تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
یه سقف پا برجا
محکم تر از آهن . . .
سقفی که تن پوش هراس ما باشه
تو سردی شب ها لباس ما باشه
سقفی اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف لحظه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل . . .
از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو میگم ودوباره می گم
زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه می گیرم
گم می شم تو معنی تو، معنی تازه می گیرم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق، یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم
یه سقف رویایی
سقفی برای ما
حتی مقوایی
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
سقفی اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف، اگه باشه، پر می شه از گرمای تو
لختی پنجره هاشو می پوشونه دستای تو
زیر این سقف خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم اول ترانه پاشیم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه . . .
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه . . . . . . . . .



پاسخ با نقل قول