلاش دوم با اشکانیان نا مشخص است.
وی در حدود 2 سال آخر حکومت خسرو ادعای سلطنت کرد . سلطنت وی به جز یک مورد در آرامش گذشت و چنین به نظر می رسد که مدعی خاصی نداشته است .
روم نیز در آن زمان ترجیح می داد تا به جای جنگهای پر هزینه و دشوار ، از طریق همسایگان به نزاع با یکدیگر ، نیات خود را عملی سازد . مدت حکومت بلاش دوم 18 سال از سال 130 تا سال 148 میلادی بود .
-
اشک26-بلاش سوم
بلاش سوم را با اندکی تردید ، پسر بلاش دوم دانسته اند که پس از او به قدرت رسید . بلاش سوم که بر خلاف پدرش روحیه آرامش طلبی نداشت ، تصمیم گرفت به جنگ روم برود و دست به تدارکاتی زد ، آنتونیوس قیصر روم به محض آگاه شدن از موضوع ، نامه ای به بلاش سوم نوشت و توصیه کرد که بی جهت خود را گرفتار کارهایی نکند که نتایجش معلوم نیست و ممکن است برای او ایجاد خسارت و ضرر نماید .
بلاش سوم نیز این توصیه را پذیرفت و جنگ با روم را به زمان دیگری موکول کرد . اما در سال 161 میلادی و پس از در گذشت آنتونیوس و روی کار آمدن مارکوس اورلیوس ، بلاش سوم به ارمنستان تاخت و پادشاه تحت الحمایه روم را از آنجا بیرون راند و بعد از آن نیز باشکست سپاهیان رومی سوریه را نیز فتح کرد ، اما کاسّیوس – سردار رومی – به جنگ بلاش سوم امده و او را شکست داد و پس از تسخیر سلوکیه آنجا را به آتش کشید .
آرتکساتا – پایتخت ارمنستان - را نیز ویران کرد و پادشاه سابق آنرا دوباره به قدرت رسانید . آنگاه کاسیوس تیسفون – پایتخت اشکانی – را تسخیر کرد و کاخ بلاش سوم
را با خاک یکسان نمود و شهر را غارت نمود . اما در آخر رومیان به دلیل طاعون بسیار سختی که تعداد زیادی رومی را نیز هلاک کرد مجبور به عقب نشینی شدند . اما به هر حال نواحی غربی بین النهرین ، از فرات تا رود خابور از دولت اشکانی جدا شد و به تصرف دولت روم درآمد . بلاش سوم در سال 191 میلادی در سنین پیری درگذشت . مدت حکومت او حدود 43 سال بود.
-
اشک27-بلاش چهارم
بلاش چهارم به احتمال زیاد ، پسر بلاش سوم بود ، اما برخی او را پسر فردی به نام سنتروک دانسته اند . در زمان بلاش چهارم میان سه تن از سرداران رومی بر سر امپراطوری منازعه درگرفت و هر یک از ایشان خود را امپراطور خواندند ، یکی از آنان تیگر نام داشت که در سوریه به سر می برد و چون خود را امپراطور خواند ، بلاش و شاهان دست نشانده دولت اشکانی ، سفیرانی را جهت تبریک به نزد او فرستادند . اما تیگر در جنگ با سور سردار دیگر رومی که داعیه امپراطوری داشت شکست خورد . و سور نیز به بابل و تیسفون سلوکیه تاخت و همه جا را غارت کرده و بلاش چهارم را نیز شکست داد و حدود 100 هزار زن و کودک را به اسارت درآورد . بلاش چهارم در سال 209 میلادی درگذشت و حدود 17 سال حکومت کرد.
-
اشک28-بلاش پنجم
بلاش پنجم پسر بلاش چهارم بود ، که پس از درگذشت او مدعی سلطنت شد . چنین به نظر میرسد که اودر نواحی شرقی ایران به سلطنت پرداخته است .و از سرانجام وی اطلاع دقیقی در دست نیست.
-
اشک29-اردوان پنجم
او نیز از پسران بلاش چهارم بودد ، که پس از درگذشت پدر همراه برادرش مدعی سلطنت شد . چنین به نظر میرسد که اردوان پنجم در مغرب ایران حکومت کرده و سلطنت وی با برادرش به طور همزمان بوده است .
اردوان با قیام اردشیر بابکان مواجه گشت و در جنگی که با او در دشت هرمزدگان رخ داد ، کشته شد . و بدینگونه سلسه اشکانی منقرض گشت و جای خود را به سلسه ساسانی داد ، مدت حکومت اردوان پنجم بطور همزمان با برادرش حدود 16 سال از سال 208 تا 224 میلادی بوده است.
پایان سلسله اشکانی