نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    Smile شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

    سلام و عرض ادب خدمت شما ، خواهش می کنم من را راهنمایی کنید :

    بنده خودم را شیعه علی(ع) می دانم ، حد اقل به من فهمانده اند که باید شیعه باشم ، سوالی دارم از خدمت شما مسلمانان :
    من هر زمان که کلام خدا (قرآن) را باز می کنم و ترجمه آن را مطالعه می کنم و در معنی و مفهوم آن فکر می کنم چیز عجیب و غریبی دستگیرم نمی شود ، بسیاری از مواقع این موضوع به ذهن من خطور می کند که قرآن کلام خود محمد(ص) است ، و با شنیدن سخنان اخیر سروش نیز این موضوع در من شدت بیشتری یافته ، اگر من در کلام الله بودن قرآن شک کنم ، پس باید در عصمت و رسالت محمد(ص) هم شک کنم ، اگر در رسالت محمد(ص) شک کنم ، پس در وجود یا عدم وجود خدا هم شک می کنم ! و این موضوعی است که من را آزار می دهد..... بسیاری از سوالات در زمینه های مختلف دینی و اعتقادی برایم پیش آمده که برای هیچ کدام به من جواب قانع کننده ای نداده اند ، از قضایای مربوط به جبر و اختیار گرفته تا قضاوقدر و عصمت پیامبران و عدل الهی و توحید افعالی و................. .
    که متاسفانه برای هیچکدام از این سوالات پاسخ عقلی قانع کننده ای نیافته ام ، من نمی توانم فقط با استناد به اینکه برای مثال فلان عالم شهود قلبی داشه یا نداشته ایمان بیاورم ، من نمی توانم با خواندن روایاتی که می گویند خدا شما را چنان و چطور می کند ایمان بیاورم. خدا خودش شاهد است که من دوست دارم ایمان بیاورم ولی انگار کسی دست من را بسته است .... نمی توانم قبول کنم.... برایم سخت است...
    آخر چرا قرآنی که به نظر من هیچ اعجازی ندارد را باید کلام خدا بدانم؟؟؟؟ نه تنها اعجاز ندارد ، بلکه از نظر من خیلی از موارد ضعف هم داشته باشد ، برای مثال ... چرا در قرآن ابتدا از حضرت موسی صحبت می شود و دو خط بعد قضیه و زنان می کشد ، جای دیگر فلان موضوع را مطرح می کند که ظاهرا هیچ ارتباطی با هم ندارند.
    من نمی توانم بپذیرم که پیامبر خود بی سواد بود ، ولی مردم را به خواندن و نوشتن تشویق می کرد ، من اصلا نمی توانم قبول کنم که پیامبر بی سواد بوده ، شاید در غار حرا مطالعه می کرده.... شما از کجا می توانید با صراحت بگویید که ایشان بی سواد بوده اند ؟ اگر به تاریخ استناد می کنید ، به نظر من تاریخ هیچ اعتباری ندارد ، تاریخی که 10 سال گذشته ما را هزار جور رقم می زند چه اعتباری می تواند داشته باشد...
    تاریخی که اهل سنت و شیعه بر سر صحب بسیاری از آن تضاد دارند....

    من دیگر دارم دیوانه می شوم....... لطفا یکی من را راهنمایی کند....

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    به نام خدا


    با سلام خدمت شما دوست عزيز كه بعد از مدتها دوباره به ما سر زديد ، صفا آورديد شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

    با آرزوي موفقيت براي شما دوست عزيز خيلي خوشحاليم در زمانه اي كه بعضي ها نسبت به مسائل ديني غفلت دارند و براي ايمان خود ارزشي قائل نيستند

    شخصي چون شما آنقدر اين مسئله براش مهمه كه اينطور براي حفظ ايمان و عقيده اش تلاش مي كنه . ما در دوره اي زندگي مي كنيم كه وسوسه و شك و انواع

    ناهنجاري ها بشر امروز رو فرا گرفته ، بشري كه به واسطه علم تجربي خودش بسياري از امور زندگي رو سهل و راحت كرده به اين اميد كه به آرامش برسه ؛ اما

    افسوس كه در كنار اين همه پيشرفت مادي ، قدمي در راه معنويت و كسب تعالي روحي بر نداشته بلكه به شدت هم پس رفت داشته ؛

    خواهش مي كنم خوب فكر كنيد ! تامل كنيد! اينها متاسفانه حقايق دنياي امروز ماست.

    من اصلا نمي خواهم به شما بگويم كه چون دنياي امروز به خاطر بي ديني دچار اين مشكلات است فلذا شما بايد ايمان بياوريد ! زود تر ! فوري! و از اين جور حرفها ؛

    نه اصلا ايمان بي دليل و بدون پشتوانه عقل سليم به چه درد مي خوره ؟ اينكه انسان بايد ايمان بياره و بعد ايمان شايد بفهمه و شايد هم نفهمه به چي ايمان آورده

    حرف بسيار باطل و بي خوديه.

    شايد همين ايمان بدون پشتوانه عقل مسيحيت بود كه جامعه غرب رو به فكر رها شدن از اين ايمان بي ريشه انداخت و روز به روز در شك و وسواس بيشتري فرو

    برد تا جايي كه حتي در وجود خودشون هم شك كردن ( بررسي مشكلات معرفت شناسي غرب خارج از بحث ماست و جاي ديگري مي طلبه) -

    ---------------------------------------------------


    بهتره بحثمون رو با چند سوال شروع كنيم :

    اول اينكه ما از كجا اومديم ؟ آيا ممكنه ما همينطوري الكي درست بشيم؟

    (اصلا به خدا كاري نداريم خواهش مي كنم دقيق به سوال توجه كنيد و نگذاريد ذهنتون به جاي ديگري منحرف بشه)

    آيا توي اين دنيا اتفاق بي دليل مي افته ؟

    اگر اينطوريه پس چرا هر وقت اتفاقي مي افته ما مي گيم چرا اين اتفاق افتاد؟ شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

    فرض كنيد يه روز بيايد خونه خداي نكرده ببينيد كامپيوتر درب و داغون شده شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت! اولين سوالي كه مي كنيد اينه كه چرا اينطور شده؟ شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

    اگه كسي به شما بگه يهو و خود به خود اينطوري شده و هيچ دليلي نداره شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت! و اين مطلب رو واقعا و با عقيده بگه شما در عقلش شك نمي كنيد؟

    علت شك شما در عقل طرف مقابل چيه؟

    انسان ذاتا جستجوگره شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت! و با خودش ميگه چرا كاري كه دليل داره ، دليل نداره ؟

    مگه مي شه يه پديده هم دليل داشته باشه هم نداشته باشه ؟ ( بودن و نبودن ، متناقضند)

    لذا شما در جا با خودتون مي گيد محاله و امكان نداره چيز با دليل ، بي دليل باشه؟

    پس هر پديده اي در اين دنيا علت و دليل داره .

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •